نمایش نوار ابزار

خاتمی صلح طلب یا حافظ سرمایه ملت؟

7852787خاتمی را باید با کدام متفکر و سیاستمدار مقایسه کرد تا جایگاه ایشان مشخص شود. با مصدق، بازرگان، شریعتی، اسپینوزا، پوپر و…..
او را می توان با همه خوبان مقایسه کرد چونکه آنچه خوبان دارند به نوعی خاتمی سهیم است.
هنگامی که  در باره دوران اصلاحات  بحث می شود بلا درنگ ذهن ها متوجه آزادی مطبوعات ومسائل سیاسی می شود.اما کمتر کسی حتی تیم اقتصادی خاتمی به مهمترین کار اساسی واقتصادی او اشاره ای نمی کند.که مساله گاز وپتروشیمی وفراورده های آن است.که اگر خاتمی نبود امروز خیلی از ماها نمی توانستیم از نعمت گاز استفاده کنیم.این سخن من نیست ،سخن یکی از کارشناسان حوزه نفت وگاز یعنی آقای مهندس مرتضی زرین گل است که معتقداست :اگر مصدق نفت ایران را ملی کرد .خاتمی هم گاز ایران را ملی کرد ،اگر خاتمی نبود هفتاد درصد ایرانی ها از نعمت گاز ،از پالایشگاه های پتروشیمی متعدد وفراورده های فراوان آن محروم می بودند.پس نبابد کار خاتمی را از کار مصدق کمتر بدانیم .بنابراین لازم است در مبحث پتروشیمی قدردان زحمت ها وتلاش های خاتمی  باشیم ،هرچند خودش چنین ادعایی نکرده است.
اما خاتمی متفکری است که کتاب خوانده است وبا افکار واندیشه های متفکران غرب وشرق آشناست واگر سخنی می گوید :از روی نا آگاهی ویا خودخواهی وادعا نیست ،بلکه عصاره فکر وتلاش خردمندانه اندیشمندانی است که در راه نجات بشریت لحظات عمر خودرا صرف نموده ونا ملایمات  ونامهربانی های فراوانی را متحمل نموده اند.
خاتمی آشتی ملی را مطرح نمود .نه از آن نظر که جنگی در بین مسئولان وملت ویا در بین جناح های مختلف وجود دارد ،بلکه یک نگاه  دینی وبشری به مفهوم صلح داشته که قرآن صلح را خیر می داند که از صلاحیت وشایستگی واصلاح امور وسازندگی ووحدت وبه هم پیوستگی می آید ویا از سخن اندیشمندان غربی مانند اسپینوزا متاثر شده که گفته است: صلح عدم جنگ نیست،بلکه شامل فضیلت ،وضع ذهن،طبع خیر خواهی،اعتماد وعدالت است.
بنابراین اگر خاتمی آشتی ملی دا مطرح نموده است ،هدفش برهم زدن خاکریزها وبرچیدن سنگرها نبوده است ،بلکه تلاش برای اعاده شخصیت  وبرگرداندن فضیلتی بوده که بر اثر سوء مدیریت چند ساله اخیر خدشه دار شده بود.او به دنبال محیطی است که زمینه ی لازم ووضعیت مناسب برای تفکر واندیشه فراهم گردد.خاتمی طبیعتا خیر خواه است ونمی تواند در مقابل اوضاع نابسامان  جامعه اعم از اختلاس ها وفسادهای اقتصادی وربزگردها  وسیل ها وکولبرها  وبیکاری جوانان ومعضلات اجتماعی ونابسامانی خانواده ها بی تفاوت باشد.
خاتمی آشتی وصلح را به معنای کسب اعتماد مجدد می داند که دوباره به همدیگر اعتماد کنیم .بدون رودربایستی باید گفت :دیوار اعتماد ما نسبت به همدیگر دچار شکاف شده است.از خانواده ها گرفته تا معلمان وکارمندان وبازاریان اعتمادمان نسبت به یکدیگر ضعیف شده است .من چگونه می توانم به جنتی اعتماد کنم که به عنوان یک آیت الله چندین دوره است حق من به وسیله نهاد زیر نظر او تضییع می شود واو یک بار اعتراض مرا توجه نکرده است.ویا فلان دکترای کردی که در دانشگاه شهید بهشتی جذب می شود اما رئیس دانشگاه به سبب کرد بودن وسنی بودن اورا اخراج می کند ،می تواند نسبت به این شخص وحتی وزیر ودر نهایت نسبت به این نظام اعتماد داشته باشد؟
آری در جامعه ای که بی اعتمادی نباشد ،امنیت روحی ،شغلی ،جانی ومادی نباشد نیاز به آشتی ملی دارد .یعنی جامعه ای همگان نسبت به هم وآینده  وکشور ونظام احساس مسئولیت وتعهد وسهم داشته باشند.
ونکته مهمتر در آشتی وصلح بحث عدالت است .در جامعه ای که عدالت نباشد صلح به معنای واقعی وجود ندارد، مگر می شوددر یک خانواده پنج برادر در کشور همه کاره باشند ولی خانواده دیگری بیشترین هزینه را داده اما از هیچ امتیازی برخوردار نباشند؟
مگر می شود ساکنان یک خانه وفرزندان یک خانواده به سبب اختلاف عقیده  وسلیقه از حق اساسی خود محروم شوند؟
پس به نظر می رسد ،خاتمی در ایده خود که آشتی ملی است به خطا نرفته که صلح واشتی را شامل فضیلت وبرقراری اوضاع مناسب برای فکرواندیشه وخیرخواهی واعتماد وعدالت می داند به خطا نرفته است.
آری در جامعه ای که رذایل اخلاقی وجود داشته باشد ،به آسانی دروغ گفته شود ، خیانت در امانت شود ،فریبکاری وکلاه برداری باشد ،دزدی وادم کشی باشد که آمار پرونده های دادگستری بهترین شاهد است ،صلحی که مدنظر اسلام است در آن وجود ندارد.
اگر در جامعه ای که شجاعت ،عدالت،عفت در رآس امور نباشند وبه عنوان محور همه امور موردتوجه ومقبولیت قرار نگیرند قطعا جامعه صالح وشایستگی صلح نیست.
در جامعه ای که مردم خیر خواه یکدیگر نیستند ،اگر هستند،چرا شاهد کارتن خواب ها وخیلی از تعدی ها وغصب ها وتصرفات غیر قانونی هستیم؟درختان خیابان ولی عصر نمونه ای از آن به شمار می رود .حرمت شکنی برخی از نشریات  ومنابر چه نسبتی با اخلاق وخیر خواهی دارد؟
مگر می شود در جامعه ای که عده ای از بالاترین امتیازها استفاده کنند وفرزندانشان در دانشگاه های خارج  تحصیل نمایند وبرخی هزینه دانشگاه آزاد را نداشته باشند ویا حتی هزینه لباس وغذارا نداشته باشند ، ادعاکنیم که همگان در صلح وسازشند وخیرخواه همدیگر وفضائل حاکم  واعتماد کامل برقرار  وبه سبب آسایش واطمینان خاطر   دلسوز یکدیگر وکاملا زمینه برای تفکر واندیشه فراهم است .
آری خاتمی به خوبی در اثر مطالعه واندیشه درست معنای واقعی صلح را که دارای مولفه های زیادی است به خوبی فهمیده واینکه صلح به معنای عدم جنگ نیست.
خاتمی پاک است واز نسل پاکان .کاش مسئولان تنها یک مکانی را به او واگذار می کردند تا هدیه هایی که در زمان ریاست جمهوری به ابشان داده شده واو هرگز آن هارا متعلق به خود نمی داند بلکه از آن ملت می داند می دیدند وبار دیگر عمربن خطاب را برای خود تداعی می کردند که هنگامی که زن امپراتور روم برای همسر خلیفه جواهراتی فرستاده بود ،گفت:این متعلق به همه مسلمانان است واگر تو زن خلیفه نبودی جنین هدیه ای برای شما نمی فرستاد وخاتمی هم هدایای گران بهایی که از سوی برخی از ملکه های دنیا برای همسرشان فرستاده  انددر یک مکان خاصی قرار داده تا در اختیار ملت یعنی صاحبان اصلی آم ها  باشند.
پس خاتمی آشتی طلب وصلح جوست آنگونه که معیارهای اخلاقی می طلبد.
@drjalalizadeh

دیدگاه ها

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.