نمایش نوار ابزار

علی مطهری را تنها نگذاریم

از چند جهت با علی مطهری سنخیت و همراهی دارم،
همکاریم، فرزند شهیدیم ، روحانی زاده ایم و نماینده بوده ایم. با این تفاوت نتوانستند ایشان را رد صلاحیت دائمی نمایند و مرا رد صلاحیت دائم نموده اند.
سوالی که باید مطرح کرد. این چه اسلامی است که با همه چیز از شادی، آزادی بیان، انتقاد و دفاع از حقوق مردم، تشییع جنازه و شرکت در مراسم تجلیل و یا ترحیم مخالف است؟
این چه اسلامی است که به خاطر یک اظهار نظر باید برای همیشه از زندگی محروم و ساقط شوی؟
این الطاف که شامل حال آقای مطهری شده به کرات شامل حال اینجانب شده است.
در تشییع جنازه دکتر ابراهیم یونسی که فکر کنم از جامعه کردهای تهران تنها من و استاد رئوف توکلی بودیم به محض رسیدن به بانه تماس گرفتند که باید به تهران برگردی. اما با مخالفت من با برگشت، گفتند : اگر بمانی حق شرکت در تشییع جنازه و مجلس ترحیم را نداری.
در مراسم بزرگداشت یونسی و قاضی علی رغم اصرار خانواده مرحوم دکتریونسی باز هم ممانعت شد.
در شهر پاوه همایشی برگزار شد و…….
در همایش ملا ابوبکر مصنف با وجود نوشتن مقاله از قرائت مقاله توسط این جانب ممانعت شد.
در مراسم ختم بخاری که قبل از شروع به تهران بازگردانده شدم.
در مراسم بزرگداشت دکتر خرم دل در دانشگاه کردستان که قرار بود سخن رانی داشته باشم سه روز قبل از مراسم یکی از مجریان تماس گرفت ما برگزار کننده هستیم ولی تصمیم گیرندگان کسان دیگر هستند و شما نمی توانید سخن رانی نمائید.
راستی اگر علی مطهری سخن رانی می کرد چی می شد؟
راستی اگر شخصی مانند من در یک همایش حضور داشته باشم چه اتفاقی می افتد؟
و راستی اگر علی مطهری امنیت سخن رانی نداشته باشد؟ اشخاص دیگر با چه پشتوانه ای در محافل و مراسم حضور داشته باشند؟
اما این محدودیت ها با سیره وروش هیچ پرورش یافته اسلام نمی خواند.
حضرت علی خوارج را از نماز خواندن در مساجد نهی نکرد؟

دیدگاه ها