نمایش نوار ابزار

داستان حضرت عمر (رض) و درخت مهاباد

785678بدون شک یکی از وظایف پیامبران الهی زدودن گرد وغبار از چهره حقائق ونجات انسان ها از انحراف وقداست زدائی از موجودات جامد وبی روح وعبودیت غیر خداست تا با به کارگیری عقل در پرتو وحی از مرتبه ی خردمندی و فرزانگی به لجن زار سفاهت ،وهم وپندار سقوط نکنند .راستی اگر عقل به تنهائی می توانست راه گشا باشد آنانی که به درخت وسنگ وآهن برای قضای حاجات متوسل می شوند عقل ندارند؟
این خبررا که در سایت تابناک خواندم به تفاوت فهم صحابه وشاگردان آن حضرت از توحید ودین وجوامع فعلی پی بردم وداستان قطع درختی که پیامبر بزرگوار اسلام (ص) در صلح حدیبیه به آن تکیه داده بود وبعدها عده ای به عنوان تبرک وتقدس به درخت متوسل می شدند وخودرا می مالیدند در ذهنم تداعی کرد .هنگامی که خبر به عمر بت شکن رسید تبری بر داشت ورفت ودرخت را از ریشه قطع کرد وگفت :پیامبر برای قطع ریشه بت پرستی آمده بود حالا شما می خواهید دوباره بساط بت پرستی به راه بیندازید اما متاسفانه چشم پوشی علما در طول تاریخ ومصلحت طلبی موجب شد تا این بساط ها در جوامع اسلامی راه بیفتدواگر کسی با این دکان ها محالفت کند از سوی عوام متهم به وهابی بودن شود.

((هزاران میخ آرزو در درخت شفابخش مهاباد
درخت مقدس تلخاب به لحاظ کارکردی جزو درخت‌های قدسی است که مکانیسم‌های اجتماعی وکارکردی آن در مواقع به خطر افتادن سامان اجتماعی به کار می‌آیند، یا به تعبیر درکیمی انسان‌ها زمانی پدیده‌های مقدسی همچون درخت را ارج می‌نهند که در ناخودآگاه خود، قدرت جامعه‌شان را جشن می‌گیرند.
کد خبر: ۵۰۰۱۱۱تاریخ انتشار: ۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۴ – ۰۹:۰۶ – ۱۴ May 2015
این‌جا تلخاب است روستایی در ٤٥ کیلومتری جاده مهاباد- میاندوآب، روستایی که در گویش کردی به آن «تالاو» می‌گویند. نام این روستا بیش از سه قرن است که به واسطه «درخت توت، درخت شفا» بر سر زبان‌ها افتاده است. درختی که ریشه نهال آن در ٣٠٠‌سال قبل، در کشتزاری در ضلع شمالی آبادی کشت شد و داستان ها و افسانه های زیادی درباره آن نقل می‌کنند.))

مطالب مشابه
دیدگاه ها