نمایش نوار ابزار

کولبران زودتر بمیرید

9898889شاعر بزرگ کرد چه زیبا گفته است: مرگ کجایی به دادم برس که زندگی مرا کشت.امروز چرا باید در فکر این قشر زحمتکش ،رنجدیده ومحروم بود ؟چرا باید در فقدانشان ماتمزده بود ؟به نظر من باید خیلی هم شادی کرد که عده ای از همنوعان وهم زبان ها وهمکیشانت از دست تلخی زندگی وبار سنگین فقر وپریشانی نجات می بابند وازاین دنیایی که سراسر تبعیض وبی عدالتی است رهایی می یابند .مگر کولبری زندگی کردن است ؟ روزی در اورامان از بالای صخره ها پرت شوند ؟روزی درمریوان براثر انفجارمین کشته شوند .روزی در پیرانشهر باشلیک گلوله زخمی می گردند وروزی در سردشت باید در زیر توده های برف ناپدید گردند.پس چه فرق می کند در کجا زندگی کند ود ر کجا زندگیش را فدا کند؟همه اش مرزهای کردستان است وعده ای مردم محروم و بی بهره از مزایای زندگی .کسانی که در طول تاریخ لقب مرزدار شجاع هم از سوی دیگر هموطنان وحکمرانان به آنان عطا شده تا دلشان به مرز نشینی خوش شود وبا آویزان کردن تصویر این حکم در زیر آن با زن وفرزندانشان گرسنه بخوابند ودر مواقع سخت ودشوار ودرایام جنگ وپیکار مقاومت نمایند تا دشمن هم عصبانی شده وبمب های شیمیایی را بر سر وروی آنان بریزد ودراثر این مصدومیت ها مظلومیت کشوری ثابت شود.
آری واقعا در قرن بیست ویکم ،کولبری نمی تواند شغل ومایه افتخار باشد ؟همچنانکه زندگیش مملو از درد ورنج است ،مرگش نیز ناگوار ومایه تاسف است!!!
چه باید کرد ؟آیا کسانی که در مرکز ودر کلان شهرها ودر مناطقی مانند شمال شهر تهران زندگی می کنند می دانند که در سرمای شدیدچندین درجه زیر صفر در مناطق کوهستانی که هر لحظه احتمال حمله ماموران ،سرما ،برف ،بهمن ومین وجود دارد ،کولبران چگونه کار می کنند ؟ وزندگی روزانه آنان چگونه سپری می شود؟ وتو ای کولبر استثمار شده که ناچاری برای تامین زندگی خانواده ات وعدم شرمساری در مقابل آنان ،این همه خطرات را تحمل نمایی ؛بدان سربلندی هرچند تنهایی؛ بدان یک روز صدای مظلومیتت را آزادگان وکسانی که از فطرت بید اری بر خوردارند می شنوند وصدایت را به گوش مسئولان می رسانند و ناله ها وفریادهای خفه شده در زیر توده های برف وبهمن ها می شنوند ونمی گذارند بیشتر از این در میان همهمه های فرصت طلبان ومنفعت طلبان خاموش شود .ای برادر کولبر ؛ بدان ؛هرچند جبر تاریخ وقدرت ها در طول تاریخ تورا به این ورطه انداخته وتلاش نموده اند تا قامتت را در زیر بارهای ستم وبی عدالتی خم نمایند ،اما شما هنوز با سربلندی وروسفیدی زندگی می کنی وخودت را از زیر بار منت دیگران آزاد نموده ای .برادر کولبر م این روزها نیز می گذرد وامیدوارم بشریت از لحاظ آگاهی واحساس وعواطف انسانی به مرتبه ای برسد که اگر خودش را شریک غم های شما نداند احساس دوری از مقام آدمیت را بنماید.

دیدگاه ها

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.