نمایش نوار ابزار

چگونه بنیاد اخلاق فروریخت؟

شاعر عرب گفته است: ملت ها یعنی اخلاق، و هنگامی که پایه های اخلاق ملتی فروریخت، آن ملت نابود می شود.

در تاریخ ملت ها و تمدن ها شاهد رشد و شکوفایی ملت ها در زمانی هستیم که آن ملت به موازین اخلاقی پایبند بوده و یا به قولی اخلاقمدار بوده است..

و مراعات موازین اخلاقی چنان مهم است که پیامبر اکرم فرموده است: من برای تتمیم و تکمیل اخلاق مبعوث شده ام. البته اخلاق همان گونه که خیلی از واژه ها مفاهیم خود را از دست داده، در جامعه ما نیز تعبیر درستی از آن نمی شود. به عنوان مثال به مدارسی که پول از اولیای دانش آموزان گرفته می شود، غیر انتفاعی اطلاق می‌شود و یا خوش اخلاقی را در شادابی شخص محدود کرده اند و یا گناهان را در شرب خمر و ظاهر کردن چند تار گیسو می دانند. در حالی که نه اخلاق در شادابی محدود می شود و نه گناه در بی حجابی محصور.
شاید به مفاهیمی مانند مفاهیم دینی و حتی اخلاقی در جوامع غیر دینی چندان پرداخته نشود. اما در جوامع به نام دینی به سبب جاروجنجال و تبلیغات گسترده و طرح آن ها در محافل و منابر و مخارج گسترده و مولانا مختلف از اهمیت خاصی برخوردارند.
در ایران پس از انقلاب هم چنانکه تصور خود بنده بود فکر می کردم چنان جامعه احکام دینی و رفتارهای اخلاقی در جامعه نهاده می شود که گرگ و میش در کنار همدیگر احساس امنیت می کنندو اعتماد عمومی و أخلاق اسلامی و إنسانی تاروپود جان انسان ها را تشکیل می دهد. اما متاسفانه نارس بودن نوزاد انقلاب و کامل نبودن دوره آموزشی مربیان و فارغ التحصیلان این مدرسه موجب شد که نتیجه دلخواه گرفته نشود.
هر چند در رعایت ظواهر فقهی سخت گیری های لازم اعمال شد، اما به دو جنبه دیگر پایه های دستورات شریعت یعنی اصول اعتقادی و أخلاقی که حدود شش هزار آیه قرآن را تشکیل می دهد توجه خاصی نشد و متاسفانه آن چه که انتظارش را نداشتیم، شد.
توده های مردم بیشتر نظر شان به عملکرد مسؤولان و رفتارهای آنان است نه سخن های شیرین و جذاب.
خداوند در قرآن پیامبرش را به اخلاق بزرگ می ستاید و قرآن ساختار اخلاق را در چند آیه سوره نحل بیان نموده است. که امر به عدالت، نیکو کاری و دوری از زشت کاری و منکرات و سرکشی است که تفسیر و تأويل هر یک از این واژه ها فرصت زیادی را می طلبد. خداوند در قرآن نه قاتل را لعن نموده و نه زناکار و بی حجاب را بلکه دروغگو یان را لعن کرده است.دروغ یعنی جامع تمام رذائل. وقتی که مسئولی درمنبر ودر رسانه ها بدون واهمه دروغ می گوید. وقتی شخصی چه در کسوت نمایندگی ویا قبل  وپس از آن  به آسانی افترا وتهمت می زند وبه جای تنبیه وتوبیخ مورد تشویق قرار گیرد. دیگر نمی توان ازجوان ونوجوان انتظار اخلاقمداری را داشت .هنگامی که پس از آشکار شدن تخلفات مدیران ومسولان که باید الگوی اخلاق باشند به توجیهات وفرافکنی پرداخته می شود وزبان منتقد بسته می شود.نمی توان شاهد خروج فوج فوج جوانان از دین نشد! !!
این مسائلی که امروز در ارتباط با نهادهای که خود باید الگوی اخلاق اسلامی به معنای عدالت ودرستکاری وبدور از منکر باشند مطرح می شود وشفاف سازی انجام نمی گیرد خود به خود به جریان دین گریزی جوانان ما شتاب می بخشد وصف درانتظار مسبحی شدن وزرتشتی شدن را در داخل وخارج طولانی تر می نماید.سال هاست از عثمان ذی النورين انتقاد می شود که پسر عموی خودرا را منصوب نموده آیا راستی امروز کدام مسئول است که چندین برادر وبرادرزاده اش را به کارنگرفته باشد؟
امروز اسلام وأخلاق دروضعیت مظلومانه ای به سبب عملکرد برخی از مسئولا ن قرار دارند واگر کسانی که به مسائل اخلاقی ودینی اهنمام می دهند صف مدعیان اخلاق وإسلام را از سودجویان ومنعت طلبان جدا نکنند باید شاهد بیشتر فروریختن پایه های اخلاق باشیم که ترمیم آن جزبا تغییر نسل ممکن نخواهد شد.
چگونه نهاد ودستگاهی که باید الگوی عدالت وحق گویی باشد به آسانی تهمت عدم اسلام به شخصی می زند وحاضر نیست حتی به خود شخص اعلام کند ویا مدرکی ارائه دهد می تواند الگو سازی نماید.
بهترین خدمت به اخلاق وإسلام در شرایط فعلی آن است که برخی از مسئولان اعلام کنند که ادعای مسلمانی با اخلاق اسلامی یکی نیست. وهیچ فردی در طول تاریخ نتوانسته یک شبهه ای درباره مسائل مالی پیامبر وخلفای راشدین مطرح نماید.ویا تضادوتناقضی دربین رفتار وگفتارشان ثابت نماید ودراینجابود که شاعر بزرگ کرد می گوید:وقتی که شخصی وارد مدینه می شد فکر می کرد پیامبرستان است وبدین سبب بود که پیامبر اکرم  (ص)جامعه ای ساخت که در  بحبوحه جنگ هفتاد نفر یک کاسه آب را دربین خودبه سبب ایثار می گردانند وبه سبب عدم استفاده همگی شهید می شوند. وبه این جامعه می گویند یک جامعه اخلاقمدار محمدی. آن جامعه کجا وما کجا؟؟؟

دیدگاه ها

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.