نمایش نوار ابزار

شورا یک واجب و وظیفه ی اسلامی

برخی از لحظات که در باره ی ایرادها وانتقادها وشبهات در باره ی اسلام می اندیشم ,این پرسش به ذهنم خطور می کند که چرا مخالفان مزایای اسلام را در نظر نمی گیرند؟ واگر عیب های اسلام را می گویند چرا هنرها وآثار مثبتش را باز گو نمی کنند؟ نامگزاری سوره های قران مانند زنان ,اهن ,زمان ,مجادله,مورچه ,مردم  وشوری را اگر بررسی نمائٔیم نکات درخور وارزنده ای را به ما می گوید.وچون روز شوراهاست لازم دانستم که در باره ی اهمیت شوری نکاتی را بیان نمایم.
سؤالی که مطرح می شود ,چرا مسلمانان به موضوعاتی که در قران به آن ها اهتمام داده شده توجهی نمی کنند ,اما به موضوعاتی که در قرآن به آن ها اشاره ای نشده اهمیت می دهند؟
چرا در اسلام به شوری اهمیت داده شده ؟ چرا مسلمین پس از خلفای راشدین شورارا فراموش کردند ؟ چرا در قرآن پس از قرآن وسنت شورا سومین منبع قانونگزاری وحجت است؟ مشخص است که شورا با حکومت های استبدادی وجانشینی سازگاری ندارد.وپس از تبدیل حکومت شوری از سوی معاویه به سلطنت ,شوری رونق خودرا از دست داد ,چون حکومت های مطلقه نه زیر بار شوری می روند ونه شوری را به رسمیت می شناسند.حضرت علی در نامه ی ششم به معاویه در باره حقانیت خود می گوید :شورا حق مهاجرین وانصار است وهرکه را انتخاب کردند واورا امام نامیدند خدا وندهم از کار آنان راضی است. بنابراین شوری روش زندگی در تمام زمان ها ومکان هاست وتک گویی وبر منبر رفتن ویک رای را حاکم نمودن با فطرت انسانی که گرایش به جمع وخرد جمعی دارد ناسازگار است. هیچ کس جز مستبدان خودرا بی نیاز از مشورت نمی داند ویا با آن مخالف نیست.بشریت برای پیشبرد کارهایش واداره زندگیش چاره ای جز توسل به استفادهدازـشوری ندارد .شوری ازـاغاز تاریخ همان زمانی که خداوند با فرشتگان در باره ی آفرینش انسان مشورت کرد وبا ملایک وشیطان گفتگو نمود .این دو شیوه را برای حل مشکلات بشری مطرح نمود تا انسان ها هیچ وقت خودرا بیـنیازـازآن ها نبینند. اورامی ها ودیگر اقوام در گذشته های دور شوراهای داشته اند. در میان تمام فرهنگ ها وتمدن ها این شیوه معمول بوده است,حتی عرب های جاهلی دارالندوه داشته اند..اما اسلام به آن جنبه ی تعبدی بخشید ودر ردیف نماز وروزه قرارداده وثواب وعقاب را بر ان مترتب نموده است وبه عنوان یکی از اوصاف مسلمانان بر شمرده است.یعنی همانگونه که برخداوند توکل می کنند وازـگناهان اجتناب می نمایند به شورا وخرد جمعی پایبندند.
تکیه بر شوری وفرهنگ نمودن ان نشاندهنده زمینی بودن حکومت است که  امور را براساس نصح ودلسوزی وشوری اداره می نماید وبه نظر اکتریت  احترام می گذارد.شوری از طغیان افراد جلوگیری نموده واستعدادهارا شکوفا وموجب رشد وتعالی همه ی افراد جامعه در کنار شخصیت بخشیدن به ان ها می شود.شوری جامعه را از افراط وتفریط باز می دارد وتفاوت های ساختگی در بین زن ومرد ویا طبقات مختلف اجتماعی را زائل می سازد. داستان ملکه ی سبا ودختر شعیب بهترین الگو برای نسل های اینده است .شوری حس ازادی خواهی را در میان شهروندان تقویت می نماید ,زیرا  شوری بدون آزادی بیان وشجاعت اظهار عقیده ورأی ونظر تاثیری ندارد.بنابراین لازم است در خانه,مدرسه,کارخانه,اداره ی شهر,روستا وکشور به شوری اهتمام نمود.
پس شوری یک روش زندگی ویک منهج وبرنامه برای تحکیم روابط واستحکام پایه های زندگی مدرن در همه ی عرصه هاست. شورا موجب همبستگی ملی ورفع تنازع وتخاصم در بین همه ی هموطنان است ,به گونه ای که هرکس به کشورشـاحساس تعلق می کند. پیامبر اسلام با اینکه متصل به وحی الهی بود .اما هرگز  خودرا مستغنی ندانست. در مشکلات خانوادگی ,درجنگ ها در صلح  وحتی در دعا مشورت می کرد. وخلفا وجانشینانش همین سنت وسیره را ادامه دادند وحتی در مسائل اجتهادی ازـرای جمعی استفاده می کردند. عمر بن عبدالعزیز مشورت را باب رحمت  وکلید برکت می دانست .هیچ مدیرـوحاکمی نمی تواند خودرا بالاتر از شورا بداند .چون ملتزم بودن به رای اکثریت با روح شریعت سازگارتراست. شورا متناسب با وضعیت زمان ها متفاوت است.
ایا غیر مسلمان ها می توانند در مجلس شوری شرکت کنند؟ حنفیه ,برخی ازـمالکیه و بسیاری از علمای  محقق معاصر  حضور غیر مسلمان هارا در شوراهایـشهری وروستایی  مجلس جایزـدانسته اند ,چون انان حقوقشان مانند مسلمانان است.  وقتی که پیامبر اسلام  با منافقین مشورت می کرد .بنابراین به طریق اولی حضور اهل ذمه اشکالی ندارد. بنابراین شوری ودموکراسی عامل احقاق حقوق مردم وبنای یک جامعه ی پایدار وباز است که بری از تنگ نظری وخشونت وتضییع حق است.
هرچند در قانون اساسی فصلی به قانون شوراها اختصاص داده شده اما این قانون  کامل نیست ولازم است در راستای  اجرای امور  وبیشتر نمودن اختیارات  اعضای شورای شهر واداره ی شایسته ی شهر وروستا این قانون تغییر یابد.

دیدگاه ها