نمایش نوار ابزار

سنندج شهر احسان و راستی یا آزمایشگاه دروغ و شایعه!

634554574شهرودیار وسر زمین برای انسان حکم مادررا دارد وهمانگونه که شخص به مادرش مهر می ورزد وبه او خدمت می نماید ودر صورت لزوم از حریم وحیثیت او دفاع می کند. نسبت به زادگاه وطن نیز چنین خصلتی در فکر وذهن انسان های اصیل وجوددارد.

علاقه اینجانب نیز به کردستان وسنندج مشمول همین قاعده می باشد که علاوه برآن به سبب افتخار یک دور نمایندگی مردم شریف این شهر تعصب مضاعفی نسبت به جایگاه این شهر عزیز دارم.

قبلا سنندج مشهور به دار الاحسان بوده که محل تجمع علما ومحسنان ونیکوکاران به شمار می آمده است. اما متاسفانه پس از انقلاب این شهر بنا به دلایل وعوامل مختلف آن ابهت وقداست تاریخی را از دست داده وروز به روز با ازدست دادن شخصیت های اصیل ومشهور آن به جولانگاه تازه به دوران رسیده های وارداتی از مناطق مختلف می گردد. به گونه ای که هرملیجکی به خود اجازه می دهد خودرا از دور مالک آن بداند ودر باره ی سرنوشت آن تصمیم‌گیری نماید ویا افرادی که خودرا نماد تحمیلی مردم آن می دانند درروز روشن دروغ بگویند. که نمونه آن داستان پارکبان است که اخیرا عده ای عمدا آن را علم کرده وخود نیز به دفاع از آن برآمده اند درحالی که چنین خبری مدت ها قبل منتسب به یکی از شهرهای دیگر بوده وربطی به سنندج ندارد.

بحث پارکبان نیست، بحث خالی شدن بیشه شیران سنندج وادعای ملیجک ها و انتساب دروغ ها ویاوه گویی ها وبدنام کردن مسوولان ومردمان این شهر شریف است. هرچند وضعیت اقتصادی مردمان این شهر تعریفی ندارد اما هنوز خوی جوانمردی ومردانگی ونیکوکاری دروجودشان ساری وجاری است.

اما اگر مردم وبویژه جوانان ازابتدای امر درمقابل ملیجک ها می ایستادند و دروغ های آنان را تایید نمی کردند آن ها امروز به خود اجازه نمی دادند درمورد کوچکترین مساله این شهر اظهار نظر کنند در حالی که در شهر خودشان اجازه پارکبانی به آنان نمی دهند.

دیدگاه ها