نمایش نوار ابزار

هنرمندان چرا در کشور ما قدر نمی بینند؟؟؟

از قدیم گفته اند:قدر زر زرگر شناسد قدر گوهر گوهری, تقصیر مانیست که قدر اهالی هنروقلم را نمی شناسیم .چون یا چنان در منجلاب مادیگری گرفتار شده ایم که هرچیز را با میزان پول وثروت می سنجیم ویا خود درچنان سطحی نیستیم که ارزش زیبایی وکمال را که معلول خلق آثار والا از سوی هنرمندان در قالب های مختلف نگارشی ونمایشی می باشد درک نمی کنیم ویا از نفوذ کلام وجایگاه هنرمندان واهمه داریم که عرصه را بر ما تنگ نمایند ودایره ی نفوذ مارا محدود سازند .از سوی دیگر در جامعه ی فقه زده معمولا نظر خوشی نسبت به هنر وهنرمندان نشان داده نمی شود .چون فقه طبق قاعده یک برخورد خشن ومنجمدی با قضایا بدون انعطاف دارد با هنر که برگرفته از لطافت روح ومتوجه زیبایی وکمال معنوی است آبشان به جویی نمی رود ودایما در تعارض وتناقض به سر می برند ,مگر معدود افرادی که با مقاصد فقه وفنون اشنا هستند وتوانسته اند که این دو فراورده ی مغز وذهن را بر سر سفره ای بنشانند وبه هر یک غذای مخصوص آن را بخورانند ویا از گل هریک از آن ها بوی ویژه را انتظار داشته باشند.
آری در جامعه ای که هنرمندان قدر نبینند ومبتکران بر صدر جلوس ننمایند وحکیمان بر مسند ننشینند وعامه ی مردم ارزش استعدادها وابتکارهارا نشناسند وحاکمان مراعات جایگاه مولدان فکررا ندانند , هنرمندان واسطوره های ذوق وجمال مجبورند که چله نشینی نماید وبسوزند وبسازند وخودرا برای مرگ ورفتن ازاین دنیا آماده نمایند ,شاید وجدان هایی دچار عذاب شوند وتشییع جنازه ای برای آنان فراهم نمایند وعده ای هم پشت سر جنازه راه بیفتند واحساس غرور نمایند که اری قدر هنر وهنرمندان را شناختیم وآنان را خوب بدرقه نمودیم تا چشمی به دنیایی که در آن قدر ندیدند وفراموش شدند وزندگی را با هزاران بدبختی گذراندند نداشته باشند.
ناصر ملک مطیعی ها جرمشان این بوده که در زمان شاه در فیلم های سینمایی ظهور وبروزی داشته اند که به سبب این فعالیت ها عمر طولانی را با محرومی گذراندند واستعدادهایش سرکوب ونابود شد .امروز که از دنیا رفته است,همه احساس یک نوع شرمندگی در مقابل ایشان وامثال اومی نمایند ,که چرا اینگونه با شخصیت ها برخورد می شود ؟آیا تنها هنرمندان در زمان رژیم گذشته وابسته وخطاکار بوده اند وهمگان از جمله روحانیت غیر وابسته وپاک ومبارز بوده اند ؟ در زمانی که پس از پاکسازی سنندج که هر هفته ارتش لیستی از کسانی را که با رژیم پهلوی همکاری کرده بودند منتشر می کردند وقطعا روحانیان زیادی در میان آنان بودند ,مرحوم کاک مسلم به شوخی به یکی از علما گفتند :فلانی اسم شمارا هم در لیست دیدم ,که طرف بدون سؤال وپرسش وتحقیق گفتند : به خدا قسم من تنها چهار بار ساواک رفتم که فلانی مرا باخود برد.هدف از بیان این خاطره آن بود که نباید قشری را معصوم ومبارز بدانیم وصنفی را خطاکار ومقصر وعده ای در اوج وذروه عزت نشانده شوند ودسته ای در حضیض تهمت وذلت قرار گیرند .
همه انسانند ودارای غرایز وخواسته ها ونیازها ووابستگی ها وهیچ تفاوتی در بین اقشار مختلف جامعه نیست .مطلق نگری وحکم یک سویه صادر کردن کاری عبث ومخالف مدارای الهی با بندگان وگشودن درگا ه توبه بر روی آدمیان است که بهترین بنده کسی است که ازابن در در آید وبه پیشگاه خداوند نائل شود.
آری هنرمندان وصاحبان ذوق واستعداد خدایی نعمت های الهی هستند که در صورت کفران نعمت وعدم تجلیل واقعی از آنان جامعه با توفانی از تحجر وجمود وقسوت قلب مواجه می شود .

دیدگاه ها