نمایش نوار ابزار

قلمی از نوشتن ایستاد وقلب ملتی از کار افتاد

نویسنده قلب ملت است وملت بی نویسنده ملت بی قلب ومرده است .وچه عظمتی بالاتر از این که خداوند به قلم سوگند خورده است .
قلم را بەعاشقی تشبیه کردە اند که عشقش را می پوشاند اما با اشک هایش همگان را به شور وشوق می آورد ویا اسیری است که هزاران نفر را از اسارت می رهاند ویامانند دریایی است که با امواجش ساحل جهل را در هم می کوبد ومانند خورشید تاریکی هارا می زداید ویا مانند شمشیر کجی ها وبی عدالتی ها را قطع می کند .
هرچند لاغر است اما گردن کلفت های فراوان از هیبتش شب هارا نمی خوابند .قلم تنها موجودی است که با باسیاهیش روشنی می بخشد وبا سکوتش زبان هارا به نطق می آورد وچه بسا قلم هایی که شمشیر بدستان را نجات داده اند وبه مردگان حیات بخشیده اند.
وچه شریفند قلم به دستانی که قلمشان توتمشان است وبه ارزان قلمشان نمی فروشند بلکه ازآن به عنوان سلاحی برای دفاع از ملتشان استفاده می کنند .آری حفظ انسان وکرامت او وجدا نمودن فاصله ها با قلم است .
هرچند قلم وسیله ای بیش نیست ومی توان آن را در خدمت حق وباطل قرار داد وتعیین کننده دردست گیرنده آن است .اما مانند بسیاری از ابزارها نیافریده شده است تا در خدمت قلدرها ومستکبران باشد .
اما کسانی که از آن در جهت رهایی بخشی استفاده نموده اند هم خودرا جاودان نموده وهم ارزش قلم را پاس داشته اند .امروز بهترین گنجینه ومیراث ملت ها نه سیم وزر بلکه آثاری است که نویسندگان وشاعران وادیبان برجاگذاشته اند .
علی اشرف درویشیان کرماشانی از آن جمله نویسندگانی است که هرگز قلمش را نفروخت وحرمتش را نگاه داشت وخودرا از همقطاران صبور ونستوهش جدانکرد وامروز اینگونه سربلندانه از جامعه اش وداع کرد وبه کاروان بسیاری از تأثیرگزاران وخادمان ملت پیوست .
روانش شاد ویادش گرامی باد

دیدگاه ها