نمایش نوار ابزار

مرثیه ای برای منصور امانی

در روز سیزده بدر که همگان مشغول تفریح و شادی و گذراندن اوقات فراغت درکنار سبزه ها و چشمه ها و جویبارها بودند، منصور امانی در حال چرانیدن گوسفندانش بود تا هزینه و مخارج زن و فرزندانش را تامین نماید.
مگر زحمتکشانی مانند منصور می دانند تفریح و استراحت چیست؟
می دانست در روز تعطیل عمومی وتفزیح همگانی با خانواده اش در گوشه ای لم می داد واستراحت می کرد. اما باید برای سیر کردن شکم حیواناتش آن هارا از رودخانه ای بدون پل عبور دهد تا با سیر کردن آن ها زندگی خانواده اش را تامین نماید.غافل ازاینکه نه جان انسان درجامعه ما ارزش دارد ونه جان حیوان. امامنصور برای نجات سرمایه زندگیش که چند راس گوسفند بوده خودرا به آب می زند غافل ازاینکه آب خروشان رودخانه بهاری بی رحمانه به جلو می تازد وفرقی دربین کارگر وسر مایه دار قایل نمی شود.
منصوررا ازکودکی می شناختم، انسانی زحمتکش وبی زحمت برای دیگران به معنای واقعی رنجبر ورنجدیده وزندگی را با سختی پشت سر گذاشت. وشادی مصداق کسانی باشد که داد می زنند مرگ کجایی زندگی مارا کشت.
آری منصور بامرگ ناگوارش ازدست زندگی مرارت بار نجات یافت.
خدایش بیامرزاد.

دیدگاه ها

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.