نمایش نوار ابزار

مولانا شخصیتی فراتر از انسان!

7852785777مثنوی معنوی مولوی

هست قرآنی به لفظ پهلوی

من نمی گویم که آن عالی جناب

هست پیغمبر ولی دارد کتاب

هر شخصیتی را باید از مخالفانش شناخت، باید ببینیم چه کسانی بر مولانا طعنه می زنند؟ در مرحله اول افرادی هستند که مولانا را نمی فهمند و درک نمی کنند و از این جهت بر او می تازند چون انسان دشمن مجهولات خود است. در مرحله دوم متعصبانی هستند که چون مولانا هم سو با آنان نیست با او مخالفت و در حق او جفا می کنند.
جامعه ایرانی متاسفانه مولانا را نشناخته و از دریای معارف او و از آب حیات سخنان ناب عطش حقیقت جویی را فرو ننشانده است.
امروز جوامع غربی اهمیت اندیشه های مولانا را درک کرده و او از آن ها بهره می برند و در باره آن تحقیق می کنند و می نویسند و می خوانند، اما ما متاسفانه نتوانسته ایم آن گونه که لازم است از رهنمودهای او بهره برگیریم.
قامت والای مولانا چنان کوتاه نیست که لباس مذهب و یا حتی دین را بر او بپوشانیم زیرا او چنان در مسایل انسانی و معنوی مشغول است که تصور وارد شدن به قضایای جزئی و فردی و فرقه ای را از ذهن و روان خود پاک نموده است.
مولوی به دنبال جهان فراخی است که بری از تعصبات و مملو از انسان های کاملی باشد که از سست عنصری و ابن الوقت بودن خود را رهانیده باشند.
کسانی که از طریق پی بردن به منزلت انسانی و خودشناسی به خدای هستی پی برده باشند،
بهر آن پیغمبر این را شرح ساخت
هرکه خود بشناخت یزدان را شناخت
او جامعه را به سوی جامعه ای عاری از رذایل اخلاقی فرا می خواند ،جامعه ای که از کبر و غرور وعجب و اوصاف شیطانی تهی باشد.
از دل و از دیده ات بس خون رود
تا ز تو این معجبی بیرون رود
مولانا مدارا و مهربانی را کلید گشاینده درهای تعصب و نا رواداری می داند و حجت و دلیل را به عنوان معیار مقبولیت فکر و نظر پیشنهاد می کند نه قدرت مادی و زورگویی.
دلایل قوی باید و معنوی
نه رگ های گردن به حجت قوی
امروز درد جامعه ایران ناشی از تعصب های غلط و بی پایه است که موجب قانون شکنی و تضییع حقوق دیگران می شود.
سخت گیری و تعصب خامی است
تا جنینی کار خون آشامی است
یکی از بندها وزنجیرهای مانده بر ذهن وروان انسان ها که مانع از تفکر واندیشه وآزادی از رسوبات ذهنی گذشتگان وحرکت به جلو وتقدم وپیشرفت است مساله تقلید است. که متاسفانه درمیان قشر تحصیلکرده ما هم به شدت رایج است. استاد دانشگاه ویا یک عالم دینی با وجود پی بردن به آثار منفی تقلید وپیروی کورکورانه جرآت انتخاب راه عقلانیت را به خود نمی دهد وخودرا به قله استقلال فکری نمی رساند.
چشم داری توبه چشم خودنگر
منگر از چشم سفیهی بی خبر
آن مقلد هست چون طفل علیل
گرچه دارد بحث باریک وعلیل
مولانا برای هموار کردن  راه رواداری ومدارا برای افراد تلاش می کند مطلق نگری وحق به جانب بودن را ازسوی هرکس وهرگروهی تنزل دهد. دردی که امروز بشریت گرفتار آن ودر جوامع عقب افتاده علت جنگ ها ونزاع های مستمرو عدم تثبیت دموکراسی دراین کشور هاست.
آنکه گوید جمله حقند احمقی است
وآنک گوید جمله باطل اوشقی است.
به نظر من مخالفت با مولانا از
جهت ناتوانی در عملیاتی کردن اندیشه های مولانا ست ،زیرا صفاتی که مولانا ازبهر خدا برمی شمارد نمی تواند در آیینه قلب کوچک تنگ نظران منعکس گردند.
کسانی که از مردم آزاری وتعذیب دیگران لذت می برند حق دارند که مولانا را متهم نمایند.
انبیا گفتند نومیدی بداست
فضل ورحمت های باری بی حداست
ازنگاه مولانا اگر محاسن اخلاقی همراه با تعقل جامعه را فراگیرد وخوی تحمل رواج یابد وحدت وانسجام برجامه حاکم می شود.
انبیا بودند ایشان اهل ود
اتحاد انبیایم فهم شد
یعنی تا مادیگران را درک نکنیم وبرای آنان ارزش قایل نشویم نمی توانیم آنان را دوست داشته باشیم وتا دوستی نباشد وحدت واتحادی درکار نیست. مولانا توجه خاصی به محبت می کند.
ازمحبت تلخ ها شیرین شود
ازمحبت مس ها زرین شود.
واز سوی دیگر به تقوا اخلاقی وتربیت انسان ها که همان مودب بودن باشد توجه ویژه ای نشان می دهد ومی گوید:
از خدا جوییم توفیق ادب
بی ادب محروم ماند از فیض رب
باید مولانا را مولوی شناس ها معرفی کنند وکسانی که به نکته های نغز او پی برده باشند واگر مغز خشکانی با ادبیات نسنجیده بر ساحت مقدس مولانا هجوم می برند وبا انبان تهی به جنگ او می روند مهم نیست. امروز مولانا مثنوی را دارد وبه نام او نوشته شده من که هیچ میراث مکتوبی درتاریخ به نام من ثبت نشده گناه اونیست.
مغزاوخشک است وعقلش این زمان
کمتراست ازعقل وفهم کودکان

دیدگاه ها

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.