قاضی محمد، چراغی فروزان در خانه ای تاریک | جلال جلالی‌زاده
نمایش نوار ابزار

قاضی محمد، چراغی فروزان در خانه ای تاریک

از سنت های اساسی تاریخ است که همیشه شخصیت های نابغه وفرهیخته ای در میان مردمانی با طیف های مختلف فکری اعم از منفعت طلب ومحافظه کار تا رادیکال وایثارگر ظهور کرده اند،.که مرحوم قاضی محمد  یکی از این شخصیت هایی است که مانند چراغی پرده های تاریکی وجهل وجوررا از روی صفحه تاریک ملتش،برداشت  ومی دانست که چگونه زندگی کند وچگونه بمیرد تا آزادی ودموکراسی ورسیدن به حق طبیعی وانسانی را برای ملتش به ارمغان بیاورد.قهرمانان ورهبران تلاش خودرا می کنند ومسئولیت تاریخی خودرا انجام می دهند ودراین قمار سرنوشت از باختن جان خود برای برنده شدن ملتشان ابایی ندارند.اما متاسفانه در این میان جامعه به سبب عدم همراهی با رهبران وتقسبم شدن به گروه های بی تفاوت نسبت تعیین سرنوشت ومنفعت طلبان وخاینان واکثریت خاموش وابزاردست قدرتمندان که اگر هزاران جنبش ونهضت برای رهایی انان به راه افتد از خود حرکت وجنبشی نشان نمی دهند وهمیشه سرباز پیاده مقام طلبان وقدرتمندان هستند وصدها انقلاب ونهضت انان را بیدار نمی کند.
اما عدم همراهی اکثریت خاموش وبی تفاوت وابزار دست منفعت طلبان مانع از ان نمی شود که رهبران وپیشتازان حرکت های رهایی بخش دچار سکوت ودلسردی شوند ومیدان را رها کنند.
مرحوم قاضی محمد از رهبرانی بود  که در میان ملتش زندگی کرد وجان داد وبرای آزادی آن مرگ را پذیرفت .متاسفانه یا خوشبختانه رهبران کرد برخلاف دیگر رهبران همیشه قربانی ملت شده اند ودر رسیدن به اهداف خود ناکام مانده اند.
رهبران معلمانی هستند که می سوزند ومی سازند تا ملت را با حقوق خود آشنا سازند، اما در مقابل این همه تلاش برخی چنانـ ه خواب غفلت فرو رفته اند که گویا وظیفه ای جز خوابیدن وناآگاهی وعدم تحرک ندارند.
بهترین معیار فاصله وامتیاز رهبران ومبارزان با مردمانی،که در کمیت جزء ملت وشهروندان محسوب می شوند اما از نظر کیفی نمی توان آنان را سرمایه به شمار آورد هنگام انتخابات است که چگونه افرادی که ضدمنافع ملتند از این توده سرگردان وبی هدف استفاده ابزاری می کنند وبا رأی آنان که هدف رأی دادن وبه چه کسی رأی  دهند را نمی دانند .بادکنک هایی را می سازند که جز باد غرور ونخوت ومنت گذاشتن بر مردمان ساده ومستضعف هنری ندارند.
هر چند دوره های گذشته ونقش اساسی رهبران وکاریز ما بودن انان تکرار نمی شود.اما در دنیایی که بهترین ابزار رسیدن به حقوق ابزار انتخابات است ،اکثریت جامعه نسبت به رفاه زندگی وتغییر وضعیت خود بی تفاوتند وابزار ترقی دیگران می شوند.هزاران نفر رهبر وفعال سیاسی مدنی  نمی توانند حرکت راستینی را انجام دهند.
از سوی دیگر محبت احساسی وبدون پشتوانه عقلانی وبدون پیروی از سخنان رهبران هیچ تاتیری نمی تواند داشته باشد.
اگر کوردها نصایح ووصایای،قاضی،محمد را گوش می دادند به چنین سرنوشتی دچار نمی شدند،که به فرازهایی از آن ها اشاره می شود.
متحد باشید، خودرا ارزان مفروشید،ابزار دشمنان نشوید،ازادی نیاز به پشتیبانی همه ی ملت دارد،فریب دشمن را مخورید،
خیانت برخی از سران عشایر موجب شکست جمهوری شد،
کودکانتان را دانش بباموزید،به دو سلاح اتحاد و دانش مسلح شوید، به قران وسنت معتقد باشید، اتحاد،رمز پیروزی است،در مسئولیت وخدمت از یکدیگر سبقت بگیرید، دشمن را دوست مپندارید، به یکدیگر خیانت نکنید زیرا خاین روسیاه است،جاسوس بیگانگان نشوید،از مسجد، مدرسه وبیمارستان به خوبی استفاده کنید،بدون وحدت پیروزی میسر نیست.به یکدیگر ستم نکنید،زیرا خداوند دشمن ستمکاران است،
هزاران درود بر روان پاک قاضی محمد

دیدگاه ها