نمایش نوار ابزار

خاطره ای از مرحوم کاک مسلم به مناسبت شهادت ایشان در ماه مبارک رمضان

زمانی که در دبیرستان کورش(شهرام نمکی) مشغول تحصیل بودیم ,در سال آخر دبیرستان, در سال ۵۷ کاک مسلم پس از اخذ دیپلم ادبی وفارغ التحصیلی در مدرسه علوم دینی تصمیم گرفت ,دیپلم تجربی را هم اخذ نماید .چند نفر از دانش آموزان از آن جمله کاک مسلم با لباس کوردی به دبیرستان می آمدند و ومعاون دبیرستان مرحوم آقای ظهیر اعظمی هرروز جلو کسانی را که با لباس کوردی می آمدند می گرفت وبه آنان اجازه ورود نمی داد که معمولا یا دانش آموزان بر می گشتند ویا به لطایف الحیلی وارد می شدند .در یکی از بعد از ظهرها باز هم آقای ظهیر اعظمی جلو کسانی را که با لباس کوردی آمده بودند گرفته بود وبه آنان اجازه ورود به کلاس نمی داد که در میان آنان عباس احمدی ,عبدالرحمن احمدی ,ابوبکر خدامرادی و خودم وچند نفر دیگر بودند .کاک مسلم از ایشان پرسید :چرا به ما اجازه رفتن به کلاس با لباس کوردی نمی دهی؟ در پاسخ گفتند :مقامات بالا اجازه نمی دهند ,کاک مسلم پرسیدند :مقامات بالا چه کسانی هستند؟گفت;اعلی حضرت, کاک مسلم گفتند: اعلی حضرت غلط می کنند که نمی گذارند من با لباس آباء واجدادیم در کلاس درس حضور پیدا کنم, مرحوم ظهیر اعظمی که تصور نمی کرد دانش آموزی اینگونه شجاعانه به شاه اهانت نماید ومقداری هم ترسیده بود گفت: شما تا آخر سال آزادی با لباس کوردی در کلاس حضور پیدا نمائید اما به بقیه اجازه ورود نمی دهم. کاک مسلم تا اخر سال با لباس کوردی در دبیرستان حاضر می شد اما ما از پوشیدن لباس کوردی محروم شدیم.

دیدگاه ها