نمایش نوار ابزار

رابطه بین انسان و عقل در اسلام

اسلام انسان را به عنوان جانشین خدا در زمین دانسته و او را بر همه موجودات فضیلت بخشیده و او را به بهترین وجه تکریم نموده است. این تکریم حمایت خداوند از انسان است که شامل حفظ حقوق و احترام آزادی، عقل، فکر او می باشد. آزادی فراگیری که مسئولیت بخش است و در مقابل آن انسان امانت تکلیف ومسئولیت را بر عهده می گیرد.

اگر خداوند از یک سو او را مکلف و امین خود قرار داده در مقابل هستی را با تمام منابع و مواهب برای او آفریده تا فعالیت های مادی و معنوی را در آن انجام دهد.

آفرینش هستی و اعطای مسئولیت به او و دادن قدرت تفکر اثبات کننده ی این امر است، که اگر هستی را مسخر انسان نموده، جایز نیست انسان نسبت به هستی بی مبالات باشد، بلکه باید یک موضع سازنده و ایجابی، در مقابل هستی بگیرد که این موضعگیری در تفکر و تامل در هستی و استخراج منابع و استفاده از دستاوردهای آن برای خدمت به بشریت و تمام انسان هاست. و استفاده از این مسخرات جز به سبب علم، تحقیق و تعقل ممکن نمی باشد.

تفکر در خلقت و در ملکوت آسمان ها و زمین موجب پیشرفت مادی و توسعه کامل در همه زمینه ها می شود.

اما چرا مسلمانان از این هشدارها و از این انذارها، و رهنمودها استفاده نکردند. تنها یک دلیل اصلی داشت و آن توجه نکردن به عقل و مشتقات آن بود، عقلی که موجب تمایز و امتیاز انسان بر سایر موجودات بود.

اسلام در اعتقادات، پذیرش مسئولیت ها و تکالیف به عقل اهتمام زیادی نموده است. و در هر جایی که قرآن از عقل نام برده است، آن را تعظیم نموده و گرامی داشته است. و کسانی که از عقل خود استفاده نمی کنند آنان را از چهارپایان گمراه تر می داند و نه تنها در دنیا در قیامت نیز عدم استفاده از عقل را گناه می شمارد. اما متاسفانه در دینی که اندیشیدن را واجب می داند پس از مدتی ابرهای تقلید و جمود آسمان جهان اسلام را فرا گرفت و همان روش مشرکان که پیروی از نیاکان بود حاکم شد. و خرافات و اوهام بر جامعه مسلط و شرک و بدعت شیوع پیدا نمود و با چنین وضعیتی مستبدان سرنوشت مسلمانان را در دست گرفته و بر جان و مال آنان مسلط و مسلمین به چنین وضعبتی گرفتار شدند.

دیدگاه ها

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.