نمایش نوار ابزار

فلسفه وجودی بشار زرافه در سوریه چیست؟

من خودم گاهی از مقام طلبی و دنیا طلبی برخی افرادتعجب می کنم ، که برای رسیدن به پست ومقامی چقدر خود را تحقیر می کنند و متوسل به افرادی می شوند که از نظر شخصیتی از آن ها فرومایه ترند.

در این چند سال جنگ سوریه که شاهد کشتارها، آوارگی ها، ویرانی ها و هتک حرمت های فراوانی بودیم، با صرف نظر از همه‌ی مسایل مختلف تنها یک نفر محور این همه بدبختی ها بود و آن شخص بشار زرافه است. سال ها می گویند: سوریه جبهه مقاومت است، تا به حال نشنیده ام که گلوله ای از مرزهای سوریه به طرف اسرائیل شلیک شده باشد، هرچند برعکس بارها اسرائیل به سوریه تجاوز نموده و صدایی از بشارو ارتشش بلند نشده است. بگذریم از آوارگی نه ملیون نفر و کشته شدن پانصد هزار نفر از مردم آن کشور. به خاطر چه کسی؟ حفظ یک نفر و آن هم بشار زرافه. راستی این شخص ارزش این همه هزینه را دارد؟

حال از مرزهای جنوبی بگذریم، درمرزهای شمالی ترکیه هم تجاوز نموده، کسی نیست بگوید: این کشور حکومتی دارد که از حقوق و جان و مال شهروندانش دفاع می کند.. چنین انسان مترسکی به فرض هم که خودش را رئیس جمهور بداند و عده ای متملق را در اطرافش نگه دارد، چه افتخاری جز بدنامی در دنیا و آخرت می تواند برای خودش داشته باشد؟

کاش هر انسانی در هر مقامی لحظه ای از خواب غفلت بیدار می شد و اعمال خود را سبک و سنگین می کرد و می دانست که حفظ مقام دنیوی در عین بی عرضگی و ناتوانی و برده‌ی دیگران بودن نه تنها در قاموس دین بلکه در قاموس انسانیت هیچ ارزشی ندارد، چه بسا انسان هایی که در عین فراهم شدن شرائط مادی و معنوی برای سوار شدن بر توسن قدرت، اما در کمال ناباوری زمام آن را رها کرده و خلعت خوش نامی را برای همیشه بر قامت خود پوشانده اند. کاش اسد هم همین کار را می کرد نه اداره‌ی کشوری با این همه ناتوانی.

دیدگاه ها