نمایش نوار ابزار

شهوت قدرت

گاهی انسان کلماتی را می شنود وبه آن ها توجهی نمی کند وگاهی برخی واژە ها چنان در مغز انسان جرقه می زنند که خطوط به هم ریخته زندگیش را می سوزانند .یکی از این واژه ها شهوت قدرت است که این روزها معنا ومفهومش ذهن ودرون خیلی از افراد را به خود مشغول نموده است.نه واژه شهوت به تنهایی مفهوم منفی دارد ونه واژه ی  قدرت .چون هرچیزی که برای انسان غریزی باشد  نه تنها بد نیست بلکه لازم است تنها نحوه به کارگیری  واستفاده از آن جهت را مشخص می کند وگرنه خداوند چنین نیرویی را در وجود انسان قرار نمی داد .وخود قدرت هم بد نیست زیرا ناتوانی وضعف جزء فضائل به شمار نمی رود وبه عنوان افتخار شمرده نمی شود .اما اگر این دو با هم ترکیب شدند وصورت افراطی به خود گرفتند  به شخصیت ومقام واقعی انسان ضربه می زند.

چقدر این روزها وقت من تلف می شود !!! وچقدر افراد برای گرفتن مقام ومسئولیت به دیگران رو می اندازند. راستی این مقام دنیوی چقدر ارزش دارد که این همه خودرا برای کسب آن خوار می داریم؟
خیلی از این افراد مرا سرزنش می کنند چرا این همه فعالیت سیاسی می کنی ولی دنبال پست ومقام نیستی؟  خب در پاسخ چه بگویم ,والله اصلا برایم مهم نیست ,خب شدم مدیر کل ,استاندار ,وزیر واگر شد رئیس جمهور بعدا چه می شوم ؟
این  قضیه مرا به یاد داستان بهلول وصدر اعظم هارون الرشید می اندازد که بهلول هنگامی که بر صندلی او نشست ,صدر اعظم برآشفت  وگفت چرا در جای من جلوس نموده ای؟ گفت چه اشکال دارد؟  گفت :مگر نمی دانی که من صدر اعظمم؟ گفت پس از صدر اعظمی چکاره می شوی؟ گفت :هیچ ,بهلول گفت :من همین حالا هیچم   پس مقام من از شما مهمتر است وحق من است که بنشینم.
من هم همین هیچ بودن خودرا به تمام مقام ها عوض نمی کنم ,چون مقام نه تنها ارزش ندارد بلکه برای دارندگانش عاقبت خوبی ندارد .کجا هستند استانداران کردستان؟ کجایند رؤسای جمهور مان؟

بنابراین دوستانی که  خودرا اصلاح طلب می دانند وفکر اصلاح طلبی را در گرفتن پست ومقام منحصر کرده  اند بدانند اگر ما آنگونه  که به دنبال پست ومقام هستیم به دنبال اشاعه فکر اصلاح طلبی دربین مردم می بودیم  وبه جای  کسب قدرت  در پی ترویج عزت ومنزلت مردم می بودیم اوضاعمان بهتر از این می شد.در ایام تبلیغات دیدیم که چگونه برخی افراد اصلاح طلب نما اصولگرای معتدل شدند واصلاح طلبان تندرو به دنبال استاندار غیر بومی بودند وچگونه برخی تلاش می  کنند با ملاقات های پنهانی با مقامات پستی ومسئولیتی را کسب نمایند . بنابراین شهوت قدرت یکی از شهوت های خطرناکی است  که قابل کنترل نیست وصاحبش را برای اشباع آن به هر آخور وچراگاهی می کشاند وعزتش را به حقارت تبدیل می نماید  و صاحبش برای زندگی چهار روزه دنیایی به هر درو دیواری می زند . شهوت قدرت اقسام زیادی دارد که در این مختصر نمی گنجد  مانند اینکه  گاهی شخص از اینکه صدایش را در رادیو می شنود ویا تصویرش را در تلویزیون می بیند ویا مصاحبه ای می کند به چندین نفر زنگ می زند که چی؟ که من هم هستم شهوت قدرت طلبیم ارضا شد.
چه خوب است به جای تملق در آستان ارباب قدرت به عرصه تفکر واندیشه برگردیم وبه جای خودفریبی به خودسازی مشغول شویم وتا خودرا نساخته ایم به  صحنه قدرت وارد نشویم .زیرا این عرصه عرصه غول هایی است که برای حفظ خود از ریختن آبرو وخون هرگز ابا نمی کنند. وبرا ی به دست آوردن یک متر صندلی حاضرند هزاران نفررا فداکنند وبرای ساختن خانه هزار متری هزاران کیلومتر خاک میهنشان را حراج نمابند .اگر باور نداری از بافل ولاهور ونزدیکانشان بپرس.

دیدگاه ها