نمایش نوار ابزار

روان شناسی پیچیده و تو درتوی ایرانی ها

474856786ما همه ایرانی هستیم  و همدیگر را به خوبی می شناسیم. اما انصافا گاهی تعارضاتی در اعمال ما مشاهده می شود که هر روان شناس و جامعه شناسی را مات و مبهوت می نماید.

گاهی چنان در انجام مراسم مذهبی غلو می کنند که شاید خود متولیان دین به این رفتارها راضی نباشند. و گاهی در تعریف و تمجید از گذشتگان چنان مبالغه می نمایند که انسان را دچار تعجب و شگفتی می نماید.

یک روز به خاطر خاتمی ازدحام می نمایند و فردا در استقبال از احمدی نژاد همان جمعیت تجمع می نمایند.

یک روز سه میلیون به طرفداری از شخصی راه می افتند و فردای آن روز در مقابل او می ایستند.

قبل از ظهر درود مصدق است  و بعد از ظهر مرگ بر او را برزبان می آورند.

یک روز عاشورا ست و روز بعد کورش است.

یک روز شعار آزادی فلسطین می دهند و روز دیگر نه غزه نه لبنان است.

یک روز درخواست تعطیلی روز تولد یا فوت شخصیتی را می نمایند و روز بعد می گویند عید فطر مال عرب هاست.

روزی شعار خلیج فارس سر می دهند و پس فردا سوریه را استانی از ایران می دانند.

در جلسه ای نقش اپوزیسیون را ایفا می کند و در جلسه بعدی آرم حزب الله لبنان را برگردن می اندازد.

گاهی شعار مرگ آمریکا سر می دهند اما زنانشان را به آمریکا می فرستند تا فرزندشان در آنجا متولد شود.

گاهی در لیستی برنده انتخابات می شوند و پس از رای در فراکسیون دیگری سر در می آورند.

ادعای ایران دوستی می کنند اما حاضر نیستند ده سانتی متر از خیابان عقب نشینی کنند.

از فقر هموطنانشان می نالند اما سرمایه ها را به خارج می برند.

از عدالت و برابری همه هموطنان سخن می گویند اما جز نفع خود و یا قوم  وقبیله خود نمی اندیشند.

ادعای طرفداری از حکومت را دارند اما با توجه به وضعیت مالی مانند وزارت  و نمایندگی مجلس و غیره از گرفتن یارانه چشم نمی پوشند؟

گاهی کمپین حمایت از این و آن تشکیل می دهند اما افرادی خلاف آن رفتار می کنند.

گاهی به عنوان طراح و موافق طرح ثبت نام می کنند و در هنگام طرح مطلب، مخالف آن صحبت می کنند..

عضو حزبی هستند و حزب از کاندیدای اصلاح طلب حمایت می کند اما او در هنگام انتخابات در ستاد کاندیدای اصولگرا است و پس از انتخابات دوباره  به جلسات حزب بر می گردد.

در جلسات خصوصی شرکت می کنی اما پس از یک ساعت سخنانت را از زبان کسان دیگری که نبوده اند می شنوی.

در دادن شعار بسیار دموکرات و اصلاح طلب، اما مبلغ و حامی مالی اصولگرا به بهانه رفاقت است.

بهترین احترام ها را برای استاد قائل است، اما در ارزشیابی نمره منفی به او می دهد.

در معرفی اشخاص سنگ تمام می نهد اما به محض انجام معامله یا عقد یا قرار داد شروع به بدگویی از معرف می کند.

از کسی در انتخابات مجلس یا شورا حمایت می کنیم به محض موفقیت شروع به بدگویی از او می کنیم.

کمپین ضد اعدام راه اندازی می کنیم، اما هنگامی که کسی را اعدام می کنند از ساعت چهار صبح برای اجرا و تماشا در صف می ایستیم.

از امام جماعت تعریف و تمجید می کنیم ولی پشت سر او نماز نمی خوانیم.

ما را به عروسی دعوت می کنند و پس از پذیرایی شروع به متلک گویی و طعنه زدن به دعوت کنندگان می کنیم.

قصاب در جلو شما بهترین گوشت را نشان می دهد، به محض اینکه پشت می کنی تکه دیگری را چرخ می نماید.

من خودم مانده ام چکار کنم؟ آیا این اخلاق همان گونه که جمالزاده گفته قابل تغییر است؟ یا بر روال سابق خواهیم ماند؟

دیدگاه ها