دیپلماسی متشتت در سایه عدم نظم سیاسی داخل | جلال جلالی‌زاده
نمایش نوار ابزار

دیپلماسی متشتت در سایه عدم نظم سیاسی داخل

جلال جلالی زاده در گفت وگو با دیپلماسی ایرانی معتقد است تا زمانی که ما در داخل کشور به یک نظم و منطق درست سیاسی نرسیده ایم نمی توانیم از یک دیپلماسی درست و فعال برخوردار باشیم. تشتت امروز در امر سیاست داخلی سبب شده تا دیپلماسی ایران هم آن طور که باید نتواند فعالیت داشته باشد.

دیپلماسی ایرانیبعد از بیانیه جمعی از سیاسیون در خصوص مذاکره مستقیم و بی قید و شرط با آمریکا که شمار امضاء کنندگان آن به ۱۰۰ نفر می رسد، شاهدیم که بعد از گذشت چند روز هنوز از میزان هجمه ها و اتهامات به نامبردگان در نامه کاسته نشده است. در این راستا کار به جایی رسیده که برخی از اصلاح طلبان نظیر مجید محتشمی، دبیرکل حزب اصلاح طلب آزادی و عضو شورای هماهنگی جبهه اصلاحات هم از این نامه تبری جسته اند. در این رابطه دیپلماسی ایرانی گفت وگویی را با دکتر جلال جلالی زاده، استاد دانشگاه و نماینده مجلس ششم و از امضاء کنندگان نامه در خصوص مواضع و انگیزه های نگارش این نامه داشته است که در ادامه می خوانید:

بعد از انتشار نامه ۱۰۰ نفر از سیاسیون کشور در خصوص انجام مذاکرات مستقیم و بدون قید وشرط با آمریکا شاهدیم که بخشی از جامعه سیاسی و مدنی کشور از این حرکت حمایت کرده و موافقت خود را با آن ابراز داشته اند و در عین حال نیز هجمه ها و حملات تندی هم به شما و دیگر امضاء کنندگان شکل گرفته است؛ اساسا این میزان از حساسیت رسانه ها و برخی سیاسیون را که گویا هنوز هم ادامه دارد ناشی از چه عواملی می دانید؟

در ابتدا باید گفت که این میزان از حساسیتی که شما گفتید نه از جانب موافقان و حامیان این نامه که از سوی منتقدین و مخالفین صورت گرفت که با برخی تحلیل های گاه غلط خود سبب ایجاد برخی شبهه ها در اذهان شده اند و در عین حال هم با برجسته کردن این حرکت سبب شکل گیری برخی حساسیت های نا به جا در جامعه شده اند.

پس سوال خود را این گونه می پرسم، دلایل حمله به این نامه از جانب مخالفین که حتی کار را به توهین به امضاء کنندگان نامه رساندند چیست؟

البته توهین کار این طیف است. در جایی که خبری از منطق و تفکر نباشد خوب مطمئنا توهین به ابزاری برای تخریب بدل خواهد شد. اما در ادامه می توان از چند منظر در خصوص هجمه کنندگان و دلایل توهین آنان سخن گفت. اولا این میزان و شدت از توهین نشان می دهد که نامه یاد شده بسیار مهم بوده که در راستای حفظ منافع مردم ملت شریف ایران است و گرنه مخالفت و انتقاد جدی را در میان توهین گنندگان بر نمی انگیخت. در ثانی گویا مخالفین حقی را برای امضاء کنندگان نامه و مواضع مطرح شده در آن در چارچوب آزادی فکر و اندیشه و این که هر فردی می تواند آزادانه نظر خود را بیان دارد، قائل نیستند. در حالی که در همه کشورهای دموکراتیک همه احزاب، گروه های سیاسی و شخصیت ها به راحتی می توانند نظر خود را در خصوص مسائل مهم کشورشان بیان دارند. حتی اگر جامعه چندان موافق آن نباشد و در ادامه هم کسی آنان را متهم به خیانت، وطن فروشی و جاسوسی نمی کند. این در حالی است که به نظر می آید جامعه ما با محتوای نامه هیچ مشکلی نداشته و ندارد.

طیف مخالفین این نامه از دید شما چه کسانی هستند؟   

خوب در چند روز اخیر ما شاهدیم که این افراد با ادبیات خاصشان خود را آشکار کرده اند. لذا نیازی به اسم بردن از آنان نیست. اما در یک نگاه کلی می توان این طیف را به چند دسته تقسیم کرد؛ یک دسته کسانی هستند که از رفاه و امکانات خوبی برخوردارند که با بازگشت تحریم ها چندان مشکلی در زندگی آنها پدید نخواهد آمد. این طیف بدون درک و بینشی عمیق از مشکلات اقتصادی و معیشتی بخش فرودست جامعه خود را در یک قالب ایزوله و جدای از جامعه می دانند که باید نگاهشان را به کل ملت تسری دهند؛ در حالی که به واقع فشار و معضلات ناشی از تحریم های اقتصادی می تواند جامعه را به شدت درگیر کند. در این رابطه هم وضعیت نه چندان روشن دیپلماسی ایران هم می تواند بر میزان نگرانی جامعه و به خصوص قشر ضعیف از آینده اقتصادی کشور بیفزاید. دسته دیگر کسانی هستند که سود و منفعت خود را در رانت خواری ناشی از فضای بازگشت تحریم ها می دانند. ما یادمان نمی رود در سال پایانی دولت دهم که تحریم به اوج رسیده بود چه رانت هایی در کشور شکل گرفت. لذا بخشی از مخالفین و توهین کنندگان کسانی هستند که مشتاق بازگشت تحریم های آمریکا هستند و حتی می خواهند کار را به جایی برسانند که ترامپ تحریم های شدیدتری را علیه کشور اعمال کند تا میزان بهره مندی آنان از رانت های تحریمی بیشتر شود. دسته دیگر کسانی هستند که در نوعی نگاه خشک شده ایدئولوژیک خواستار قطع روابط ایران با جامعه جهانی است. در همین راستا این افراد معیار ارتباط ایران با سایر کشورها را در برخی مسائل می بینند که در عرف دیپلماتیک جایی ندارد و همیشه خواهان کوبیدن بر طبل جنگ، تنش و بحران هستند. در صورتی که ما خواهان ارتباط با همه کشورها از در حکمت و در عین حال عزت هستیم. پس می بینید تمامی امضاءکنندگان این نامه هیچ نیت و قصدی به جز نگرانی از آینده کشور و دلسوزی برای وضعیت کنونی ایران نداشته و ندارند.

به واقع مخاطب اصلی نامه شما چه کسی و یا کسانی است؛ آیا شما فرد خاصی را در ایران و یا آمریکا، حال به صورت مستقیم و یا غیر مستقیم مورد خطاب قرار داده اید؟  

می دانم منظور شما چیست. اما این گونه که برخی برداشت می کنند و موجب ایجاد برخی شبه ها هم شده است نیست. این نامه با تحلیل درست و منطقی در عالم دیپلماسی و سیاست خارجی تمام جامعه سیاسی و نهادهای مدنی آمریکا و ایران را مخاطب قرار داده است، نه فرد و یا شخص خاصی.

در خصوص مسائل یاد شده دو طیف خود را نماینده مردم می دانند؛ به واقع نگاه جامعه در این رابطه چیست؟

جواب این سوال بسیار ساده است. مساله به رفراندوم گذاشته شود. نه نامه بلکه مواضع کلی دیپلماسی ایران با آمریکا. با روشن شدن این مساله معلوم می شود که آیا مخالفین این نامه از جایگاه و پایگاه مردمی برخوردارند یا موافقین و امضاءکنندگان آن. ما نمی خواهیم خود را نماینده مردم بدانیم تنها و تنها انگیزه نگارش و انتشار نامه نگرانی برای وضع همین مردم است. از سوی دیگر باید این را هم عنوان کرد که نباید دسترسی طیف توهین کنندگان به این نامه را به رسانه های مختلف صوتی، تصویری و نوشتاری را با برخورداری و حمایت از وجه مردمی خلط کرد. این طیف با بزرگ نمایی در رسانه های خود با به کار بردن الفاظ و توهین به ما و دیگران فقط به دنبال ایجاد حساسیت و کاشتن فکر مسموم در اذهان مردم ایران هستند تا بتوانند در جامعه اندک حمایتی را برای خود جمع کنند. لذا تاکید دارم که برای اثبات حقانیت، محتوای نامه را به همه پرسی بگذارند تا ببینند چه میزان از جامعه در پشت سر مخالفین قرار دارند. نامه یاد شده بر پررنگ کردن محور دیپلماسی مبتنی بر خرد و منطق سیاسی تاکید دارد. هیچ کس در جهان از مجادله سودی نبرده است. پس چرا نباید مذاکره جایگزین مجادله شود.

اما برخی معتقدند در سایه برجام ما تجربه مذاکره ناموفق با آمریکا را داشته ایم، پس چرا باید دوباره یک تجربه شکست خورده را تکرار کرد؟

اولا باید پرسید که آیا همه شرایطی که موجب خروج آمریکا از برجام بود فقط و فقط از جانب واشنگتن بود. در ثانی زمانی که ما تجربه یک دور مذاکره را با آمریکا داشته ایم، می توان با تجربه بیشتری به سمت نوعی از توافق رسید که در پایان هیچ کشوری نتواند آن را نادیده بگیرد و یا ملغی کند. به عبارت دیگر آن کم کاری هایی که در برجام شکل گرفت در مذاکرات آتی روی ندهد.

به نظر شما دلیل حضور سیاسیون داخلی در امر سیاست خارجی و حوزه دیپلماسی کشور را ناشی از چه عواملی می دانید؛ اساسا شما قائل به تفکیک سیاست به داخلی و خارجی هستید؟

خوب یقینا میان سیاست داخلی کشور با امر دیپلماسی و سیاست خارجی تفاوت های جدی وجود دارد. اما چیزی که در این میان مهم به نظر می رسد و سبب شده تا سیاسیونی که بیشتر در امور داخلی اظهار نظر کرده اند وارد حوزه سیاست خارجی شوند، اهمیت نفوذ هر یک از این حوزه ها بر دیگری است. به بیان دیگر هم سیاست داخلی ایران و جناح بندی ها بر مساله دیپلماسی ایران و مناسبات در روابط بین الملل اثرات خود را داشته و هم دیپلماسی کشور و تحولات صحنه جهانی نفوذ خود را بر سیاست داخلی ایران گذاشته است. پس ارتباط جدی و رشته های محکم و ناگسستنی میان سیاست داخلی و دیپلماسی وجود دارد. اما نکته دیگر اینجا است که تا زمانی که ما در داخل کشور به یک نظم و منطق درست سیاسی نرسیم نمی توانیم از یک دیپلماسی درست و فعال هم برخوردار باشیم. تشتت امروز در امر سیاست داخلی سبب شده تا دیپلماسی ایرانی هم آن طور که باید نتواند فعالیت خود را داشته باشد و دستگاه سیاست خارجی و شخص وزیر امور خارجه ما هر بار با خط قرمزهای آشکار و پنهانی روبه رو است که امر مذاکره و فعالیت را برای دستگاه سیاست خارجی با مشکلات و اما و اگرهای جدی روبه رو کرده است. در صورتی که اگر سیاست داخلی ایرانی از یک پایگاه محکم و قوی مردمی، امنیت، رفاه و رضایت اجتماعی همراه با یک نظم سیاسی موجود در جوامع دمکراتیک برخوردار باشد خوب یقینا دیپلماسی ما هم در صحنه بین الملل به شدت منظم و در عین حال قدرتمند ظاهر خواهد شد. این مساله همان مطلوب امضاء کنندگان نامه هم است.

شما از نگرانی امضاء کنندگان نامه برای آینده اقتصادی کشور در سایه بازگشت تحریم گفتید؛ به واقع شرایط آتی اقتصادی ایران را تا چه اندازه نگران کننده می دانید؟

به هر صورت ما باید واقعیت های ملموس کف جامعه را ببینیم. نمی توان با شعار شکم مردم را سیر کرد. شما در دیپلماسی ایرانی حضور دارید؛ دیپلماسی هم یعنی تدبیر درست امور با کمترین هزینه. در این رابطه کارشناسان امر سیاست خارجی و اقتصاد به خوبی بر این واقعیت واقفند که با بازگشت تحریم ها قطعا فشارهای به مراتب بیشتر از سال های اولیه دهه ۹۰ شمسی بر کشور تحمیل خواهد شد. هر چند که برخی معتقدند تحریم باعث خود کفایی کشور می شود. اما آیا این خود کفایی در همه زمینه ها خواهد بود؟ آیا در این میان بخشی از جامعه به خصوص قشر ضعیف قربانی نخواهد شد؟ در دنیای امروز هیچ توسعه و شکوفایی بدون حضور یک دیپلماسی موفق و ارتباط منطقی با جهان برای استفاده از فناوری و دستاوردهای علمی دیگر کشورها شکل نخواهد گرفت. ما امروز تجربه ناموفق درهای بسته دیپلماسی کشورهایی نظیر کوبا و کره شمالی را شاهدیم. این کشورها با وجود برخورداری از منابع و ذخایر خوب در داخل به دلیل عدم ارتباط با جهان کار را برای خود به جایی رساندند که نهایتا دیپلماسی آنها به شکست انجامید. البته اگر رفتار سیاست خارجی آنها را دیپلماسی نامید. شاید در داخل برخی به دنبال پیاده کردن فرمت کوبا و کره شمالی باشند. اما باید پرسید در دنیای امروز این متد جوابگوی نیازهای جامعه خواهد بود؟ ما امروز و حتی قبل از بازگشت تحریم ها شاهدیم که بازار طلا، سکه، ارز، مسکن، خودرو و دیگر بازارها ملتهب است. حالا خودتان قاضی شوید که اگر تحریم ها باز گردد چه شرایطی بر کشور حاکم خواهد شد؟ به نظر می رسد که نوعی آشتفتگی و حتی فضای ناامنی روانی در جامعه شکل خواهد گرفت.

یعنی آینده کشور را در سایه بازگشت تحریم ها نگران گننده تر از سال های پایانی دولت احمدی نژاد می دانید که نهایتا به یک اقتصاد بیمار انجامید؟

ما امضاء کنندگان نامه هیچ الزام و یا دستوری را بر کسی تحمیل نکرده ایم. اما یقینا خرد سیاسی و منطق دیپلماتیک باید سر لوحه کارهای مسئولین باشد تا شرایط و تجربه تلخ آن دولت تکرار نشود. زمانی که ملت با وجود این میزان از منابع زیرزمینی و معادن گرانبها در کنار سرمایه های عظیم انسانی دانش آموخته شاهد فساد سیستماتیک پررنگ، تبعیض، بیکاری و فقر است، خوب یقینا ساکت نخواهد بود. در کنار این مسائل هم بازار ملتهب امروز کشور را در نظر بگیرید. حالا از شما می پرسم که آیا برآیند همه این مسائل نمی تواند آینده تیره تری از دولت دهم را برای کشور ترسیم کند؟ پس ما نباید با دست خود مشکلات جدیدی را برای کشورمان درست کنیم و ایران را به سمت بحران های متعددی سوق دهیم. زمانی که از نگرانی و دلسوزی تمامی امضاء کنندگان نامه سخن می گویم به دلیل رصد همین آینده است.

با توجه به این که در دی ماه سال گذشته هم شاهد شکل برخی از اعتراضات مردمی بودیم که ریشه آن به مشکلات معیشتی باز می گشت؛ در سایه نگرانی امضاءکنندگان آیا می توان ماه های آتی را هم با تکرار مجدد این دست از اعتزاضات حتی با شدت بیشتری همراه دانست؟

این را یقین بدانید که با افزایش مشکلات اقتصادی مردم و پیدا شدن گرانی، بیکاری، فساد و وضعیت سخت تحریمی دامنه صبر مردم و پیاله حلم آنها هم به پایان خواهد رسید. ما امضاءکنندگان نامه نگران آن روزها هستیم. جامعه ایران تا یک درجه تحمل و توان مقابله خواهد داشت، از آن حد که بگذرد خودبه خود نارضایتی ها پدیدار خواهند شد، به خصوص در میان قشر کم درآمد جامعه. شما به اعتراضات دی ماه ۹۶ اشاره کردید. اکنون جامعه راه اعتراض را پیدا کرده است. لذا نباید این مسائل را شوخی گرفت. دیگر در میان نسل جدید کشور خبری از آن صبر انقلابی دهه ۶۰ نیست. امروز به واقع نباید انتظار آن واکنش ها را از مردم داشت. چنانی که شرایط اوایل انقلاب در دهه ۵۰ و ۶۰ هم با دهه ۹۰ تفاوت جدی دارد. لذا آن دسته از توهین کنندگانی که با متر و معیار ایدوئولژیک خود انتظار دارند که جامعه هم همان برخورد را داشته باشد دچار یک اشتباه استراتژیک هستند که امکان دارد در آینده ای نزدیک جامعه را از هم فرو بپاشاند.

دیدگاه ها