نمایش نوار ابزار

مصافحه با زنان از دیدگاه اهل سنت

5867485جامعه اسلامی به طور اعم و جامعه ی ایران به طور اخص چنان بی مشکل و بی مسئله است وبا هیچ پرسش و شبهه وبحراني مواجه نيست كه مسئله دست دادن زن ومرد به يكي از موضوعات بحث برانگيز روز تبديل شده است. پس از انحراف مسير خلافت راشده و تبديل شدن آن به سلطنت از سوي بني اميه وتغيير اجتهاد جمعي وشوري به اجتهادهاي فرعي وجزئي موجب شد تارويكرد فقها از مسائل سرنوشت ساز وعمومي به مسائل سطحي وجزئي تغيير كند، بيعت اختياري ، مشاركت عمومي ، آزادي بيان ، انتقاد ، امر به معروف ونهي از منكر ، عدم تبعيض ، كرامت انساني ، عدالت اجتماعي ،دفاع از حق مردم ، توحيد ، جهاد ، ترك ويا كم رنگ شد وبحثهاي مانند نقض وضو و قسم به طلاق وازدواج با اجنه و خلقت پيامبر صلي الله عليه از نور ومهريه حوا جايگزين مباحث اصلي شد.
اين تغيير نگرش با تثبيت حكومتهاي استبدادي و يورشهاي متعدد بيگانگان و ورود و تاثير گذاري نحله هاي عرفاني در جهان اسلام فراگير شد. به گونه ايي كه اعمال زشت و گناهان كبيره كم رنگ تر وگناهان فردي و كم اثر برجسته شد ، شرك وبدعت و حقوق عمومي ناديده گرفته شد و ستم پذيري ، ذلت ، خيانت ، بي اعتمادي ،غيبت و،دروغ ،احتكار و،عقب افتادگي ،انحطاط ، وابستگی ، فقر وبدبيني و… رواج يافت؛ دايره احكام تكليفي متداخل و درهم تنيده شد، واجب ، مباح ، حرام ،سنت ومكروه ، جایگزین هم شدند .

اما آنچه كه مورد بحث ماست مسئله دست دادن آقایان با زنان نامحرم است كه برخی به عنوان يك نقطه ضعف وگناه كبيره و عدم تقوا روي آن مانور مي دهند ، چون قصد نگارنده بيان حكم شرعي آن از ديدگاه اهل سنت است زياد به آن نمي پردازم ولي چند سوال را كه در ذهن اينجانب وديگران است طرح مي كنم .

۱-گناه خودسوزي يك خانواده بر اثر فقر بزرگتر است يا مصافحه با زن نامحرم ؟

۲- رد صلاحيت بسياري از افراد شايسته ، سياسي و متدين مهمتر است يا مصافحه با زن اجنبي ؟

۳- عدم پاسخگويي به آراي مردم مهمتر است يا مصافحه ؟

‍‍‍پس بیاییم صورت مسئله را عوض نکنیم آنچه که در اسلام مهم است حق الناس است که با توبه هم قابل گذشت نیست ولی حق الله در دست خداست و توبه پذیر است .

اما مصافحه در نزد علمای اهل سنت مانند دیگر مذاهب محل مناقشه ومجادله است عده ای آنرا حرام ، عده ایی آن را جایز می دانند ، حرمت و مباح بودن و به طور کلی حکم فقهی آن به اعتقاد به این دیدگاه است که آیا لمس و تماس موجب نقض وضو می شود یا خیر ؟ آیا این لمس از روی شهوت است یا خیر؟ ابوحنیفه رحمه الله به طور کلی لمس را موجب نقض وضو نمی داند ، امام مالک رحمه الله آن را از روی شهوت ناقض وضو می داند و هر چند از احمد بن حنبل رحمه الله سه روایت موجود است ولی روایت صحیح از ایشان موید نظر امام مالک رحمه الله است .

اما نظر به مبتلا بودن آن در جهان معاصر دیدگاه دوتن از فقهای اهل سنت را در رابطه با مصافحه ذکر می کنم که اولی شیخ محمود شلتوت ودیگری دکتر یوسف قرضاوی است .

شیخ شلتوت در کتاب الفتاوی ص۸۵ در موضوع مصافحة المرء لا تنقض الوضوء می نویسد : عدم نقض وضو به وسیله مصافحه مبنی بر تسامح و تساهلی است که شریعت اسلام بر آن بنا نهاده شده و آیه ی طهارت با آن پایان می پذیرد بنابراین مصافحه از دیدگاه شیخ شلتوت اشکالی ندارد

دکتر قرضاوی در جلد ۳ کتاب دیدگاه فقهی معاصر ص ۶۴۲ الی … ترجمه دکتر احمد نعمتی در پاسخ به پرسشی درباره ی مصافحه می نویسد :

۱-فقهای سابق درباره حرمت مصافحه زن ومرد اگر با شهوت و به دنبال آن فتنه وفساد باشد متفق اند

۲- دست دادن مرد با پیر زن و یا دختر کوچکی که تمایل شهوانی ندارد و همچنین دست دادن پیرمردی با زنانی که احساس شهوانی در آنها نیست جایز است. از ابوبکر رضی الله عنه خلیفه ی اول روایت شده است که با پیرزنان مصافحه می کرد، همچنین عبدالله بن زبیر به پیر زنی اجازه داد تا از ایشان پرستاری کند آن پیر زن جهت تسکین در اندام ، بدن او را می فشرد وسرش را تمییز می کرد (الاختیار لتعلیل المختار ج۲، ص ۱۵۵)

از سوی دیگر در مسئله مصافحه کسانی که پوشش تمام بدن زن حتی صورت و کف دست او را واجب می دانند بدون شک مصافحه را حرام می دانند که طرفداران این نظریه بسیار کم هستند و جمهور فقها واصحاب و تابعین در بحث آشکار کردن زینت در آیه « ولا یبدین زینتهن إلا ما ظهر منها » صورت ودست دانسته اند . بنابراین وقتی مصافحه بدون شهوت ولذت باشد چه دلیلی بر تحریم آن هست .

دکتر قرضاوی می نویسد : من هر چه گشتم دلیلی برای حرمت آن نیافتم وقو ی ترین دلیلی که هست سد ذریعه است . واینهنگامی است که خوف فتنه باشد ولی در عدم خوف دلیلی برای حرمت آن نیست . قرضاوی در پاسخ کسانی که می گویند : پیامبر صلی الله علیه وسلم در روز فتح مکه از مصافحه با زنان خود داری کرده است ؛ می گوید : ترک امری از جانب رسول خدا صلی الله علیه وسلم ضرورتا دلالت بر حرمت آن نمی کند . وچه بسا کاری را انجام نداده باشد ولی به خاطر حرمت یا کراهت آن نبوده است و شاید به سبب عدم تمایل ایشان بوده است مانند اینکه رسول خدا صلی الله علیه وسلم از خوردن گوشت سوسمار با اینکه مباح است خودداری کرده است ، بنابراین صرف ترک مصافحه دلیل بر حرام بودن آن نیست ؛ سپس قرضاوی معنای مس وتماس رادر آیاتی که این واژه در انها ذکر شده حمل بر مقاربت و هم خوابگی می نماید وحتی شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله سخن کسانی را که ملامسه و لمس را در آیات بر معنای تماس پوست با پوست حمل کرده اند ضعیف شمرده است وگفته است منوط کردن نقض وضو به صرف لمس خلاف اصول ، اجماع صحابه ومتون شرعی است و گوینده آن سخنش بر اساس نص وقیاس نیست وحتی ابن عباس رضی الله عنه که دانشمند امت بوده است معنای ملامسه را حمل بر جماع کرده است . قرضاوی به احادیثی از کتاب صحیح امام بخاری رحمه الله وامام احمد بن حنبل رحمه الله استناد می کند که کنیزان اهل مدینه دست پیامبر صلی الله علیه وسلم را می گرفتند و پیامبر صلی الله علیه وسلم با آنان مصافحه می کرد (صحیح بخاری ، کتاب الادب )

باز هم حدیث دیگری از انس روایت شده که پیامبر صلی الله علیه وسلم نزد خاله انس ، ام حرام دختر ملحان همسر عباده پسر صامت به قیلوله –خواب چاشت – رفت وسرش را بر روی پای ام حرام نهاد وام حرام سر مبارکش را تمییز کرد.

قرضاوی پس از بررسی روایات می گوید : صرف ملامسه حرام نیست ، پس اگر اسباب اختلاط فراهم شد و از فتنه دو طرف امنیت حاصل شد مصافحه در موقع ضرورت اشکال ندارد؛ وبه نظر من بهتر است زن ومرد مسلمان آغازگر مصافحه نباشند واگر یکی از آن دو دست داد دیگری هم دست دهد.

ما این حکم را به این خاطر بیان کردیم تا اولا ؛ کسانی که به مفاد آن نیازمندند به مقتضای آن عمل کنند و احساس نکنند که دین موجب سختی و دشواری است . ثانیا ؛ مادامی که این بحث یک امر اجتهادی است اگر کسی چنین کاری را کرد نباید کارش را گناه وزشت دانست . بنابراین در جهان امروز ودر مسئله دیپلماسی ولزوم حضور شخصیتهای مسلمان در مجامع جهانی و بنا به رعایت قاعده ضرورتها و رخصتهای مصالح مرسله چنین عملی اشکال ندارد.
جلال جلالی زاده

دیدگاه ها
  • حبیب پاسخ به دیدگاه

    با سلام به نطر حقیر بعنوان یک حنفی مذهب ،با دلایل و براهین آقای دکتر جلالی زاده در مورد حرمت دست دادن یک زن مسلمان با نامحرم و شاید در عالم سیاست ،یک نا مسلمان ،با تعاریفی که از حجاب زنان گفته شده ،تطابق ندارد.اما در عرف دیپلماتیک که ایشان صاحب نظرند کاملا متفاوت است.مسلمانان آگاهند که فرم لباس و کروات در عالم سیاست تبلیغ مسیحیت است.چون پیشرفت علم و تکنولوژی در کشورهای مسیحی است و ما مسمانان بعد جنگهای صلیبی عقب مانده ایم و تمدن اسلامی به پیروی از غرب برای جبران عقب ماندگی هایشان از آنان پیروی می کنند و در اروپا هر اتفاق زشتی که اتفاق می افتد همه چشم ها به سمت مسلمانان است.ریشه را باید در عقب ماندگی های مسلمین جستجو کرد و به امید روزی که دانشمندان اسلامی بتوانند با پیشرفت های متفاوت شوکت اولیه اسلام را داشته باشند.آن وقت قضیه عکس می شود.در راه اعتلای اسلام و دفاع از حقوق اهل سنت مستدام باشید.مخلص شما از خراسان جنوبی


Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.