مشکل ما ملی است یا مذهبی؟ | جلال جلالی‌زاده
نمایش نوار ابزار

مشکل ما ملی است یا مذهبی؟

تاکنون به کرات  فعالان سیاسی ومدنی غیر مذهبی در کردستان مستقیم یا غیر مسقیم به اعتقادات مذهبی مردم ویا شخصیت های دینی  اهانت نموده ویا تلاش نموده اند تا نقش دین ومذهب در بین مردم  را کمرنگ و یا اینکه کردها را  به عنوان افراد لاابالی نسبت به مذهب و لائیک معرفی نمایند ویا کوشش می کنند  تا  تبعیضات موجود را ناشی از تعصبات مذهبی ندانند .بارها می خواستم در حد توان خودم وفهم ودرک دوستان روشنگری نمایم ,اما به سبب نبودن ظرفیت تحمل ورواداری ویا سوءٔ استفاده کسانی که از هر آب گل آلودی ماهی می گیرند از تصمیم خود منصرف شدم .تااینکه در چند روز گذشته جناب مولانا عبدالحمید در راستای دلسوزی وشفقت نسبت به همکیشان وهموطنان وبه عنوان یک عالم دینی در  قالب پیگیری مطالبات ,مشکلات اهل سنت را به طور اعم  ومشکلات کردستان  را به طور اخص مطرح نمودند,برخی از دوستان به نا گاه بر آشفته شدند وآن را دخالتی آشکار وتوهین به مردم کردستان دانستند .
ازسوی دیگر کاک فرهاد امین پور در نوشتار خودشان در چند مورد اعتراض نموده که عده ای در صدد تقلیل مطالبات قومی وفرهنگی ما به مطالبات مذهبی هستند وآن را جای نگرانی دانسته اندوموجب تبعات زیان بار دانسته اندومطالبات مذهبی را از جایگاه  مهمی برخوردار ندانسته اند وبرجسته کردن مطالبات مذهبی را به معنای محدود کردن گستره فرهنگی دانسته وموجب بیرون راندن بخشی از کردها دانسته وبرجسته کردن مطالبات مذهبی را عامل تندروی برشمرده اند ومذهب را جزء مؤلفه های هویت فرهنگی ندانسته اند و می گویدمطالبات ما تا کنون به صورت دموکراتیک بوده وخصلت ازادی خواهانه داشته ومذهبی کردن آن ها از اعتبار دموکراسی خواهانه کردها می کاهد.
افرادی که در کردستان تلاش می کنند از کردها هویت زدایی دینی ومذهبی نمایند ,سخت در اشتباهند چون نه تنها در میان کورد ها بلکه در میان هیچ ملت دیگری نمی توان علایق دینی را از آنان گرفت,حال این دین واقعی وراستین باشد یا مملو از خرافات وپیرایه ها.
ازسوی دیگر کسانی که می پندارند با دورکردن مردم از اسلام موجب نجات کردها می شوند بازهم اشتباه می کنند همانگونه که شیخ الاسلام شهید می گفت: بدبختی کردها این است که فکر می کنند با کفرورزی به خود مختاری نائل می شوند .متاسفانه عده ای از روی عمد یا خطا تصور می کنند اسلام مانع پیشرفت ورهائی است و تنهاراه نجات دورکردن اسلام اززندگی است که بسیار دیدگاه اشتباهی است.
هیچ کس منکر تبعیض قومی وتضییع حقوق مندرج در قانون اساسی نیست ,اما پرسشی که مطرح است کدام حقوق فرهنگی ما تضییع شده است؟ نگارش وکتابت کتاب ها وجرائد به زبان کوردی, پوشیدن لباس کوردی, موسیقی وهنر کردی وخیلی ازـچیزهایی که در جامعه مرسوم ومعمولند.
تاکنون هیچ حکومت ودولتی کردهای کرماشان را وادار به سخن گفتن به زبان فارسی ننموده است اما چرا ازـسخن گفتن به زبان مادری ابا می کنند؟ تاکنون هیچ قدرتی روشنفکران کرد را مجبور به عدم استفاده از لباس کردی ننموده پس چرا لباس کردی نمی پوشند؟
پس در اینجا مشخص می شودکه از ناحیه توجه به مسائل فرهنگی مشکلات زیادی ایجاد نمی شود امااز ناحیه مذهبی چطور؟
من به دفاعیه های مذهبی ها ویا به قول کاک فرهاد اسلامگراها از افراد غیرمذهبی تحت عنوان هر نام ولقبی اشاره می کنم که در هیچ موردی نبوده که اعتراض نکنند اما تاکنون هیچ دفاعیه ای از سوی غیر مذهبی ها در دفاع از هم زبان های خود ندیده ام.
اما در ارتباط با حاکمیت باید خیلی شفاف عرض کنم. دوستان ما یا واقعیت را می دانند وخودرا به تجاهل می زنند ویا پرداختن به تبعیض از منظر مذهبی را به مصلحت نمی دانند.
دوستان ما به خوبی می دانند که درایران هیچ مانعی برای ترقی وپیشرفت کوردهای شیعه وبه کارگیری آنان وجود ندارد .هرچند به هیچ وجه منکر توسعه نیافتگی مناطق کردنشین از ایلام تا ماکو نیستم وتبعیض وبی عدالتی نسبت به کوردهای آذربایجان غربی را بیشتر ناشی از اعمال نفوذ پان ترک ها می دانم.اما اگر بحث حساسیت های فرهنگی وقومی آنگونه که دوستان آن را بزرگنمایی می کنند باشد ,چرا در میان یک ملیون فارس اهل سنت خراسان ودیگر استان ها یک فرماندار ویک مدیر کل اهل سنت را نمی یابید؟
همین انتخاب استاندارجدید کردستان بهترین پاسخ به کسانی است که با یک تیر دونشان می زنند ,هم تلاش می کنند به نوعی نقش مذهب را در کردستان کم رنگ کنند وهم تبعیض هارا در قالب اختلاف زبان بدانند .به نظر می رسد دوستان سکولار در تحلیل هایشان بسیار اشتباه می کنند ,راستی تاکنون چند سخن رانی در کرمانشاه وایلام داشته اید ؟استان های دیگر به کنار در قروه وبیجار چند جلسه ادبی داشته اید؟
نگارنده نه به دنبال برجسته کردن اختلافات مذهبی هستم ونه آن هارا مفید وارزشمند می دانم بلکه کاری در حدشرک ومضر به حال دین وجامعه بشری واز جنس داعش وحشد الشعبی می شمارم .اما به خوبی مطلع هستید که در انتخابات مجلس تهران
وشورای شهر به آسانی کاندیداهای کرد شیعه در لیست قرار می گیرند اما کوردهای اهل سنت در آخرین روز رد صلاحیت وحذف می شوند ومسؤولان اعلام می کنند که نظام وجود سنی را در شورای شهر تهران نمی پذیرد.
کاک خالد توکلی می دانند که باطل کردن آرای ایشان به خاطر کرد بودن واصلاح طلب بودن نبوده بلکه حمایت ملی مذهبی ها وبرجسته کردن صبغه مذهبی بوده است.
کاش دوستان می دانستند اگر تعصبی نسبت به حفظ هویت فرهنگی امروز در میان کوردها وجود دارد وخالصانه از ظواهر هویت خود دفاع می کنند همان افراد مذهبی هستند وکاش دوستان می دانستند از زمانی که آقای شاهرودی به کردستان آمده اند وگام ها برای تبلیغ مذهب حاکم تند تر شده وساختن حسینیه ها ومهدیه ها در بهترین محلات شهرها با واگذاری برخی از ساختمان های دولتی از سوی مسئولان قبلی استان تسریع شده  وبا وارد کردن بسیاری از افراد غیر بومی درحال تغییر ترکیب جمعیتی  شهرها هستند حساسیتی به خرج می دادند. وتلاش نکنند با تضعیف روحیه مذهبی زمینه تضعیف گرایش های ملی را فراهم کنند.
راستی چرا استاندار کرد شیعه به آسانی پذیرفته می شود اما هرگز چنین امکانی یرای یک کرد اهل سنت نیست؟ پس متاسفانه وبا کمال شرمندگی باید گفت :در قرن بیست ویکم در جامعه ما ارزش ها وفضائل اسلامی وانسانی مانند عدالت وکرامت انسانی فراموش شده ومذهب به صورت مدرک وتخصص ومیزان شایستگی در آمده است.این ما نیستیم به دنبال هویت زدایی ویا تفرقه مذهبی هستیم ,بلکه متاسفانه یک برداشت غلط ضد دین  موجب محروم کردن گروهی از شهروندان از حقوق اساسی وطبیعی آنان می شود.
اینکه بلوچ هارا متهم می کنیم که درد ما یکی نیست ,به نظر می رسد ناشی از نا آشنائی با محیط وفرهنگ بلوچ ها ومطالبات آنان است .من فکر می کنم ظلم ها وبی عدالتی های تحمیلی به نام مذهب وایجاد حساسیت های بیخود بر احناف وبی سوادی وفقر  آنان را وادار کرده که با تبعیت از علمای دین زودتر از ما علت را تشخیص دهند.
کاش دوستان ما به جای تضعیف نقش علمای دینی در کردستان ,آنان را تشویق به دفاع از حقوق مردم می کردند وآنان را مورد حمایت خود قرار می دادند تا با توجه به وضعیت سیستم ونقش روحانیت در همه امور علمای کورد هم در محافل ومنابر از حقوق مردم دفاع می کردند وشخصیت هایی مانند مولوی عبدالحمید خودرا به زحمت نمی انداختند .وکاش دوستان سکولار ما یک صدم مولوی عبدالحمید به تهران می رفتند وبا لابیگری ورایزنی بیشتر مقامات را برای اجرای عدالت تحت فشار قرار می دادند .سخن گفتن در فضای مجازی با مخاطبان معدود ونشنیدن وندیدن مسئولان چه فایده ای می تواند داشته باشد ؟ مولوی عبدالحمید با این دفاع هایش توانسته حامیان بسیاری را در کل کشور همراه خود نماید وافکار عمومی جامعه را نسبت به این تبعیض ها حساس نماید ,ماچکار کرده ایم؟چند درصد جامعه با ماهستند ؟در انتخابات شورای شهر چند نفر را به شورای شهر فرستاده ایم؟
راستی اگر شخصی از دردهای مشترک بگوید وبا صدای بلند این دردهارا به گوش مردم برساند ما باید با او هم صدا شویم ویا جلو اورا بگیریم؟
به نظر نگارنده سکوت در مقابل علت اصلی بی عدالتی ها که نگاه ایدولوژیک حاکم وفرافکنی  ومحدود کردن آن به جزئی از آن خلاف انصاف است وموجب آسیب به کل هویت وکیان جامعه ودر نتیجه واژگون شدن همه معادلات وخوش باوری ها وساده انگاری هاست .پس اگر چنین است نباید به هیچ وجه مخالف هرگونه انتصاب,آمایش سرزمین ,تغییر بافت وترکیب جمعیتی وگسیل نیروهای غیر  بومی به استان ومهاجرت صد هزار نفر از اهالی استان به خارج از استان وکاهش رشدجمعیت از ۱/۷به /۷ در استان نباشیم ؟ ودر آخر انتصاب یک استاندار کرد شیعه در استان نشان داد که تمام تحلیل های دوستان واقع بینانه نیست و کاری که دیگران می کنند وبرنامه هایی که هست وتیرهایی که شلیک شده ودوستان سکولار خودرا به خاطر مصلحت به ناشنوائی زده ویا ناچیزـمی شمارند  صدایش را چند سال دیگر می شنوند.

دیدگاه ها