نمایش نوار ابزار

کاک فاروق فرساد،کاش زنده می ماند

دراین روزگار غربت اسلام ،فقدان چنین انسان هایی چقدر ناگوار است،کسانی که می توانند مانند دیگران آسوده زندگی کنند ودر رفاه آسایش بسر برند،اما روان نا آرام آنان وپیشی گرفتن از زمان خود چنین فرصتی را از آنان می ستاند وروح بلندشان که هوای پروار به سوی عالم ملکوت را دارد اجازه سقوط در منجلاب مادیات را به آنان نمی دهد.چه بسا جوانانی که در بحبوحه انقلاب از قفس وابستگی های گروهی وفر قه ای خودرا رهانیده وبا اخلاص کامل وبا آرزوی برپایی توحید ور هایی مستضعفان به جرگه عشاق آزادی و عدالت پیوستند.
کاک احمد مفتی زاده که جنبش اسلام سیاسی وعدالتگرایانه را با قرائت خاص خویش به راه انداخت ،بسیاری از جوانان علاقمند به اسلام راستین را جذب حرکت خویش نمود،که نمونه ی آنان کاک فاروق فرصاد است که در مدت بسیار اندکی دایره مطالعات اسلامیش را گسترانید وبرخشم بدخواهانش افزود، انسانی اهل مطالعه ومرجع شناس. در سال های ۶۴ یا ۶۵ هنگامی که در تهران دنبال کتاب حجه الله البالغه ی شاه ولی الله دهلوی می گشت ،فهمیدم که فراتر از روش های معمول اجتهاد به دنبال فهمی متفاوت از فهم علمای منطقه است وآن کشف اسرار شریعت و مقاصد دین است که گشاینده درهای بسته ی پاسخ به شبهات وسوالات دینی در عصر حاضر است.
آری ایشان به سبب حضور در محضر عالمان بزرگی مانند کاک احمد وکاک ناصر ونیز دیگر عالمان سنتی منطقه بر اندوخته های علمی خویش افزود ودر ضمن تعلم به تعلیم شاگردان وعلاقه مندان می پرداخت ،اوعلاوه بر زبان کردی برفارسی وعربی تسلط کامل داشت ومکتوباتی به این زبان ها دارد.
اوهمچنین در نزد استاد کاک حسن امینی واستاد برهان الدین حمدی علوم مختلف فقه ،اصول وکلام را فراگرفت ،چند جلسه نیز اینجانب در درس کلام که کاک فاروق در نزداستاد حمدی تحصیل می کرد شرکت کردم.
در فروردین ماه ۶۹ روزی که برای امتحان وکسب اجازه نامه علمی به محضر مرحوم سید محمد شیخ الاسلام کردستان رفته بودم ،به من گفت: جلالی زاده،هفته ی گذشته یکی از شاگردان احمد مفتی زاده به نام فاروق فرصاد برای امتحان به نزد من آمده بود ،واقعا اعجوبه بود وخیلی از او خوشم آمد.
هنگامی که من در نزد مرحوم ماموستا شیخ عبداللطیف برزنجی کتاب جمع جوامع را می خواندم ،چند جلسه شرکت کرد وبعد ا حضور نیافت.
درمراسم نامگزاری فرزندانم اورا دعوت کرده بودم هنگامی که وارد منزل شد ویکی از ملاها را دید ،گفت اگر می دانستم فلانی اینجاست نمی آمدم وپس از صرف شام رفتند.
اکثرا در پاساژ عزتی ایشان را می دیدم که برای خریدن کتاب می آمد هرچند افرادی بودند که نظاره گر اعمال ایشان بودند واو از کسی باک نداشت ،روزی به ایشان گفتم که شما چون کار فکری می کنید باید از نظر مالی تامین شوید ،درپاسخ گفت :خدا بزرگ است ومن از سوی خانواده ام حمایت می شوم. ونیازی به کمک دیگران ندارم.
روزی که از تبعید برگشته بود ومن به دیدنشان رفته بودم ،هنگامی که بحث لباس عالمان مطرح شد ،می گفت این لباسی که امروز هست ،لباس عرب هاست واگر روزی بگویند با این لباس به جهاد بروید ، چگونه می توان با این لباس جهاد کرد؟ ،پس بهترین لباس همین لباس مردم است که همگان می پوشند و تفاوتی در بین عالمان دین با دیگران نیست وبا این لباس ها کارهایشان را به آسانی انجام می دهند.
کاک فاروق فردی خوشرو و بشاش وجذاب وگیرا بود.ودر بیان مطالب دینی و اخلاقی از فصاحت وبلاغت بی نظیری برخورداربود .در اوایل انقلاب که هرکس به دنبال راه اندازی دارودسته ای برای خود می بود،شخصی که مدعی تسلط بر زبان عربی می بود ،کاک فاروق ،جمله ای به زبان عربی روی وایت برد می نویسد واز آن شخص می پرسد ،این آیه در کدام سوره از قرآن است؟ در پاسخ می گوید: در فلان سوره. کاک فاروق می گوید: این آیه ی قرآن نیست وکلام خودم بود.
آری اگر جامعه ی ما قدر چنین جوانانی را نمی شناسد و عرصه را بر رشد وترقی آنان تنگ می کند ومنجر به از دست دادن آنان می شود ،باید منتظر وضعیت فلاکت بار دین گریزی جوانان در شرایط کنونی باشد.

دیدگاه ها