نمایش نوار ابزار

عدم القدرة عصمة

جمله بسیار زیبایی است، یعنی ناتوانی ونداشتن قدرت موجب معصومیت و دوری از خطاست. مفهوم این جمله یک واقعیت است وزبان حال انسان هاست، یعنی اگر به عمق اذهان انسان ها فرو روی ویا ظاهر آنان را بنگری، به خوبی مشخص می شود که در طول تا ریخ، بسیار از قداست ها که به افراد نسبت داده شده، اگر در محک واگذاری قدرت وامکانات مادی سنجیده شود، پس از مدت کوتاهی ماهیت خیلی از آنان مشخص می شود، یعنی خیلی از افراد که در تاریخ ملت ها با هاله ای از قداست ودینداری و پرهیزکاری پوشانده شده اند، تنها بدان سبب بوده که از دایره قدرت به دور بوده اند و بسیار هم خوش شانس بوده اند که از این دایره به دور بوده وحرمت واحترامشان حفظ شده است .

به جز پیامبران که حرکات وفعالیت هایشان از سوی خداوند نظارت می شده وبرای حفظ اسوه ماندن و اعتماد مردم به برنامه الهی در رفتار و گفتار به نوعی قرنطینه شده ونیاز به عصمت داشته اند، نمی توان برای هیچ شخصیت دیگری در ارتباط با حفظ قداست و ماندن بر پیمان فطرت در صورت رسیدن به قدرت چک سفید صادر کرد و تضمین های لازم را ارائه داد؛ زیرا تجربه زندگی ثابت نموده که انسان همیشه در معرض هواهای نفسانی، تحریکات شیطانی و اشباع غرایز گوناگون است.

واین مساله با ادعا وتبلیغات انکار نمی شود. چون خدایی که انسان را آفریده، در این باره گفته: فجور و تقوا را به او الهام نموده ام. وپیامبر نیز فرموده: همه آدم ها خطا می کنند. بنابراین خطا کاری انسان ها عام است و به‌عنوان یک اصل کلی پذیرفته شده است و جز پیامبران آن هم درتبلیغ برنامه های خداوند که لازم است پیامبران از جهات مختلف قابل اعتماد باشند، همگی در معرض آلودگی های نفسانی وخطا هستند .

پس اگر کسی که از نظر جسمی ناتوان و معلول و یا از قدرت جسمی برخوردار نیست و یا کسی از توان مالی برخوردار نیست و نمی تواند برخی از امور را انجام دهد، نمی توان آن را حمل بر پاکی وقداست نمود.

همان داستان پارسایی که در غاری زندگی می کرد و به او گفتند: چرا به شهر نمی آیی؟ در پاسخ گفت: در شهر پری رویان هستند وانسان دچار لغزش می شود، پس برای هرانسانی زمانی عصمت و قداست و پاکی مطرح است که دارای قدرت مادی ومعنوی باشد، اما مردم را نکشد، غصب نکند، تعدی وتجاوز ننماید، بر آرمان هایش وفادار بماند.

چقدر افراد به ظاهر دیندار مقدس مآب در تاریخ بشر بوده اند که بمانند تیمور قرآن را به چندین قرائت می خوانده اند، اما به هنگام رسیدن به قدرت، در کله انسان ها آب می نوشیده اند و چه بسیار رهبران مذهبی و انقلابی بوده اند که دم از تقوا وپارسایی می زده اند، اما به محض رسیدن به قدرت چهره دیگری از خود نشان داده اند.

غرض از این مقدمه اشاره به تغییر رفتار و شخصیت خانم آنگ سان سوچی برنده جایزه دفاع از حقوق بشر و صلح نوبل در حال نداشتن قدرت بود که در نگاه آزادیخواهان مانند فرشته معصومی می ماند، اما به محض رسیدن به قدرت، شاهد بودیم که با تیغ قدرت حجاب عصمت را پاره کرد و ماهیت انسانی خود را افشا کرد و نشان داد که اگر انسان در زندگی ناظری درونی و بیرونی نداشته باشد و اگر متخلق به اخلاق انسانی نباشد و اگر درهنگام سرکشیدن جام، شراب قدرت همه خصایل انسانی را فراموش نکند، آن وقت می توان گفت که انسان درست کاری است و قدرت بهترین معیار برای معرفی بدکاران و نیکوکاران و صالحان وطالحان است.

مطالب مشابه
دیدگاه ها

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.