نمایش نوار ابزار

نگاهی مصداقی به “اصلاح طلبی” درکردستان

6546341654“راه میانه”، راه حل این است!
نگاهی مصداقی به “اصلاح طلبی” درکردستان
“جلالی زاده”، نام درمانگاه کوچکی بود درسنندج، که درمحله ایی بنام آپارتمانهای “ادب” قرارداشت، ایام کودکی و دوره ی ابتدایی، بواسطه ی سرماخوردگی ها و گلو دردهای تکراری، ارجاعات مدرسه، هرازگاهی، بهمراه مادرم به این مرکز درمانی می رفتم، از این رو، تا سالیان وشاید تا اکنون، این نام، دارو ، درمان و مدرسه، را برایم تداعی میکرد. جالب اینکه؛ “جلالی زاده” و “ادب” ، بعدها صرفا یادآور نام دو مکان برای من نبودند.

سالها بعد، در انتخابات شورای اول شهر سنندج در سال ۷۷، و سال بعد آن در انتخابات مجلس ششم، که البته شکل مشخص تری از فضای پرشور پس از دوم خرداد ۷۶ بود، نام “جلالی زاده” یی دیگری هم به سابقه ی ذهن من افزوده شد، از همان خاندان ، اما نه “شهید” بلکه، فعالی سیاسی و اجتماعی، که دین و دینداری نیز برایش نصب العین بود، “جلال جلالی زاده”؛ نامی بود که اینبار در قامت کاندیداتوری انتخابات شورا و مجلس، مطرح شده بود، چون از دوران دبیرستان و بعدها دوره ی دانشجویی، مشتاق و پیگیر فعالیتهای سیاسی و اجتماعی بودم، از کنار نامهایی که به این حوزه ورود پیدا می کردند، نمی توانستم ساده بگذرم.

بواسطه ی دوره ی دانشجویی و فعالیتهای آن دوران در همدان، با “حسین لقمانیان”، نماینده مردم این شهر در مجلس ششم، آشنا شدم، کسی که، به اقرار دوست و دشمن، از نیکان سیاسی روزگارماست، و اغراق نخواهد بود که ادعا کنم، آشنایی با ایشان یکی از خوش اقبالی های زندگی من، بوده است.

لقمانیان و جلالی زاده، بواسطه ی فصل مشترک شان، که نمایندگی مجلس ششم بود، با هم دوست و همراه بودند از این رو، کم و بیش و به مناسبت های مختلف، از فعالیت و کارنامه ی نماینده ی سنندج در مجلس، با خبر بودم.

لقمانیان با امور مرتبط با کردها وکردستان غریبه نبوده و نیست، از دیرباز دوستان ارجمندی در کردستان داشته است، مسائل کردستان، تا بدانجا برایش، اهمیت داشت که ، در مجلس ششم، و پس از جابجایی رمضانزاده از استانداری به هیات دولت، و زمانیکه مجمع نمایندگان کردستان دنبال و پیگیر انتصاب استاندار بومی بود، نماینده ی همدان نیز، پا به پای آنان برای اینکار تلاش میکرد و حتی در جلسه ایی مرتبط با این موضوع، وزیر کشور دولت اصلاحات(آقای موسوی لاری) با تعجب، دلیل حضور و همراهی ایشان با مجمع نمایندگان کردستان برای پیگیری موضوع استانداری کردستان را سوال می کند! به دلیل همین تعلق خاطر و دوستی ها، لقمانیان گاه بیگاه، از نمایندگان مناطق کرد نشین و عملکرد آنها در مجلس تعریف میکرد؛ نمایندگانی همچون، سید مسعود حسینی، مرحوم مهندس ادب ، حاصل داسه ، جلالی زاده و… .
اما جلالی زاده:
“جلال جلالی زاده” ؛ یک “اصلاح طلب” است، با همان استانداردهای اصلاح طلبی که پس از ۷۶ در جامعه ی ایرانی تعریف شده و امروز به عنوان یک گفتمان جدی ونهادینه، مطرح است، حرکتش در تمام این سالها سیر مشخصی داشته، و نوسانات باصطلاح سینوسی برخی افرادسیاسی! را نداشته است، از این رو، جلالی زاده، از آندسته افرادی است که اگر خوب او را بشناسی، تکلیف ات با وی و اعتقاداتش مشخص و روشن خواهد بود او پیچیدگی شخصیتی ندارد، آنگونه که برای برخی سیاسیون بر می شمارند. او در تمام این سالها حضور داشته و هیچگاه “اصلاح طلبی فصلی و موسمی” نبوده ، مرور کارنامه ی وی نشان میدهد، در دوران ۸ ساله ی آسایش و گشایش دولت اصلاحات، ازابتدا در صحنه بوده، در دوران تنگ و تاریک دولت احمدی نژاد نیز، برمواضع اصولی و اصلاحی خود پای فشرده است و پس ازحمایت از روحانی در انتخابات سال ۹۲، علیرغم تمام نقد هایش به برخی سیاست های “دولت تدبیر و امید”، بویژه در قبال کردستان ، انتصاب مدیران، و علیرغم برخی وعده های زمین مانده… ، باز حمایت از دولت را به مثابه یک منش اصلاح طلبانه، ادامه داده و تبلیغ کرده است.جلالی زاده روحانی زاده است و ریشه های عمیقا مذهبی دارد، و جدای از این، به منطقه ایی از کردستان تعلق دارد که اهالی به زلالی، پاکی و دینداری خالصانه شهره اند، او حتی توسط تندروهای مذهبی درمنطقه کردستان هم مورد نقد و طعن بوده، چون او نواندیشی دینی، معتقد به وحدت میان مسلمانان است، به همین خاطر، همواره از تعصبات خشک، افراطی و حاشیه ایی کناره گرفته، او با این ویژه گی های خاص، در کردستان و میان فعالان سیاسی اجتماعی کشور شناخته شده است.

جلالی زاده متعلق به تفکر و گفتمان اصلاح طلبی است و یکی از برجستگان این گفتمان در کردستان، کسی که با وجود تمام بی مهری ها همچنان فعال و امیدوار، به تلاش می کوشد، او با وجود امتیازاتی که از دید بیرونی خاص می نماید، بعضا از حقوق بدیهی شهروندی اش، همچون کاندیداتوری محروم می ماند، و طنز ماجرا اینکه، گاه با این وجود، عده ایی عافیت طلب و برج عاج نشین وی را توجیه گر قدرت و حکومت می دانند! او به تحزب و تشکیلات باور دارد از این رو، در زمره شاخص ترین چهره های احزاب بزرگ و فراگیر اصلاح طلبی همچون؛ “جبهه مشارکت” و اخیرا “اتحاد ملت”، بوده است. برشمردن چنین ویژگی هایی در این متن هدفی بالاتر از تجلیل از فرد را دنبال می کند، اینجا نه کسی بدنبال قدیس سازی است و نه کسی تمنای قدیس شدن دارد، که این از مرام و منش اصلاح طلبی بدوراست و تا آنجا که از دکتر جلالی زاده هم شناخت داشته ام ، ایشان نیزهیچگاه از نقد مستدل و منطقی رویگردان و گریزان نبوده است.
مردم کردستان به مهربانی، عقل و تدبیر شهره اند، اما بدلایل زیادی که شاید در این مجال و مقال، نگنجد، بی اعتمادی پررنگی بر ذهن بخش قابل توجهی از آنها حکمفرماست، شاید بخاطر وعده های معقول اما عملی نشده، و یا نامعقول در هوا مانده، و دلایل بسیاردیگر… از این روو با تجارب ناموفق گذشته، کار اصلاح طلبی در کردستان، کاری ساده نیست، هرچند هنوزهم مردم به انسانهای صادق اصلاح طلب اعتماد می کنند. شاید دراین سالها و در کردستان، خیلی از افراد، به فراخور وموقعیت سنجی، جامه ی اصلاح طلبی بر تن کرده باشند، اما این شکل اصلاح طلبی آنان، بعضا به نام مردم و به کام اقتدارگرایان، بوده است، امری که می توان نمونه هایی از آنرا در انتخابات اخیر مثال زد ، البته داستان این “نعل وارونه زدنها”، و” آدرس غلط دادنها”، حکایتی تازه نیست!
در کردستان اگر به معنای درست کلمه، اصلاح طلب باشی، ازالطاف عافیت نشینان و طعن و کین قدرت طلبان، بی نصیب نخواهی ماند، و لاجرم از هر طرف به عنوانی مزین و متهم می شوی! و این محصول تدبیرهای وارونه، غلط و البته واکنشهای بعضا نادرست به این بی تدبیریها، در این مناطق و در طی سالیان بوده است، سالیانی که از دست رفته و می رود و تبعاتش تا سالیان پابرجا خواهد ماند!
امروز اصلاح طلبی راستین که مبتنی بر “صلح طلبی” است، برای کردستان و شهروندانش، یک نیاز و یک ضرورت است، ضرورتی که با تاکید منطقی برآن، می تواند برای همگان راهگشا و اعتماد ساز باشد، هرچند این راه، راه پرسنگلاخی است، اما آنچه مسلم است اینکه، پایمردی بر این مسیر، یقینا راهگشا خواهد بود، و شاید این بهترین انتخاب برای شهروندان کردستانی باشد.
همانگونه که از عنوان این یادداشت نیز، برمی آید؛ اینجا بحث دفاع از فرد مطرح نیست، بلکه با تاکید بر مصداقی عینی و مشخص از گفتمان اصلاح طلبی، برای تبیین اصلاح طلبی به مثابه تاکتیک و استراتژِی، دفاع شده است. اصلاح طلبی گفتمانی است، که به زعم نویسنده، درخیلی از بن بست های امروزین جامعه ی ما راه می گشاید و البته با درک درست آن، راه را بر کسانی نیز تنگ خواهد کرد؛ افراد و جریاناتی که کردستان و سرنوشت شهروندان این منطقه از ایران را، عرصه ی تاخت و تاز فرصت طلبانه و گاه منفعت جویانه کرده اند، و حقوق مردم این بخش از ایران را بدل به دکانی دو نبش برای کاسبکاری سوداگرانه نموده اند!
مردم کردستان خسته از نزاع ها وعده های کم بازده و یا بی حاصل، بدنبال روزهای بهتر و روشن تری هستند، روزهایی که در کنار پاسداشت عزت و کرامت انسانی اشان امنیت و زندگی بهتر را باخود بهمراه بیاورد، پس باید در این میانه، راهی را جستجو کرد که کم حاشیه، امن و موثرتر باشد، در چنین بستری، است که می توان با دلایل متقن مدعی شد که در شرایط حاضر، این راه ، “گفتمان اصلاح طلبی” است، لذا باید بیش از پیش، بر راه میانه که همان اصلاح طلبی مبتنی بر صلح طلبی و آشتی است، تاکید کرد. در چنین فضای گفتمانی، حضور چهره هایی مانند جلالی زاده ، که مصداق عینی این گفتمان اند، فرصتی مغتنم برای کنشگران اجتماعی است، پس می توان با تاکید بر این راه، و در کنار چنین افرادی و شانه به شانه ی دیگر معتقدان و مومنان واقعی این گفتمان، همراه شد و نوید روزهای بهتر را برای شهروندان کرد ایرانی داد.
به امید آن روز

نویسنده: فخرالدین حیدریان؛ فعال سیاسی اصلاح طلب

مطالب مشابه
دیدگاه ها

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.