همدلی با دکتر محمد جواد کاشی در ضرورت آغاز گفتگو در باره مسأله کوردستان | جلال جلالی‌زاده
نمایش نوار ابزار

همدلی با دکتر محمد جواد کاشی در ضرورت آغاز گفتگو در باره مسأله کوردستان

از قدیم گفته اند: سخنی که از دل برآید لاجرم بردل نشیند .سخنان دکتر جواد کاشی که از سر دلسوزی واحساس مسۆولیت خطاب به اصلاح طلبان وروشنفکران ودرکل خطاب به حاکمیت از زبان وخامه ی سنجیده ودقیق ایشان تراوش نموده است, تقاضا ودرخواست مردم وفعالان سیاسی ومدنی کردستان اعم ازاصلاح طلبان کرد ودیگر کنشگران این حوزه هاست.

هرکس تاریخ زندگی وخلق آدم را تا امروز مطالعه نماید ,به خوبی می داند که اولین بار خداوند گفتگورا آغاز کرد وراه گفتگورا به انسان نشان داد .گفتگو با انسان ,با شیطان ,با پیامبران وگفتگوی ادیان ومکاتب مختلف با یکدیگر.

تجارب بشری نشان داده که هیچگاه راه کار حل مسائل ومعضلات خشونت وجنگ نبوده است وبرگ برنده در دست کسانی بوده است که خواسته اند از طریق مسالمت آمیز وانسانی کدورت ها واختلافات را حل نمایند .

آری به گفته پیشینیان ازهرزمان وجایی جلوضرررا گرفت به نفع است ودرگیری های کردستان ومسأله کردستان مستثنا ازاین قاعده نیست. با پیروزی انقلاب که فضای باز سیاسی به یمن پیروزی انقلاب در کل کشور تغییر یافت ونسیم آزادی وزیدن گرفت واحساسات بر عقلانیت غلبه یافت ,عقده های فروخفته در ذهن وضمیر بسیاری از شهروندان ایرانی مجال خودنمایی یافتند.کوردستان که به سبب شرایط وموقعیت تاریخی وجغرافیایی خاص خود وتبعیض ها وبی عدالتی های مرسوم ومعمول جهان جدیدی را احساس می کرد .از هر فرد وگروهی که برای یاری دادن او درجهت رهایی از وضعیت سابق ندای حمایت وهمدلی را سر می داد لبیک می گفت ,غافل ازاینکه بسیاری از کسانی که در آن روزها به تحربک وتشویق کردها می پرداختند خود مسبب اصلی عقب ماندگی وعدم توسعه یافتگی کردستان وکردها بودند.سلطنت طلبان وساواکی ها وفئودال ها وتوده ای ها وگروه های چپی با تحریک مردمان مظلوم ومحروم که تنها راه گرفتن حق پایمال شده ازلوله تفنگ می گذرد بر بغرنج نمودن اوضاع افزودند واستفاده بهینه خودرا نمودند .

ازاین سو چون انقلابیون مغرور از قدرت واحساسات مذهبی بدون توجه به واقعیت ها وخواسته های متراکم مردم وعدم توجه به نصایح ودلسوزی رهبران کورد خلخالی را برای پایان دادن غائله وبه اصطلاح سرکوب ضدانقلاب وکفار فرستادند که با کشتن بی گناهان به جای خاموش کردن آتش ,بنزین ومواد احتراق زا برآتش زیر خاکستر ریخت وآتش را بیشتر شعل ور گردانید.از آن به بعد جبهه گیری ها وتحریک احساسات ازسو طرفین ماجرا آغاز شد ودراین بین مردمان بی دفاع فدا شدند ودر حقیقت صورت مسأله که حل قضیه کردستان بود به فراموشی سپرده شد وجنگ مسلحانه وخشونت ازسوی طرفین هم دولت وهم گروه ها آغاز شد ومدارا وملایمت ورواداری وتحمل مخالف که از خصوصیات انقلابیون تا رسیدن به پیروزی بود به فراموشی سپرده شد وحوادث تلخی اعم از حمله به پادگان ها وروستاها ومحاصره اقتصادی وجنگ نقده وقارنا وقلاتان و.برپیچیدگی اوضاع افزود.

هرچند هیئت های حسن نیت ومذاکره از مرکز اعزام شدند اما نه آن ها ونه حتی در میان گروه ها اراده قاطع وتصمیم گیرنده اصلی مشخص نبود .اگر رهبرانی مانند علامه احمد مفتی زاده از منظر دین از جمهوری اسلامی انتظار حقوق یکسان ومساوات برای همه ی ایرانیان را داشت وبعدها از تحقق وعده ها مأیوس شد وسرنوشتش به زندان وپایان حیات در آن منتهی شد ,از سوی دیگر مرحوم دکتر قاسملو که با فکر مدرن ودموکراتیک خواهان مذاکره وپرهیزاز جنگ بود در هر مجمعی با شعارهای مرگ با سازشکار مواجه می شد .

بحران کردستان عرصه خوبی برای آزمون چریکی طرفین آرمان خواه بود که بر اساس تجارب جنبش های رهایی بخش عطش پیروزی در میدان مبارزه را فرو می نشاندند .درچنین موقعیتی نه کسی جسارت اعلام گفتگورا داشت ونه کسی مانده بود که نمایندگی مصالحه را بر عهده داشته باشد ویا اصلا اعتمادی نمانده بود که پشتیبان مذاکره وگفتگو باشد .

مقصر دانستن یکی از طرفین نشان از بی انصافی ویک طرف به قاضی رفتن است.در این بین چه افراد بی گناهی به اتهام کمترین طرفداری از اسلام وجمهوری اسلامی ویا گروه ها واندیشه مارکسیستی وملی گرایی از تحصیل وشغل وزندگی محروم شدند .تابستان امسال یک زندانی سیاسی منصفی را دیدم که می گفت همانگونه که اعدام جمیل شریعتی کار ناپسندی بود کشتن برادران نمکی هم کار نادرستی بود.آری در کردستان بسیاری از افراد از نظر مادی ومعنوی قربانی وضعیت ناخواسته ای شدند که اگر به جای شلیک گلوله از قدرت زبان واستدلال استفاده می شد قطعا وضعیت به اینجا منتهی نمی گشت.

آری همگرایی انقلابی پس از پیروزی جای خودرا به منافع گروهی واختلاف داد .یکی از نمایندگان روحانی مجلس ششم به من گفت که در زمان شاه یک نفر هم زندانی کرد داشتم که خیلی آدم شریف وخوبی بود ,شما اورا نمی شناسی چون می خواهم اورا ببینم ,پرسیدم اسمشان چه بود؟گفت فؤاد مصطفی سلطانی.گفتم در حوادث اول انقلاب در کردستان کشته شد .ایشان تنها یک کلمه بر زبان آورد وگفت :حیف شد.

بنابراین علی رغم خسارت های مادی ومعنوی چه از افراد ساده وگروه های کورد ویا نیروها وطرفداران حکومت که خسارت مشترک وملی است .اما بازهم نیاز به حل مشکل از طریق عقلانیت ومنطق دارد .نیازمند گفتگو واعتماد هستیم .چه بسا افراد هستند که مقام وموقعیت آنان بر اساس ناامنی ودرگیری در کردستان است.کسانی که دلسوز نظام وکشورند باید به طور جدی اقدام نمایند وهرچه زودتر باب مذاکره وگفتگو را بگشایند .من نمی گویم با اپوزیسیون مسلح تا متهم به وابستگی به آنان نشوم ,بلکه گوش دادن به معتمدان محلی ,به کسانی که ازجمهوری اسلامی حمایت می کردند وامروز بریده اند.به مردمان کوچه وبازار ,به جوانان تحصیلکرده ,به فرهیختگان کرد,به علما ی دین ,به فعالان مدنی وسیاسی ,به اصلاح طلبان کورد ,به تحول خواهان وبه هرکسی که صادقانه ودلسوزانه مخالف جنگ وبرادر کشی است گوش دهند.

بارها به آقای خاتمی گفته شد .تا زمانی که گفتگوی ملی وداخلی آغاز نشود گفتگوی خارجی وتمدن ها چندان فایده ای ندارد, چون باید برای انجام هر عملی اول از داخل پایه هارا محکم کرد.آری در مرکز متاسفانه چندان توجهی به مسائل قومیت ها ومذاهب نمی شود .اگر اعدامی صورت می گیرد ویا جنگلی سوزانده می شود واعتصاباتی در شهرها صورت می گیرد هیچ واکنش وعکس العملی ازسوی سیاستمداران واصلاح طلبان انجام نمی گیرد .

چگونه مردم کوردستان به روحانی هفتاد وسه درصد رأی می دهند ,اما در روز چهارشنبه ,بیست ویکم شهریور بازارها ومغازه ها بسته می شود.بنابراین به جای پرداختن به معلول باید به دنبال علت گشت وریشه هارا شناسایی کرد .

چرا یک بار از سوی رهبری نظام عده ای از کنشگران مذهبی وملی مناطق کوردنشین دعوت نمی شوند تا مستقیم مشکلات خودا با ایشان در میان بگذارند.اگر گفته شود: ایشان نماینده ای در آن منطقه دارند ,می توانند چنین امری را به سرانجام برسانند ,متاسفانه به سبب سهم خواهی آقای شاهرودی وبدعت نماینده خبرگان شدن ایشان که با اما واگرهای زیادی از سوی مردم ومسؤولین همراه است کلا این جایگاه را تنزل داده است .بگذریم از حرف وحدیث های دیگر.

مشکل کردستان نه با سرکوب وقدرت نظامی حل می شود ونه با اعزام نیروهای غیر بومی وساختن فاطمیه ومهدیه وحسینیه ها .

اگر کوردهارا اصیل ترین ایرانیان بدانیم درهمین یک ماه حدود پنجاه نفر از نیروهای جوان چه در جبهه مخالف ویا موافق فدا شدند. من کاری به حق یا باطل بودن ندارم .اما با هر مرام ومسلکی کورد وایرانی بودند وما در مقابل حیات ومرگ آنان مسؤولیم که اگر یک روز قبل از شهادت سربازان از سوی پژاک ویا اعدام سه نفر ویا موشک باران مقر دموکرات مذاکره ای صورت می گرفت به طور قطع با ازدست دادن جان تنی چند از هموطنانمان مواجه نمی شدیم .

آری هنوز هم فرصت هست .می توان با مذاکره وگفتگو مشکلات را حل نمود .می توان از اجرای قانون اساسی شروع کرد .می توان ازرفع تبعیض ها شروع کرد .می توان از اعتماد سازی ها آغاز نمود .می توان از اجرای حقوق شهروندی ووعده های حسن روحانی آغاز کرد .

وسؤالی که مطرح است اگر به فرض متمرکز شدن اراده ای بر بر آورده شدن مطالبات مردم کردسنان آیا زمانی می آید که پرچم داس وچکش کومله بر فراز یکی از شهرهای کوردستان به اهتزاز در آید ؟ گمان نمی کنم .اما حقوق مردم فراتراز ادعای احزاب است.

اما در پایان باید گفت : در استان کوردستان با وجود استاندار بومی وتغییر مدیریت امنیتی فضا برای توسعه وپیگیری مطالبات به شیوه مدنی ومسالمت آمیز وبدور از تحریک احساسات فراهم شده است .تلاش کنیم بهانه به دست بهان جویان ندهیم.

@drjalalizadeh60

دیدگاه ها