جفای متفقهان بر شریعت سمحه و سهله | جلال جلالی‌زاده
نمایش نوار ابزار

جفای متفقهان بر شریعت سمحه و سهله

اختلاف نظر و برداشت از خصوصیات انسان و اجتهاد موتور محرکه ی دین اسلام است، که از آغاز اسلام همدوش یکدیگر در عرصه فقاهت ظهور کرده اند. نمی توان هیچ برداشتی را عین دین و یا هر اجتهادی را مصاب دانست، پیامبر اسلام اجتهاد و اختلاف برداشت را تایید کرده‌اند و در عین حال اجتهاد را دو قسم دانسته اند: اجتهاد خطا و اجتهاد درست، که حتی برای تشویق مسلمانان برای مجتهد مخطی یک اجر قرار داده‌اند.

اما آنچه که مشکل ساز است، اصرار بر اجتهاد غلط و مخالف مقاصد شریعت و عدالت اسلامی است، که نمونه‌های فراوان آن را در کتاب‌های فقهی می بینیم. در حیات حضرت، هنگامی که جمعی از صحابه در سفر بودند و یکی از آنان دچار جنابت شد و به سبب زخمی که بر بدن داشت نمی توانست غسل نماید، اما همراهانش به او گفتند: شما نمی توانید تیمم نمایید. و بر اثر غسل، ایشان هلاک شدند، که در برگشت پیامبر از رفتار آنان ناراحت شد و فرمود: خدا هلاکشان کند که او را هلاک کردند.

در طول تاریخ چندها نفر به سبب فتاوای خلاف مقاصد شریعت از بین رفته اند، زندگی آنان متلاشی گشته و یا از دین گریزان شده اند .

یکی از علل اساسی بدبین شدن مردم به دین، عدم فهم صحیح دین به ویژه قرآن و یا استنباط نادرست از آیات و یا عمل به احادیث ضعیف و یا موضوع بوده ‌است که موجب سختگیری و مخدوش نشان دادن چهره دین شده است. از خلقت آدم و حوا گرفته که حوا را آفریده از دنده چپ آدم می دانستند، در حالی که در قرآن چنین موضوعی ذکر نشده است. بسیاری از اسرائیلیات که در تفاسیر بیان شده و بسیاری از احکام خشن که در کتاب‌های فقهی ذکر شده است، ضدیت آن ها با روح اسلام اظهر من الشمس است.
لذا باید به مردم اعلام کرد: ای مردم! ای انسان ها! آنچه را که شما به عنوان احکام اسلامی می شناسید و از مغز فقها تراوش شده، ربطی به روح و مقاصد اسلام ندارد، بلکه اسلام همان است که بر اساس عدل، حکمت، رحمت و شفقت بنا شده است.

پس از امروز به عنوان کسی که سال هاست کتاب های فقه را دوره می کنم، ضمن پاسداشت زحمات و تلاش های همه ی فقهای کرام در طول تاریخ، اعلام می کنم داستان کج فهمی ما از منابع فقهی داستان گاو بنی اسرائیل است که چنان در باب بی توجهی و لجاجت بودند، که خداوند هم بر آنان سخت گرفت.

خداوند در قرآن گفته است: انسان ها را از خاک و از نفس واحد آفریده ام و زن و مرد زوج همدیگرند، لذا دیه ی زن مرد با هم برابر و تعیین دیه یک امر عرفی است و همان گونه شهادت آنان یکسان است، یعنی زن و مرد در حقوق و تکالیف، در ایمان و عبادات و در تقوا و انجام عمل صالح هیچ تفاوتی ندارند.

حجاب یک مسئله شخصی است و ربطی به حکومت ندارد، وظیفه حکومت تنها حفظ امنیت و تامین رفاه و عدالت است، نمی توان هیچ عقیده و مذهبی را عین اسلام و حق و دیگری را باطل دانست، هیچ مذهبی نمی تواند نماینده اسلام و در اداره جامعه موفق باشد، همان گونه که طالبان در افغانستان و جمهوری اسلامی در ایران در اجرای احکام اسلامی ناکام ماندند.

دین می تواند حکومت کند به شرطی که برآمده از نظرات و دیدگاه های همه مجتهدان حی و حاضر در عصر حاضر باشد. موسیقی و مجسمه سازی و هر گونه بازی فکری تا زمانی که مخالف اعتقادات توحیدی و مضر به حال جامعه نباشد، هیچ اشکالی ندارد .

در اسلام هیچ ملتی بر ملت دیگر فضیلتی ندارد جز با تقوا و خدمت به مصالح انسانی. همان گونه زن و مرد بر یکدیگر فضیلتی ندارند، هیچ ملتی بر ملت دیگری برتری ندارد.

رفتاری که امروز با کوردها از سوی مسلمانان می شود، چه ربطی به اسلام دارد؟
و می توان گفت اصل و اساس هر گونه حکم فقهی عدالت است، هر گونه حکمی که مخالف عدالت و موجب تضییع حقی شد و یا با فطرت انسانی مخالفت داشت، شارع حکیم آن را نمی پذیرد و برای آن ارزشی قایل نیست و سختگیری های بسیاری که در کتاب‌های فقهی و اصولی مطرح شده، پرداختن به آن ها تنها تضییع عمر می باشد، زیرا در اکثر کتاب های فقهی و در اصول بحث قیاس که این همه اصولیان خود را به آن مشغول نموده‌اند، در طول تاریخ جز مثال برده نتوانسته اند چهار مثال قابل قبول عقل پسند در کتاب ها ذکر کنند، در حالی که قاعده ی کلی مهم در اسلام رفع حرج و کرامت انسانی است.

پس می توان امروز فقهی قرآن پسند وموافق عقل داشت که در آن به فطرت انسانی توجه و به مطالبات و خواسته های انسان ها اهتمام داده باشد .

من می توانم اعلام کنم، همه ی شبهاتی که دربا ه اسلام پدید آمده، با خواندن قرآن برطرف می شود و اگر زخم هایی بر سیمای زیبای اسلام دیده می شود، ناشی از جراحی های ناشیانه و ناآگاهانه متفقهانی است که خود را بر اسلام تحمیل کرده اند. جراحت هایی مانند تضییع حقوق زنان که هنوز هم ادامه داشته و ربطی به اسلام ندارد. مانند برخی از مسایل ارث، دیه، شهادت، طلاق، موسیقی، عدم مدیریت، عدم مسافرت، رانندگی نکردن، نرفتن به ورزشگاه و خیلی از مسائل مهمی که تحمیل شده اند.

دیدگاه ها