نمایش نوار ابزار

مثلث توحید، خلافت و عدالت

مثلث‌های مختلفی در منظومه‌ی جهان بینی اسلامی وجود دارند که جهت گیری‌های انسان مسلمان را در زندگی روشن می‌کنند و متفکران اسلامی هر یک در راهکارهای خود برای حل مشکلات و یا بدعت‌های پدید آمده در دین سه ضلعی‌هایی را پیشنهاد داده‌اند که با به کارگیری آن‌ها، می‌توان به اهداف و مقاصدی رسید.

توحید اولین اساس و پایه‌ی معتقدات اسلامی است، که بدون باور به یگانه دانستن خداوند و استمرار حضور او در تمام شؤون زندگی نمی‌توان مدعی موحد بودن شد.

موحد بودن یعنی پیروی دقیق شخص مسلمان از قرآن وسنت که این پیروی آثار و پیامدهایی در زندگی انسان با خود دارد که در موضعگیری ها و دفاع از حق و ایستادگی در مقابل باطل نمایان می‌شود، به فرموده‌ی سعدی : موحد نه در مقابل شمشیر تسلیم می‌شود و نه در مقابل پول، بلکه به دنبال توسعه است، یعنی تحول و تغییر در جهان به سمت تکامل هم در ابعاد مادی و هم در ابعاد معنوی که در راستای حصول اهداف و مقاصد شریعت است، اهدافی که موجب برقراری امنیت روحی و مادی به فراخور حال جامعه می‌شود و هر یک از افراد جامعه می‌تواند قابلیت های خود را در راستای فرامین خداوند وخدمت به جامعه به منصه ظهور برساند.

این اصل چنان در جوامع اسلامی کم رنگ شده که گاهی در طعنه زدن به افراد می‌گویند فلانی موحد است .

دومین ضلع این مثلث، خلافت انسان بر روی زمین و یا تشکیل حکومتی با مشارکت همه شهروندان یک کشور است.

مقصود از خلیفه بودن انسان این نیست که خداوند غایب و یا ناتوان و اداره‌ی زمین را به انسان واگذار کرده باشد، بلکه خداوند با آفرینش انسان و دادن اختیار اداره‌ی کره زمین و امورات زندگی، مسئولیت هایی را به او عطا کرده، که باید این مسئولیت‌ها را به خوبی انجام دهد و به فلاح و رستگاری دایمی از طریق ارضای نیازهای مادی و معنوی نایل شود، و از اینجاست که مخالفت بسیاری از فتاوا را با اصول اساسی مورد تاکید اسلام می‌دانیم. یعنی ایجاد یک جامعه‌ی مسؤول و متعهد که در مقابل هر موجودی اعم از انسان و غیر آن احساس مسؤولیت می‌کند که این مسؤولیت پذیری او را وادار به مراعات حقوق دیگران و برآورده نمودن نیازهای افراد می‌نماید، هر شبانه روز در جوامع اسلامی، جمله‌ی حی علی الفلاح در اذان تکرار می‌شود، اما کسی در جامعه‌ی اسلامی به معنا و مفهوم آن توجهی نمی‌کند. متاسفانه این واژه ارزشمند مانند اصل توحید فراموش شده که از جهل، جور، جرم، جمود و جنایت حاکم بر جوامع اسلامی می‌توان به عدم فهم معنای آن پی برد. چرا تاکنون در کنار نماز به معنای فلاح توجه نکرده‌ایم؟ کامیابی، فوز و رستگاری، چگونه می‌شود در یک مثلث سه ضلعی که ضلع قوی توحید باشد، اما خلافت چه به معنای جانشینی خدا در زمین و یاحکومت برآمده از آرای شهروندان که وظیفه آن فلاح و رستگاری آنان است سست و ضعیف و مورد اهمال قرار گیرد؟

ضلع سوم عدالت است، اصل فراموش شده در میان مسلمانان، همانند دو اصل دیگر، عدالت هم جنبه ایجابی دارد و هم جنبه سلبی، هم به معنای جلوگیری ومنع از تعدی و استثمار دیگران است که موجب می‌شود جامعه مسئولیت های خود را در مقابل خداوند و همچنین افراد جامعه انجام ندهد و هم به معنای تلاش برای برخورداری همگان از حقوق انسانی استفاده در حد نیاز و توان است. یعنی جامعه را یک پارچه پنداشتن و آنان را مانند دندانه های شانه یکسان دانستن است و ستم بر انسانی را در هر گوشه ای از زمین تحمل نکردن است.

اگر مسلمانی چندین فرمانروا و فریادرس در زندگی داشت و ارباب متفرقه برای خود درست کرد و مسئولیت‌هایش را در مقابل خدا و خلق خدا که تشکیل حکومت مردمی متکی بر مشارکت عموم و برگرفته از اراده‌ی یکایک شهروندان باشد، ایفا نکرد و اگر عدالت را سرلوحه کارهای خود قرار نداد، از دایره‌ی فلاح و رستگاری در دنیا و آخرت خرج شده است.

بنابراین همه‌ی انسان ها در این سه اصل مشترکند و ربطی به دین و یا ملت خاصی ندارد، هر چند بی توجهی و اهمال آن ها گناهی بزرگ به شمار می‌آید و قابل اغماض نیست .

وضعیت امروز جوامع اسلامی بهترین دلیل و سند بر به بوته‌ی نسیان سپردن این مثلث مؤثر در سرنوشت انسان‌هاست که عامل انحطاط فراگیر در ابعاد مختلف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است و ظلم و ستم رایج در خاورمیانه و تضییع و پایمال کردن حقوق انسان‌ها دلیل وبرهانی بر نازک و کم رنگ شدن اضلاع این مثلث است.

دیدگاه ها