نمایش نوار ابزار

نهاد صادق زیبا کلام یا نهاد هلال احمر

این زلزله اخیر خیلی از مساٸل پنهان را آشکار وخیلی از ناگفته هارا برملا وخیلی از واقعیات را روشن نمود. هم ضعف مدیریتی مارا آشکار کرد وهم شخصیت فرهیخته ایرانیان را بروز داد. منطقه ی سرپل ذهاب ودیگر مناطق زلزله زده به سبب محرومیت ومصیبت زدگی دردشان مضاعف شد ورنج ومشقتشان چند برابر. اما همدردی ایرانیان وهمت بلند شخصیت های مانند صادق زیبا کلام وعلی دایی غبار درد وناله وبلا ر ا از چهره های ماتم زده آنان پاک کرد . سخاوت وگشاده دستی ایرانیان وشوروشوق زاید الوصف مردمان فداکار وبااحساس و ومسۇول در این ایام امداد رسانی چنان چشم هارا خیره وذهن هارا متحیر ودل هارا دچار شگفتی نموده است. در این ایام همه چیز عجیب است .روحیه زلزله زدگان، علاقه های انسانی ،مهربانی ها ی سرشار ،عواطف جوشان ،باران بخشش ونسیم های رحمت وزیدن گرفته است .هم به تکاپو افتاده اند ،به حرکت افتاده اند ،همه خودرا صاحب عزا می دانند .نگا ه مذهبی وملی رخت بر بسته است. تنها نگاه ،نگاه انسانی است،نگاه ملی است. واقعا باید به این ملت افتخار کرد ،بویژه کوردها که همبستگی ووحدت وتعهد خودرا نشان دادند که جای افتخار دارد . اما چرامردم به صادق زیبا کلام اعتماد می کنند وبه نهادهای دولتی اعتماد نمی کنند؟ چرا باید چنان بی اعتمادی در بین مردم وحکومت حاکم شود که در چنین شرایط سختی نهادهای دولتی مورد بی اعتمادی قرار بگیرند. چرا باید سرمایه اجتماعی یک شخصیت دانشگاهی بیشتر ازیک نهاد ویا یک دولت باشد؟ این زنگ خطر وعبرتی است برای همه از دولت تا مردم. از محرومیت تا مظلومیت،ا زتوسعه نیافتگی تا خسارت های مادی وبشری ،همه ی این هارا باید زنگ خطر ی دانست واز این عبرت ها استفاده کرد وباز هم این سوال را تکرار می کنم چرا باید مردم به دکتر صادق زیبا کلام اعتماد بکنند اما به نهادهای دولتی اعتماد نکنند؟

دیدگاه ها