مشروب خواری از شمال تا جنوب | جلال جلالی‌زاده
نمایش نوار ابزار

مشروب خواری از شمال تا جنوب

در این روزها که خبرهایی از مسموم شدن مصرف کنندگان مشروبات الکلی در شمال و جنوب کشورمان در ماه محرم و ایام عاشورا به گوش می رسد، نهیبی است بر ذهن و مغز کسانی که سال هاست تلاش می کنند واقعیت جامعه را بپوشانند و چنین وانمود نمایند که واقعا أم القرای جهان اسلام هستیم. در عین حالی که فقه زدگی که به معنای اهمیت دادن به ظاهر و کنترل ظاهری افراد است بدون اینکه زیربنای اعتقادات و بنای اخلاق محکم شود، کاری عبث و بیهوده است.

در جامعه فقه زده تنها ظاهر افراد مورد توجه است و به درون و باطن پرداخته نمی شود. حضور در برخی مجالس مذهبی یا شبه مذهبی و انجام برخی از اعمال نذری و بخشش ها که چارچوب دینی خاصی ندارند، موجب مشتبه شدن اذهان می گردد و افراد ساده لوح می پندارند که گرفتن سبحه ای بر دست و جنبانیدن لبی و گذاشتن محاسنی راه را به سوی بهشت و رسیدن به فردوس برین هموار می کند؛ در حالی که تجربه نشان داده است این گونه کارها که نه از سوی شارع و یا نزدیکترین شاگردان او انجام نشده و یا به عنوان عمل صالح هم محسوب نمی شوند. نه تنها نمی توانند نمره مثبت دینی را بگیرند بلکه تنور نفاق و ریا را نیز گرمتر می نماید و هنگامی که در جامعه ای تنور نفاق و ریا گرم شد و فرع جانشین اصل و مصالح تحسینی جایگزین ضروری گردید معنویت نیز ضعیف و مسایل اخلاقی و دینی ملعبه دست هوسبازان و شیادان قرار می گیرند.

وقتی سیره عملی صحابه مورد بررسی قرار می گیرد که تا به آیاتی عمل نمی کردند، به آیات دیگر نمی پرداختند، مستلزم این است که متولیان اخلاق و دین در جامعه این تجارب را به کار بگیرند و تلاش نکنند که با فشار و دستور مردم را اخلاقمدار نمایند؛ زیرا دینمداری به نسبت سنخیت روحی و شخصیتی انسان ها متفاوت است و همان گونه که دو نفر از جهت تمایل به غذا ذائقه ی متفاوتی دارند، به نسبت سنخیت و گرایش به مسائل دینی و عمل کردن به آن ها یکسان نیستند.

خداوند به وضوح فرموده است: به هر کس به اندازه وسعش تکلیف می شود. یعنی باید به اندازه توان هرشخصی او را مکلف نمود و تحمیل تکلیفی بر افراد به گونه ی یکسان موجب از زیر بار در رفتن افراد می شود.

فقه زدگی موجب استبداد و زورگویی در انجام تکالیف می شود و این زورگویی در جامعه ی جدید که نسل مدرن جز با دلیل عقلی هیچ گزاره دینی را نمی پذیرد، سبب تناقض درونی و یک نوع طغیان و سرکشی در مقابل همه ی فرامین می گردد که نتیجه ای جز نفاق و ریا و تظاهر ندارد. یعنی در ادارات و معابر مردمانی عابد و پارسانما در منازل و محافل به کار دیگری سرگرمند.

لذا به نظر می رسد همان گونه که تظاهر به دین و اخلاق نمی تواند برای همیشه ماندگار و متظاهر نمی تواند همیشه در یک لباس ظاهر شود.لازم است از هزینه های گزاف تبلیغ دین در صورت های گوناگون و مخارج فراوان در صداوسیما برای تبلیغ مسائل مذهب احتیاط به عمل آید و بیشتر تلاش شود تا عمل مسئولان و نمادهای مذهبی همان گونه که امام جعفر صادق فرموده مبلغ دین باشد و اگر چنین نیست رفتار امام ابوحنیفه با مشروبخوار همسایه را در نظر بگیرند که هر شب بدمستی می کرد و شعر می خواند و دست آخر به سبب رفتار امام ابوحنیفه از عمل خود دست کشید.

این تناقضات در جامعه ما تنها محصول تناقض در رفتار مسئولان و راضی شدن به زندگی تصنعی است که ظاهر با باطن افراد بنا به دلایل مختلف یکسان نیست.

دیدگاه ها