نمایش نوار ابزار

عمر بن خطاب و بیان نقص ها

عمر بن خطاب خلیفه عدالت طلب و عدالت جو. گفته است : احسن الناس من اهدی الی عیوبی؛ یعنی: کسی که عیب های مرا به من بنمایاند، محبوبترین شخص در نزد من است.
کسی که یک عرب بادیه نشین (نه نماینده مجلس) بر روی او شمشیر می کشید و می گفت: من نمی گذارم خطبه جمعه را ادامه دهید، تا به مردم بگوئید: این پیراهن (نه زمین و پول) را از کجا اورده ای؟
عمر نه تهدیدش کرد و نه گوشمالیش داد و نه داروغه و محتسبی را به در خانه اش فرستاد. بلکه عبدالله فرزندش را به عنوان شاهد گرفت و گفت: از او بپرسید.
عبدالله بلند شد و گفت: چون سهم پارچه پدرم برای پیراهنش کفایت نمی کرد، من سهم خودم را به او بخشیدم.

و شخص اعرابی رضایت داد و عمر بن خطاب، مجسمه عدالت، به خطبه اش ادامه داد.
آری در صدر اسلام وضعیت جامعه و امر به معروف و نهی از منکر این گونه بود.
ننیجه گیری اخلاقی: برادران و خواهران  عزیز اهل تشیع! خواهشا اهانت به خلیفه پیامبر را تا زمانی که شخص عادلی مانند عمر که منتقد را نهدید نمی نماید در جوامع اسلامی حاکم و قاضی نشده، ترک نمایید.

دیدگاه ها

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.