نمایش نوار ابزار

در مقابل خشونت طلبان باید فرهنگ صلح طلبی و مدارا را ترویج کرد

6546341654دکتر جلال جلالی زاده ،استاد فقه شافعی دانشگاه تهران ، نماینده اسبق مردم سنندج، دیواندره و کامیاران ، از نمایندگان کرد و اهل سنت مجلس ششم و مدیر مسئول هفته نامه سیروان به مدت هشت سال بوده است .

موسسه آسیای ما همزمان با برگزاری سمینار بررسی افراط گرایی در جهان اسلام طی مصاحبه ای آنلاین با دکتر جلالی زاده با حضور، عبدالرضا عالمی دکترای مطالعات رسانه، جولیا سوشنیکوا دکترای علوم سیاسی، پویان فخرایی کارشناس ارشد ارتباطات و ندا ذوقی، نظر این پژوهشگر را در مورد افراط گرایی در جهان اسلام را جویا و مورد بررسی قرار داد.

عبدالرضا عالمی: با توجه به اینکه امروزه جهان اسلام به شدت درگیر مسئله افراط گرایی است در ابتدا نظر خود را در مورد افراط گرایی بفرمائید و آیا معتقد به این امر هستید که امروزه در جهان اسلام افراط گرایی وجود دارد یا خیر؟

افراط گرایی و افراط یعنی زیاده روی و غلو در باره ی هر موضوعی است. یعنی پا را از حد و مرز بیرون گذاشتن و از دایره ی اعتدال بیرون رفتن است. از زمان های گذشته انسان ها چه در دایره ی ادیان و یا خارج از آن ها در تبعیت از آموزه ها و یا پیروی از احکام یا دچار افراط می شده اند و یا تفریط . به عنوان مثال: در عبادتی مانند حج یا نماز کسی نذر کند با پای پیاده به حج برود ویا عمره های متعددی را انجام دهد و یا در نماز اعمال زیادی را اضافه کند و یا در روزه دیرتر افطار کند و مانند آن ها، و بدین سبب بوده که علمای اخلاق در جهت حل مشکلات جامعه وحفظ تعادل فرد در زندگی آموزه های اخلاق را به ویژه اعتدال و تعادل را معیار حرکت و رفتار قرار داده اند. همانگونه که تفریط به معنای کوتاهی و انحراف از مسیر است.

اما آنچه که مشخص و غیر قابل انکار است، باید گفت: بله متاسفانه امروزشاهد افراط گرایی، انحصار طلبی و خشونت در جهان اسلام هستیم و آن را آشکارا در برخی از کشورهای اسلامی مشاهده می کنیم و متاسفانه آثار مخرب آن را در کل جهان می بینیم. بنابراین نه تنها باید این مسئله را بپذیریم بلکه باید به دنبال ریشه ها و عوامل آن بگردیم و اینکه چه عواملی باعث پیدایش این مسئله در این مقطع تاریخی شده است و چه تاثیری در معرفی جهان اسلام و مسلمانان نزد سایر ملل و ادیان خواهد داشت و اصلا باید در برابر این پدیده مخرب چه واکنش های صورت بگیرد.این ها کارهایی هستند که باید به ریشه یابی آن ها پرداخت وپاسخ های لازم را برای آن ها پیدا کرد ودارای علت های زیادی است.

عبدالرضا عالمی: دیدگاههای مختلفی در خصوص افراط گرایی وجود دارد. یکی از این دیگاهها تندروی و تروریسم ناشی از افراط گرایی امروزی را ریشه در خارج از جهان اسلام می داند اما دیدگاه دیگری آن را ریشه در درون جهان اسلام می داند نظر شما در این مورد چیست؟

فرافکنی یکی از روشهای دور شدن از بطن قضیه یا فرار از مسئولیت است. مدت زمان زیادی است که مسلمانان ،فقها، حاکمان و مسئولین در کشورهای اسلامی برای فرار از مسئولیت و انداختن بار مشکلات خود بر گردن دیگران به دنبال دشمن فرضی و توهم توطئه بوده اند تا دیگران را متهم به توطئه، دست اندازی و دسیسه کنند. اما به نظر من عامل اصلی مشکلاتی که به خصوص در خاورمیانه است ناشی از قرائتهای دینی و برخوردهای غیر دموکراتیک حاکمان در این منطقه است. متاسفانه تا کنون کمتر در مورد رابطه تنگاتنگ استبداد و ترویج افراط گرایی و خشونت صحبتی شده است. باید به این مسئله توجه داشت که چرا در کشورهای دمکراتیک و کشورهایی که در آنها دموکراسی حاکم است با وجود تعدد احزاب، ادیان و فرق مختلف شاهد چنین روشهایی نیستیم.

بنابراین هر چند نمیتوان نفوذ عوامل خارجی را ندید گرفت اما باید توجه داشت که تا زمینه و شرایط برای کاری در داخل نباشد و عوامل داخلی دست به دست هم ندهند نمیتوان شاهد ایجاد پدیده ای نوظهور همچون افراط گرایی بود. بنابراین متهم کردن عوامل خارجی در ایجاد افراط گرایی، تندروی و هرگونه خشونت طلبی در کشورهای اسلامی یا در خاورمیانه و دیگر کشورهای آسیایی و آفریقایی یک نوع فرافکنی است و نمیتوان از آن به عنوان یک راهکار برای عبور از بحران استفاده کرد. اما در تجزیه وتحلیل کامل این موضوع می توان هم به عوامل خارجی اشاره کرد و هم به عوامل داخلی مانند حکومت های استبدادی ،در حکومت های استبدادی چون امکان اظهار نظر وبیان باورها وعقاید ومطالبات وجود ندارد زمینه برای بیان دیدگاه ها از طریق زور وخشونت پیش می آید .چون چاره ای جز فشار ومقابله به مثل وجود ندارد .عامل مهم دیگر قرائت خشونت گرایانه از دین ومنافع حزبی وقبیله ای وفردی کسانی است که نمی توانند از طریق دموکراسی به اهداف خود برسند. همنطور ستم وتبعیض نسبت به اقلیت های قومی ومذهبی می تواند آن هارا وادار به خشونت نماید.

عوامل خارجی هم در این قضایا بی تاثیر نیست ،بسیاری از کشورهای خارجی برای نفوذ در کشورهای دیگر وکسب منافع ویا مقابله با دیگر قدرت ها تلاش می کنند گروه های مخالف را وادار به خشونت کنند ویا به نوعی امتیاز بگیرند.

جولیا سوشنیکووا: به نظر می رسد اندیشمندان علوم سیاسی، علوم انسانی و تاریخ نظریات مختلفی در مورد افراط گرایی دارند. اما به نظر شما آیا باید افرط گرایی را از طریق مفاهیم قرآنی بررسی کردو یا باید یک رویکرد علمی به آن داشت؟

نمی توان هیچ پدیده ای را بدون علت و سبب دانست. در دنیایی که ما زندگی می کنیم بر اساس سنتها و قوانینی که بر هستی حاکم است هیچ معلولی بدون علت نیست. هر پدیده ای را می توان از طرق مختلف مشاهده و بررسی کرد. اگر افراط گرایی را به عنوان یک آسیب اجتماعی در نظر بگیریم بررسی آن لازمه یک رویکرد همه جانبه است. یعنی می توان از دیدگاه های مختلف چه از منظر علم سیاست ویا جامعه شناسی وروان شناسی به تبیین آن پرداخت .سیاستمداران این قضیه را از باب رسیدن به قدرت ویا عدم وجود فضای باز سیاسی مورد توجه قرارمی دهند .جامعه شناسان از زاویه دیگری که ارتباط با مسائل جمعی واصطکاک منافع بررسی می کنند .روانشناسان وحتی بیولوژیست ها از دیدگاه خودشان می توانن به این مساله بپردازند.

گاهی خشونت به خاطر برداشت ازدین، بی عدالتی، کمبودها و تحقیرها و یا تخلیه نوعی هیجانات روحی و روانی است. خشونت و افراط گرایی که اکنون در سوریه و عراق شاهد آن هستیم در زمان حافظ اسد و صدام دیده نمی شداما پس از بیداری اسلامی و یا بهار عربی جامعه خود به خود به سوی افراط گرایی و عملیات انتحاری رفت. چرا ؟ چون در زمان دیکتاتوری اجازه نفس کشیدن به کسی داده نمی شد واکنون که فضا یک باره باز شده وتغییر رژیم از طریق دموکراسی نبوده ویا نظام حاضر به پذیرش خواسته های مردم نیست .گروه های مختلف برای به کرسی نشاندن خودشان ویا تخلیه عقده های فرو خفته می خواهند از راه زور وباقوه قهریه وضعیت را به نفع خود تغییر دهند . مساله دیگر فراهم بودن وسایل تخریب وتسلیحات برای گروه های مخالف است که می توانند به آسانی به آن ها دست یابند.

باید به این پدیده مانند اعتیاد به چشم یک بیماری نگاه کرد وبه مداوای آن پرداخت .متخصصان وکارشناسان باید به جوانب مختلف آن بپردازند وداروی کناسب آن را پیدا کنند. علت های مانند فقر ، فساد مالی ،ظلم ، بی عدالتی ، تبعیض ،قرائت تنگ نظرانه از دین ونا آشنائی با حقوق بشر وآموزه های دموکراسی وغیره. امروزه ما شاهد این هستیم که یک فرد متخصص از یک کشور اروپایی در عراق و یا سوریه دست به عملیات انتحاری میزنددر صورتی که حفظ جان برای انسان بسیار مهم است پس این مسئله باید از جهات مختلف مورد بررسی قرار بگیرد. حتی شاید بتوان با دریافت نظرات کسانی که دست به خشونت و افراط گرایی میزنند نیز این مسئله را به عنوان یک آسیب اجتماعی از طریق پزشکان متخصص مورد بررسی قرار داد و پس از تشخیص نسخه لازم آن تجویز شود.

جولیا سوشنیکووا: من کاملا با شما موافقم، مسئله افراط گرایی دلایل مختلفی دارد و برای هر کدام باید نسخه متفاوتی نوشت اما وقتی اتفاقی رخ می دهد چگونه می توان دریافت نمادی از افراط گرایی بوده و در واقع آیا تنها خشونت نماد افراط گرایی است یا می توان برخی تفکرات را هم زیر مجموعه این مسئله دانست؟

ما یا از نگاه دینی این مسئله را مورد بررسی قرار دهیم یا از نگاه غیر دینی، انسانی و اخلاقی. اگر از منظر دین به آن بپردازیم به نتایج و پاسخهایی می رسیم که از دیگر پاسخها متفاوت است. اما من معتقدم چون این پدیده امروزه با نام دین انجام می پذیرد، می توان آنرا به برداشتهای غلط نسبت دادکه نه با روح دین سازگار است ونه با نصوص و آیات قرآن و احادیث پیامبر. خداوند در قرآن به پیامبر می فرماید، اگر خشن و سنگدل باشی مردم را از اطراف خود دور می کنی، یا در جای دیگری می فرماید، شما را به عنوان امت میانه یعنی امتی که نه دچار افراط می شود ونه دچار تفریط قرار داده ام. وظیفه اصلی علمای اخلاق این است که مردم را به دوری از افراط و تفریط دوری کنند و علم اخلاق هم متکی بر اعتدال و میانه روی است.

حتی در صدر اسلام کسانی بوده اند که بداخلاق و بدخو بوده اند و دیگران به آنها تذکر داده اند. پس اگر از منظر دینی به این مسئله نگاه کنیم افراط و تفریط کار درستی نیست و میانه روی و اعتدال بهترین مسیری است که می توان در پیش گرفت. پیامبر هم فرموده اند من بر اساس یک دین سهل و آسان و بر اساس تسامح و تساهل مبعوث شده ام. اما افراط گرایی که امروزه شاهد آن هستیم بیشتر یک نوع موضع گیری در مقابل مخالفان به نظر می رسد. افراط گرایان فکر می کنند با موضع گیری می توانند انتقام خود و تحقیری که متوجه آنها شده را با این روش از بین ببرند. مشکلاتی که امروز در خاورمیانه مشاهده می شود یک نوع اتخاذ موضع و مبارزه در برابر دفاع از هویت و پاک شدن حقارت تاریخی آنها است. افراط گرایان معتقدند هویت مسلمانان تحقیر شده و به عنوان احیای هویت خود این راه را درپیش گرفته اند.

این حس حقارت از طرف آمریکا، اسرائیل و یا کشورهای مستنبد که به هیچ وجه اجازه عرضه وجود به آنها نداده اند باعث شده تا هیچ راه دیگری برای ابراز هویت خود نبینند و به ناچار در مسیری قرار گرفته اند که راه برگشتی برای آنها نمانده است.افراط را نمی توان تنها در خشونت خلاصه کرد ،خشونت یکی از اقسام افراطگرایی است .افراط هم در عبادت ،در خوردن،در محبت ،در دشمنی ودر هرموردی که شما در زندگی می بینید می توان در آن دچار افراط یا تفریط شد .خشونت هم یکی از اقسام افراط است وخود خشونت هم دارای زیر مجموعه های زیادی است وپدیده ای است با اختلال وخارج شدن از مسیر وحکمت مرتبط است. زیرا حکمت اقتضا می کند هرچیزی را در جای خودش قرار دهیم وخشونت نظم جامعه را به هم می ریزد وفلاسفه و متفکرینرا دچار وحشت کرده است .اما آیا بدون سبب پدید می آید؟وآیا بدون زمینه ایجاد می شود؟ پس باید به ریشه یابی آن پرداخت واز هر بیماری ضررش برای بشریت بیشتر است .خشونت خانوادگی ، جمعی ،فردی و…. وهمینطور خشونت موجب ترس وناامنی می شود که شخص در دلهره واضطراب زندگی می کند ونمی تواند زندگی معتدل وسالمی داشته باشد.

ندا ذوقی: اگر خشونت را بخشی از افراط گرایی بدانیم آیا قوانین برخی از کشورهای اسلامی مانند اعدام در ملاء عام و یا سختگیری حکومتهای شیعه و یا سنی مذهب که به اقلیت های شیعه و سنی اعمال می شود را می توان دلیلی برای گرایشات افراط گرایانه دانست؟

عدم درک درست از دین و برداشتهای تنگ نظرانه از آن باعث شده تا امروزه ما شاهد جنایات و ترویج خشونت طلبی در جوامع اسلامی مخصوصا در جوامعی که دارای حکومت اسلامی هستند باشیم. امروز شاید اگر به جای حاکمیت فقه، حاکمیت اخلاق مقدر میشد دیگر شاهد این تندرویها نبودیم. نباید تندروی وخشونت طلبی را به پای دین گذاشت. اگر شرایط صدر اسلام را با در جهانامروز اعمال کنیم دچار پسرفت تاریخی خواهیم شد. نمیتوان بسیاری از حوادث بدوی و صحرانشینی جامعه جاهلی را با دنیای امروز تطبیق داد زیرا شرایط علمی امروز، پیشرفتهای عقلی و حتی توسعه و تلقی جهان امروز این روشها را نمیپذیرند. پس کسانی که امروزه متون دینی را بازنگری میکنند و قرائتی از دین را به جامعه عرضه میکنند باید از روشهای متناسب با فهم نسل حاضر استفاده کنند چرا که جامعه ی امروز مسائلی همچون سنگسار و اعدام در ملاء عام را نمیپذیرد.

اگر بحث بر سر عبرت است با این اتفاقات کسی عبرت نمیگیرد چرا انسان تا از دورن ملزم به پذیرش چیزی نشود با فشار و اجبار نمیتوان وی را از نظر اخلاقی و دینی ناچار به پذیرش کرد. نه جامعه امروز شرایط پذیرش این خشونتها را دارد و نه دین خواستار انجام چنین اعمال خشونت آمیزی برای عبرت در جامعه است. بنابراین باید بهترین استفاده از شرایط کنونی را در راستای فهم یکدیگر و ترویج گذشت و تسامح و تساهل برد و علمای تربیتی و مسئولین آموزش و پرورش و همچنین قوه قضائیه و کسانی که مسئول حفظ جان در جامعه هستند نباید این مسائل را در جامعه رواج دهند تا باعث پیشگیری از این بدآموزیها در جامعه شوند.امروز به سبب پیشرفت وسایل ارتبطات عمومی ورسانه های گروهی وتاثیر آن ها در افکار عمومی این گونه مجازات ها بد آموزیشان بیشتر است ومانند فیلمهای سینمائی می توانند موجب ترویج خشونت شوند.

کلا تعصب مذهبی عامل خشونت است وافراد مذهبی که خودرا حق می دانند ودیگران را باطل ،نمی توانند اهل تسامح وتساهل باشند ،این افراد وقتی که به حکومت می رسند با استفاده از قدرت خشن اجازه بروز عقاید به دیگران نمی دهند ،حال این حکومت مربوط به شیعه باشد یا سنی تفاوتی ندارد، خشونت تنها فیزیکی نیست ،وقتی که به طرف مخالف اجازه بیان عقیده ویا اظهار نظر نمی دهی وروح وروان اورا می آزاری به نوعی دچار خشونت شده ای وبا این اعمال زمینه برخورد خشن اورا فراهم می کنی .من بارها گفته ام تا مثلث تعصب ،تبعیض وتحقیر در جامعه باشد نمی توان گفت جامعه ای عادل است ،چون تعصب موجب تبعیض وتبعیض موجب تحقیر وتحقیر موجب خشونت می شود.

در ایران وقتی که در قانون اساسی سنی نمی تواند رئیس جمهور شود ویا اجازه ساخت یک مسجد به اهل سنت در تهران داده نمی شود ویا خیلی از مسائل دیگر که وجوددارد،علاوه بر تحریک برخی از گروه های خشونت طلب در میان دیگر شهروندان همین احساس تبعیض واحساس ناامنی درونی به خودی خود موجب خشونت لفظی وفیزیکی می شود .خود همین نارضایتی قلبی واحساس نفرت بدترین خشونت است.در سوریه ،عراق ویمن شاهد بدترین خشونت های مذعبی هستیم ،پس مشخص می شود که حکومت مذهبی خشونت زاست مگر اینکه به یک حکومت فراگیر دینی ویا سکولار تبدیل شود.

عبدالرضا عالمی: در شریعت و قوانین اسلامی حدود زیادی وجود دارد که در نهایت ممکن است منجر به افراط گرایی و خشونت طلبی شود همان گونه که طالبان و داعش شدند و حکومت هایی که قوانین شریعت را مبنای قوانین خود قرار نداده اند نیز از سوی عالمان و فقیهان دین حکومت های لائیک خوانده شده اند. آیا می توان گفت افراط گرایی زمانی به وجود می آید که حکومتی قوانین اسلامی را به عنوان پایه قوانین خود قرار دهد؟

مولد افراط گرایی هم می تواند حکومت باشد و هم عوامل دیگری همچون دلایلی که پیش از این ذکر شد همانند فهم و قرائتهای متفاوت از دین. حکومت طالبان و یا داعش نیز از جمله حکومتهایی هستند که تفکر آنها بر پایه کشتن برای برقراری حکومت بنا شده است و به همین دلیل قطعا دچار خشونت طلبی می شوند. در صورتی که در طول تاریخ آدمی نتوانسته است به واسطه خشونت یک جامعه معتدل و پایدار پدید آورد. چنین تفکراتی تنها باعث زمینه و ذهنیت منفی نسبت به متون دینی ایجاد خواهد کرد.

متاسفانه یکی از بدبختیهای مسلمانان در طول تاریخ این بوده است که به جای پرداختن به اصل و بنیان مقاصد شریعت به شاخه ها و فرعیات دینی و مذهبی پرداخته و زمانی که نتوانسته اند آن را به خوبی ترویج دهند به ناچار برای بیان مقاصد خود متوسل به خشونت شده اند. اما دنیای امروز خشونت پذیر نیست و تجربه برخی کشورهای غربی و کشورهای دموکراتیک نشان می دهد خشونت پاسخگوی جوامع امروزی نیست. اگر امروزه شاهد افراط گرایی و خشونت طلبی در برخی کشورهای اسلامی هستیم برای این است که از یک طرف مبانی و مقاصد دین را به درستی درک نکرده اند و از طرفی نمی توانند آثار دموکراسی در غرب را درک و هضم کرده و در حالت سرگردانی و تحیر قرار گرفته اند و از آنجایی که هدفشان تنها حفظ هویت وجودی و تحمیل عقاید خود بر دیگران است ناچار به توسل به خشونت هستند.

آنچه که مهم است این است که اگر جایگاه انسان و کرامت انسانی و حقوق شهروندی وی دوباره مورد ارزیابی قرار بگیرد و مورد تکریم واقع شود بشر متوسل به افراط گرایی، تندروی و خشونت نخواهد شد. عدم شناخت انسان در جوامع مختلف من جمله در برخی جوامع اسلامی و عدم مراعات حرمت انسانی موجب این سرگشتگیها شده است. امروزه در این جوامع متاسفانه آدمی از قدر و قربت انسانی خود برخوردار نیست و به عناوین مختلف مورد ظلم و ستم قرار می گیرد. امروزه مذهب به تنهای قادر به حکومت نیست ونمی تواند باعث نجات دنیا شود زیرا مذهب تنها نتیجه استنباطات علمی فقها و اندیشمندان مذهبی است. ما اگر معتقد به یک حکومت دینی باشیم باید از افکار و اندیشه های عالمان و اندیشمندان علوم مختلف برای اداره جامعه ی امروز استفاده کنیم.

آنچه که امروز ما را از افراط گرایی و خشونت طلبی دو رخواهد کرد عدم تعصب است به قول مولانا: سخت گیری و تعصب خامی است / تا جنینی کار خون آشامی است. تعصب و افراط گرایی انسان را تبدیل به خون آشام می کند چرا که فرد متعصب خود را در هر چه میگوید وانجام می دهد به حق می داند. جمود فکری، تحجر، قهقرایی فکر کردن و برداشتهای سطحی از دین باعث می شود آدمی نتواند اعتدالگرایی را از نصوص دین بفهمد و درک کند. همچنین احتیاطهای مفرط، عدم توجه به ضروریات و نیازها ،همینطور عدم فهم زبان و ادبیات روز از آفتهای جوامع امروزی است. نمیتوان از ادبیاتی که در چند قرن گذشته استفاده می شده است جامعه امروز را مورد خطاب قرار داد.

قرآن اشاره می کند به “و ما ارسلنا من رسول الا بلسان قومه” داعیان ، مبلغان ، فیلسوفان ، فقها و اندیشمندان باید با زبان مردم هر عصری آنها را خطاب قرار دهند و اگر تناقضی در میان گوینده و مستمع ایجاد شود باعث تناقض و تشدید مسئله می شود. پس نمی توان کلا اجرای حدود ومجازات را علت محض خشونت دانست بلکه بی عدالتی ،استبداد مذهبی ،نابرابری وعدم رعلیت حقوق وقانون بر تشدید خشونت می افزاید.

پویان فخرایی: با توجه به ساختار گروههای افراطی علاوه بر عوامل تقویت کننده خارجی می توان به عوامل تقویت کننده و ترویج دهنده داخلی مانند منابع مشترک میان موافقان و مخالفان افراط گرایی اشاره کرد. اما وقتی روش شناسی و منابع مخالفان و موافقان افراط گرایی یکی است و هر دو به یک منبع رجوع می کنند مثلا هر دو به جهاد در اسلام اشاره می کنند اما چگونه میتوان برحق بودن یکی از این دو را نشان داد و در واقع فرق در این میان چیست؟

چه کسانی که امروزه دعوت به جهاد می کنند وچه کسانی که دعوت به تسامح و تساهل می کنند ، چه آنها که اسلام را عین سیاست می دانند و چه آنها که اسلام را جدای از سیاست میدانند همه از منابعی استفاده می کنند که یکی است . اما آنچه که مهم است ما باید مفاهیم را تصحیح و بازیابی و بازسازی کنیم تا بتوانیم با جهان واقع روبرو شویم. داعش نیز به آیاتی استناد می کند که در مورد جنگ و جهاد است و دست به خشونت می زند. اما با توجه به تاریخ می توان گفت که اسلام دوره های مختلفی داشته است. پیامبر به مدت ۱۳ سال در مکه مشغول تبلیغ و دعوت به توحید و یگانگی و دور کردن مردم از عقاید خرافی بوده است و بعد در مدینه به بررسی احکام مختلف می پردازد. برداشت غلط از مفاهیم اسلامی امروزه موجب شده است که عده ای به دلایل تک بعدی فکر کردن دچار این مشکلات و مسائل شوند.

به عنوان مثال “جهاد در اسلام” تنها به معنای کشتار و جنگ مسلحانه نیست بلکه جهاد قرآنی به معنای مبارزه با تبعیض ها و بی عدالتی ها در همه جوانب زندگی است. اما متاسفانه امروز معنای آن خلط شده و کسی از جهاد به عنوان تحصیل در راه علم، عمران و آبادانی زمین، زحمت و تلاش برای اداره خانواده، کمک به ملتهای مظلوم، ایجاد صنعت و مبارزه با بیکاری، مبارزه با بیماریهای روحی و روانی و اعتیاد، مهربانی و مهرورزی به انسان و حیوان و جماد سخن نمی گوید. یکی از مشکلات پیش آمده این است که در مفاهیم دچار خلط شده ایم و برداشهای غیر حکیمانه و غیر عاقلانه و غیر عادلانه از مفاهیم موجب افراطی گری در جهان اسلام شده است. از سوی دیگر اسلام افراد را در اجتهاد وتفسیر نصوص آزاد گذاشته واین همه مذاهب وتفاسیر مختلف نشانه آزاد اندیشی است وقطعا در میان این همه بر داشت ها برداشت خشن وناسازگاری هم پیدا می شود اما در کل می توان گفت اسلام به ذاته دین خشونت نیست وطرفدار نرمی وملایمت در همه زمینه هاست.

پویان فخرایی: من با شما در مورد خلط مفاهیم به خصوص در مواردی که ذکر کردید موافقم اما راه موجود برای روش شناسی چیست، اگر بگوئیم باید حکیمانه و امروزی شود، افراط گرایان هم می توانند از همین روشها استفاده کنند. مثلا امروزه از شمشیر برای کشتن استفاده می کنند شاید در آینده فقط روش خود را تغییر دهند. پس امروزه در روش شناسی بازگشت به مفاهیم گذشته چه روش هایی را باید به کار برد و این روشها باید از کجا استخراج شوند؟

به نکته جالبی اشاره کردید. امروزه آنها برای کشتن از شمشیر استفاده می کنند. در جامعه صدها سال گذشته ابزارهای پیشرفته امروزی نبوده اما سوال اینجاست در جهان امروز چگونه است که انسان در ارتباطات و زندگی روزمره خود از تمامی ابزار تکنولوژی استفاده می کند اما هنوز از شمشیر به عنوان یک روش از بیش از هزار سال گذشته برای کشتن افراد استفاده می کند؟ امروزه باید در روش خوانش متون همگام و همراه با تکنولوژی و پیشرفت تغییر ایجاد شود تا جامعه دچار تناقض نشود چرا که این نوع نگرش تک بعدی به دین باعث تناقضهایی در جهان امروز شده که قابل توجیه نیست. در بحث جهاد هم در قرآن آمده “و جاهدوا فی الله حق جهاده” و یا “و قاتلوا فی سبیل الله الذین یقاتلوانکم و لا تعتدوا” این آیات مدنی هستند وخداوند فرموده در راه خدا اماهدف خداوند خونریزی و کشتن انسان نیست چون خودش انسان را آفریده، خود را رحمان و رحیم معرفی می کند و از انسان به عنوان جانشین خود روی زمین نام می برد و اسلام را به عنوان دین صلح و صفا معرفی می کند. بنابراین جهاد در اسلام به عنوان اصل جنگیدن نیست و صلح و همزیستی در اسلام اصل است.

همچنین در احادیث آمده است که پیامبر اسلام فرمود هیچ وقت تمنا و آرزوی مقابله با دشمن را نداشته باشید و طلب عافیت کنید. این مباحث بازمی گردد به روش شناسی، انسان شناسی، مسائل روحی و روانی و اجتماعی، آن جهادی که مسلمانان امروزه نیازمند آن هستند جهاد سازندگی و اصلاح است. جهاد تغییر و بازسازی، اصلاح میان احزاب و گروهها و فرقه های مختلف، رفع کدورت، نفاق و دشمنی هاست. جهاد امروز باید جهاد با جهالت و بی سوادی، جهاد با فقر و بیکاری، جهاد با خرافات، شرک، تعصب و استبداد است که بزرگترین عامل بدبختی در جهان اسلام است.وباید گفت :هر زمان وهر دوره ای روش خاص خودرا دارد ،همانگونه که در زمان های پیشین مردم از مرکب خاصی ویااز روش تعلیم ، پوشش وغذا وابزارهای خاصی استفاده می کردند وامروز این روش ها کاربرد خودرا از دست داده اند وروش های نوین تری جایگزین آن ها شده اند که باید از روش های مناسب معاصر استفاده کرد.اما آنچه مهمتر از روش است فرهنگ است یعنی فرهنگ استفاده از روش ها وابزارها به گونه ای که متناسب باکرامت انسانی باشد .همانگونه که استفاده از ابزارهایی مانند تلفن وماهواره فرهنگ خاص خودرا می طلبد.

پویان فخرایی: آقای نراقی هم از قرآن استفاده می کند و اخلاقی بودن همجنسگرایی را توجیه می کنند. امروزه حرکات تروریستی به نام اسلام در جهان انجام می پذیرد و ما منکر اسلامی بودن آن می شویم. اما بر چه مبنایی می توانیم بگویئیم اینها اسلام نیست؟ می گوئیم باید روش شناسی شود این روش شناسی باید از کجا سرچشمه بگیرد؟ باید بیش از ۱۴۰۰ سال روش شناسی که در حوزه های علمیه شیعه و سنی و حنفی و غیره بوده ادامه پیدا کند یا باید کار جدیدی صورت پذیرد و بازسازی شود؟

جولیا سوشنیکوا: من هم همین سوال را به روش دیگری دارم، ما اینجا به همان سوال تعریف افراط گرایی می رسیم، چرا که بسیاری از اندیشمندان معتقدند اسلام مبنای افراط گرایی نیست. اسلام دینی صلح طلب است و از قرآن آیات مختلفی در صلح طلب بودن اسلام ذکر می شود. از طرف دیگر داعش و یا گروههای افراطی دیگری همچون بوکوحرام نیز در توجیه رفتارهای خشونت طلبانه خود آیاتی از قرآن نقل می کنند. در این میان چگونه می توان تفاوت میان افراط گرایی و امـه وسطـ را نشان داد؟

ما حتی در زمان پیامبر هم شاهد افراط گرایی هستیم. به عنوان مثال برخی از صحابه از زنان پیامبر در مورد عبادات پیامبر پرسیدند تا آنها را الگوی خود قرار دهند اما وقتی پیامبر مطلع شد آنها را مذمت کرد و فرمود، بدن شما، اطرافیان و جامعه شماهر کدام حقی بر شما دارند، از طرفی یکی از صحابه مرتکب شرابخواری شدو گفت من از حرفهای پیامبر این را استنباط کردم. بحث افراط و تفریط در همه ادیان و مذاهب وجود دارد، در مسیحیت، یهودیت و حتی در بودیسم و در میانمار شاهد آن هستیم، اما امروزه علمای دین و اندیشمندان مختلف باید در این مورد تلاش کنند چرا که این مسئله با شعار و برگزاری همایش مرتفع نمی شود. من معتقدم در این مورد حکومتها و دولتها باید تلاش کنند تا به ریشه یابی و آسیب شناسی این مسائل بپردازند. اگر در لیبی، عراق و سوریه حکومت اسد کنار می رفت و ندای مردمش را اجابت می کرد و حکومت را به مردمش واگذار می کرد و اگر مالکی دست به کشتار اهل سنت نمی زد دیگر جایی برای پرورش گروههای افراطی همچون داعش نمی ماند پس نمی توان تنها دین را مسبب دانست.

آیه ای در قرآن در مورد مالیات از طرف اهل کتاب می فرماید “حتی یعطوا الجزیه عن یدوهم صاغرون” برخی فقها مطالبی در تفسیر و توضیح این آیه آورده اند که باعث شرم است آن را کلام خدا بدانیم در صورتی که منظور از آیه تابعیت جامعه اسلامی از قانون و پرداخت مالیات است. افراط گرایی امروزه تبدیل به دکانی برای برخی شده و کسانی که قادر به پذیرش دگراندیشان نیستند دلیل برحق بودن آنها نیست بلکه به دلیل رونق بیشتر دکان آنهاست. امروزه جدای از افراط گرایی دکانی به نام دین باز شده و بسیاری از آن سود می برند و باعث تشدید تعصب و افکار خشونت طلبانه می شوند. همچنانکه گفتم دین دارای اصول وقواعد کلی وهمچنین ثوابت ومتغیراتی است ونیز کل شریعت دارای سه اصا اعتقادی ،اخلاقی وفقهی است ونیز خودش یک مجموعه ای متوازن وکامل است .وهمینطور قابل تطبیق در دوره های مختلف است .حلال های آن مشخص وحرام های آن مشخص است اگر چیزی به طور قطع حلال شد حلال واگر چیزی حرام شد در نگاه دین نمی تواند حلال شود .به عنوان مثال همجنسگرایی در نگاه دین مطابق نصوص دین شدیدا حرام است وهیچ کسی نمی تواند آن را حلال کند.

به عنوان مثال در کلام فقها قبلا دار الاسلام ودار الکفر مرسوم بوده که در ادبیات امروز نمی توان این اصطلاح را پذیرفت.ویا قبلا فروش خون حرام بوده اما امروز جزء ضروریات است وکسی نمی تواند با آن مخالفت کند.
پس برداشت از جهاد هم می تواند مانند موسیقی باشد ،همانگونه که برخی موسیقی را حرام می دانند اما در اسلام حرام نیست .همینطور برداشت از جهاد هم می تواند مورد سوء استفاده قرار گیرد.

ندا ذوقی: با توجه به قرائتها و برداشتهای متفاوت از دین که به آن اشاره کردید و ضعف عالمان دین در ارائه روش شناسی درست که از عوامل افراط گرایی در جهان اسلام است آیا باید آینده تاریکی را برای جهان اسلام متصور شد؟

من آینده روشنی را برای جهان اسلام می بینم چرا که خرافات، تحجر و تعصب قرائت متحجرانه از دین سرانجامی ندارند و پایدار نخواهند بود. بنا به وعده پیامبر در هر صد سال خداوند مجددی را می فرست تا دین را نو بگرداند وشائبه ها وپیرایه هایی که بر چهره دین می نشیند بزدایند. هر چند متاسفانه امروزه تولید کنندگان تعصب ، خرافات و خشونت به دلیل در اختیار گرفتن رسانه ها و فضای مجازی قدرت گرفته اند، اما من معتقدم جهان امروز به سمت مسیر خاصی می رود و قطعا روشنگری و آزاد اندیشی مسیر خود را خواهد یافت چرا در طول تاریخ نیز خشونت طلبان و افراط گرایان تنها در مقاطعی حیات داشته اند.

روزی خلیفه دوم به شخصی که بسیار خشن و بداخلاق بود گفت “با این بداخلاقی ها دین ما را از بین نبر”. امروزه شاهدیم برخی افراد مذهبی حتی در ماه رمضان هم بسیار بداخلاقند و دلیل آنرا روزه می دانند و ممکن است باعث این توهم شوند که هر کس بداخلاقتر باشد دیندارتر است، در حالی که اسلام بر اساس اخلاق نیکو و رفتار پسندیده و نگاه خوشبینانه است. خوارج به عنوان یک گروه خشونت طلب، افراطی و تندرو نیز در یک مقطع تاریخی باعث حوادثی شدند اما پس از مدتی منقرض شدند چرا که خشونت همیشگی و پایدار نیست.

دین موجب محبت است، اگرچه زمینه ایجاد خشونت در آن وجود دارد و افراد بیگناهی در طول تاریخ به نام دین طی جنگهای میان مسلمانان و مسیحیان، شیعیان و سنیها، حنفیها و شافعیها کشته شده اند اما آموزه های محبت زای آن بیشتر است. امام محمد باقر میفرماید “هل الدین الا الحب” دین به جز محبت و دوستی نیست و همانطور که امروزه در جهان طرفداران خشونت و افراط گرایی برای ترویج افکار خود از رسانه های گروهی استفاده می کنند طرفداران نگاه رحمانی دین هم می توانند این چهره را به جهان نشان دهند.

دنیا در حال رفتن به سمت تسامح و تساهل است، هرچند تضاد منافع هم وجود دارد اما عقل بشری به مرحله ای از بلوغ رسیده که می تواند افکار دیگران را هضم و تحمل کند. بنابراین نظر به فطری بودن دین ونیاز بشر به یک دین پاک ،درست وصحیح الهی که راه گشای خیر وعدالت وتامین کننده نیازهای درونی وروحی همه افراد بشر باشد ،می توان نسبت به آیندخه دین ودینداری خوشبین بود زیرا همه مکاتب بشری آزمون خودرا داده اند اما دین همچنان مطلوب است .نمونه آن انفجار برج های دوقلو ومسلمان شدن پنج هزار نفر پس از آن است.

نکته مهمی که امروزکه بشر پی به آن برده آن است که حساب مسلمانان از اسلام جداست و نمی توان عملکرد برخی از مسلمان نماها را به اسلام نسبت داد و می توان گفت : اسلام به ذات خود ندارد عیبی هر عیبی که هست از مسلمانی ماست. در مقابل خشونت طلبان باید فرهنگ صلح طلبی و مدارا را ترویج کرد، باید انسان هارا به درون وقلبشان برگرداند، به ضبط نفس وخویشتنداری باید به اعتدال وعشق و محبت فراخواند. صلح با خود با جامعه با هستی با محیط زیست دعوت کرد تا بهشتی که گفته اند در دنیا ایجاد شود و از آن بهشت صلح و سلامتی به همه جهان گسترش یابد. چون یکی از نام های خدای اسلام همان سلام است و اولین پیام مسلمان هم گفتن سلام است.

مطالب مشابه
دیدگاه ها