نمایش نوار ابزار

کولبران، نمایندگان مجلس، مسئولان و مردم

1552نوشتن و شعر زوری نیست؛ اگر شعر و مطلبی از سرذوق و از سرچشمه قلب و روان و از آبشخور ذوق نجوشد، نمی تواند کام خوانندگان را شیرین نماید و ذوقشان را مزه شیرین بچشاند. ولی گاهی انسان ناچار می شود از روی اضطرار قلم را بچرخاند و حافظه را بتکاند و زبان را بگرداند تا واژه هایی از گوشه و کنار ذهن و حافظه پیدا نماید بلکه وظیفه ای را اداکند و نقشی را ایفا نماید.

در روزهای اخیر حوادثی اتفاق افتاده و مطالبی بر زبان جاری شده و افاضاتی از سوی لمپنک هایی روان گشته که انسان را ناچار به بیان برخی مطالب ناقص و الکن می نماید.
فرمایشات برخی مسئولین مانند معاون سیاسی که باید به طور اساسی مشکل کولبرها حل شود و یا پرخاشگری ملیجک ها به دستور اربابانشان بر ضد اعضای کمپین حمایت از کولبران. لمپنک های حامی برخی از نمایندگان که نسبت به برخی از ادمین های کمپین اسائه ادب نموده اند. همگی مرا برآن داشت تا بار دیگر دهان زخمی را که بر پیکر این جامعه نجیب  و محروم وساکت است باز نمایم.
مردم کرد چنان نجیب ونسبت به مسئولان مهربانند که مدیران برای تصاحب صندلی ها در استان کردستان سر از پا نمی شناسند؛ چون در اینجا کسی نمی تواند انتقاد کند و انتقاد از مدیر به مثابه انتقاد از نظام و انقلاب محسوب می شود و کسانی که برای نظام و انقلاب هزینه داده اند با یک انگ و تهمتی از صحنه به آسانی خارج می شوند . اما این مسئولان چون منطقه را نمی شناسند و با دردهای مردم آشنا نیستند، در اظهار نظرها جز کلی گویی و سخنان بی پشتوانه علمی راه کاری علمی یا بنیادی ارایه نمی دهند و چون دلبستگی زیادی جز میز و مسئولیت ندارند، بنابراین نمی توان بر راه کارهای آنان زیاد اعتماد کرد.
بحث بعدی مربوط به نمایندگان است چه ادوار و یا کنونی. حضرت عباسی! من به خودم می گویم: اگر انتخابات آزاد و به دور از دخالت های برخی نهادها و نظارت استصوابی شورای نگهبان نباشد، راستی چند درصد از این نمایندگان بر کرسی مجلس می نشستند؟ پس مشخص است نماینده ای  که با لا حول و لا قوه  و با رد صلاحیت بهترین نیروها و فعالان سیاسی میدان برای او خالی گشته تا بدون مانع و رادعی وارد پارلمان شود، نباید نمکدان را بشکند و نمک نشناس باشد و آینده خود را به خطر اندازد که این  شیوه در اظهارنظرهای برخی از نمایندگان درباره حوادثی که در کردستان اتفاق می افتد، به خوبی مشخص می شود. به عنوان مثال در باره برخی از اعدام ها  و یا عزل و نصب برخی از مسئولان و…و یا در نبودن نمایندگان کرد آذربایجان غربی در هیئت نظارت انتخابات شوراها.
پس بنابراین اگر نمایندگان کرد جز یک یا دو نفر جرأت شرکت در یک کمپین و یا نوشتن نامه ای را ندارند، نه تنها به سبب  کسر شآن آنان نیست؛ بلکه ناشی از معذوریاتی است که دارند.
نکته سوم: همان گونه که گفته اند: طرف نوکر بود خودش به دنبال استخدام نوکر  می گشت. برخی از لمپنک ها  و ملیجک ها که نه جایگاهی در دل مردم دارند و نه  ایمان و باور عمیقی به حل مشکلات مردم دارند به محض انجام یک کار مثبتی که می تواند موجب انسجام و نتایج مفیدی داشته باشد شروع به تخریب  و سمپاشی و تهدید فعالان سیاسی و مدنی می نمایند که شما چرا نسبت به فلان نماینده احترام قائل نشده اید و چرا بیهوده او را تعظیم نکرده اید.
در پایان باید بگویم: اگر مسئولان جمهوری اسلامی قصد حل مشکلات  مناطق کردنشین  به ویژه کولبران را به طور اساسی دارند باید سه کار اساسی انجام دهند:
۱- واگذاری مسئولیت به شایستگان چه کرد یا غیر کرد و بدور از پارتی و رانتی.
۲- برداشتن نظارت استصوابی و عدم دخالت غیر قانونی در حذف کاندیداهای شایسته و متعهد و متخصص و آزادی خواه.
۳- گشایش فضا برای فعالان سیاسی و مدنی و حمایت از نهادهای مدنی و فعال نمودن احزاب و تشکل ها و نشریات محلی  تا لمپنک ها و ملیجک ها نقش قهرمان و سخنگوی ملت را پیدا نکنند.

دیدگاه ها

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.