نمایش نوار ابزار

منکر حق نزد ملا کافر است منکر خود نزد من کافرتر است

منکر حق نزد ملا کافر است
منکر خود نزد من کافرتر است
شعری از مولانا اقبال لاهوری بزرگمرد تجدد واصلاح در میان مسلمانان معاصر که متاسفانه کمتر در ایران بویژه اهل سنت به آن پرداخته می شود. اما شعرهای نغز وافکار بلندش روز به روز بیشتر شناخته می شود.به عنوان مثال شعر مذکور که بسیار مهم وبا وضعیت کنونی ما تناسب زیادی دارد.اقبال می گوید: منکر خدا در نزد ملا وآخوند کافر شمرده می شود اما در نزد من اگر کسی اصالت و هویت ملی اش را انکار کند کفرش بسی سنگین تر است .وچقدر این کلام ارزشمند است چون کسی که هویت خودرا انکار می کند وبه ملتش خیانت می کند دچار گناهی می شود نابخشودنی که هرگز به خاطر حق الناس بودن وتأثیر آن در زندگی وسرنوشت نسل های آینده حتی با توبه هم بخشیده نمی شود .وشاید این کلام نغز از حدیث پیامبر گرفته شده باشد که کسی خودرا بشناسد وهویت ملی اش را بشناسد خداوند را می شناسد .پس ارزش ملی گرایی وتوجه به هویت خود از این منظر مشخص می شود که اقبال کفر انکار هویت وحقوق انسانی را بسیار بزرگتر از کفر انکارخداوند می داند ,زیرا کسی که خودرا قبول ندارد وبرای خودش ارزش قائل نیست به طریق اولی برای خداوند ارزش قائل نیست .همانگونه که گفته اند :کسی که شکرگزار مردم نیست شاکر نعمت ها ی خداوند نیز نمی باشد وچه نعمتی مهمتر از پدر ومادروخاک وسرزمین وزحمت های مردمی که همگی دست به دست هم می دهند تا جوانی تحصیل می کند وبه تخصص وتجربه ای نایل می شود .اما ناگهان با معامله ,معاشره ,معانقه,مرابطه ومزاوجه ای گذشته خودرا فراموش واز هویت وگذشته وخانواده اش برای همیشه وداع می کند وگویی نهالی است که تازه نشانده شده ویا پیوند زده شده است ومیوه را برای کسان دیگر فراهم کرده است.
کم نیستند کافران به ملت وکیش خود که به خاطر نانی ویا مقام ونامی برای خروج از گمنامی به چاه ویل بدنامی می افتند واز اینجا رانده واز آنجا مانده می شوند .واقعا چه راست گفته است مرحوم اقبال: کسی که این همه شواهد ودلایل موجود در پیرامون خودرا می بیند که دست به دست هم داده اند تا او به نان ونوایی برسد واو آن هارا انکار می کند قطعا خداوندی را که از عالم غیب است نمی پذیرد .وکاش کسانی که به ملت وسرزمین خود خیانت می کنند می دانستند که دچار چه کار زشت وپلشتی می شوند که نه موجب نیکنامی آنان در دنیا ونه در آخرت می شود واگر می دانستند پولی ومزدی که در مقابل این خیانت می گیرند چقدر ناچیز است وچقدر رسوایی آن عمیق وپایدار وهزینه بردار است هرگز دست به چنین عمل زشتی نمی زدند .چقدر مردمان جهان از مبارزان راه آزادی وقهرمانان مبارزه با استعمار واستبداد مانند گاندی وماندلا به نیکی یاد می کنند وچه بد از خائنان ووطن فروشان به بدی یاد می کنند.پس این تمثیل عبرتی است برای همگان از رعیت زادگان تا آقازادگان که چنان سرمست عیش ونوش می شوند که دنیا وشرف وآبرو را تنها در ملت فروشی می دانند وبا اعمال جاهلانه خود چنان ننگی را به جان می خرند که مدت ها بوی تعفن آن مشام هر انسان آزاده ای را می آزارد همانگونه که خانواده ی طالبانی با خیانت خود بار دیگر حادثه سال شصت وشش را در اذهان تداعی نمودند ولکه ننگی بر پیشانی خود زدند ومرتکب کفری شدند که هرگز قابل بخشودنی نیست .چون چه بسا منکران خداوند با انجام اعمال صالحه وبافطرت پاک خود خدماتی به بندگان خدا کنند وبا ابتکار وابداعی دل انسان هارا شاد نمایند که قطعا رضایت خداوند در آن است وخداوند از حق خود به خاطر اینگونه اعمال در می گذرد .اما تضییع حق ملت ویا فروختن وخیانت به آن چون حق الناس است ونیاز به رضایت یکایک دارندگان این حق دارد به هیچ وجه گناه وتاوانش پاک نمی شود وازاین جهت اقبال گفته که منکر حقوق ملت ویا منکر هویت آن ویا تعدی وتجاوز به حقوق آن گناهی نابخشودنی وکفر بزرگی است .حال این انکار هویت از سوی معامله گران داخلی باشد ویا متجاوزان خارجی .
امیدوارم بشریت به سطحی از آگاهی وسعه صدر برسد که ضمن پذیرفتن حق وهویت دیگران به هویت ملی خود نیز افتخار نماید وافراد بشر از چنان عزت واعتماد به نفس برخوردار باشند که خودرا مانند عضوی از پیکر انسانیت بدانند وهرگونه آسیب وصدمه ای را به هریک ازاین اعضا به جامعه جهانی بدانند.

دیدگاه ها