تیزهوشی عمر بن خطاب (ص) و اهمیت هجرت | جلال جلالی‌زاده
نمایش نوار ابزار

تیزهوشی عمر بن خطاب (ص) و اهمیت هجرت

سال هجری قمری آغاز شد. من همیشه سؤالی که برایم مطرح است این است با وجود اینکه بسباری از روحانیون سالکردها را با ماه و سال قمری محسوب می کنند و خود نیز روزشمار عمر خود را با قمری می نویسند، چرا اشاره ای به آغاز سال قمری نمی شود؟ چرا همه ی کشورهای اسلامی جشن می گیرتد اما در ایران خبری نیست؟ من کاری به جشن گرفتن ندارم اما به نظرم همان گونه که در آغاز سال هجری شمسی به عنوان یک سرآغاز عید و مراسم گرفته می شود چرا در آغازـسال قمری چنین شور و شوقی نیست؟

بحث من در ارتباط با اهمیت هجرت است که بر خلاف سایر ادیان و ملت ها نه تولد شخصیتی است و نه مرگ شخص شخیصی.

برای پیامبر بزرگ اسلام حوادث مهمی اتفاق افتاد. اما صحابه هیچ کدام را مبنای تاریخ قرار ندادند. ولی هجرت را که پدیده مهم و سرنوشت سازی است به عنوان سرآغاز سال قلمداد کردند. در قرآن و سنت بر اهمیت هجرت بسیار تأکید شده و همیشه در کنار جهاد و نصرت و ایمان ذکر شده است.

هجرت تمدن ساز است و نشان عزم قاطع برای بریدگی از همه ی تعلقات و وابستگی ها برای رسیدن به هدف و مقصد است. هجرت فرقان است بین حق و باطل و بین توحید و شرک. در بین مجاهدین و قاعدین و زمینیان و آسمانیان.

هجرت آخرین سلاح مبارز است که پیامبر آزادگان مخلص ترین یارش ابوبکر صدیق را برای همراهی بر می گزیند و قرآن به او لقب صاحب می دهد و برای همیشه مدال معیت و همراهی با خداوند را می گیرد. در این سفر است که پیامبر از عبدالله بن أریقط مشرک امین برای راهنمایی سفر کمک می گیرد. أسماء ذات النطاقین شیر زن ومادر عبدالله بن زبیر مسؤولیت رساندن مواد غذایی رابر عهده می گیرد و هجرت آغاز می آغاز می شود و یک جامعه ی الگو ساخته می شود. هیچ کس حتی پیامبر (ص) بالاتر از کسی نمی نشیند و وحشی قاتل حمزه را می بخشد، بلال سیاه پوست مؤذنش می شود.

این پیامبر (ص) برای چه کسانی الگوست؟ برای بودایی ها, برای یهودیان, برای بت پرستان و ملحدان؟ اگر برای مسلمانان الگوست چرا عالمان اسلامی با این همه ادعا از پیامبر در اخلاق پیروی نمی کنند؟ کاش پیروی نمی کردند اما کارهای خلاف سیره او انجام نمی دادند. بعضی از علمای برخی از فرقه های اسلامی معتقدند که برای عدم رشد جمعیت فلان فرقه باید آنان را از مزایای مادی محروم کرد. برخی با محروم کردن از مزایای اجتماعی تلاش می کنند بر گروه خود بیفزایند. در حالی که هجرت هم معنوی است و هم مادی. یعنی هم باید با تمام رذایل وداع گفت و هم در جامعه ای که میدان بر حق گویان و موحدان تنگ شده باید کوچید.

آری هجرت یک منبع و سرمایه ی مهم برای تحول و تغییر در تمام زمینه هاست. در هجرت است که انسان به حرکت و فعالیت می افتد و از تجارب دیگران بهره مند می شود و از ضعف های خود آگاه می گردد و تلاش می کند که نقایص و ضعف های ملتش را برطرف نماید.

آری هجرت یک سنت است که در آن انسان مبارز هرگز دل از وطنش نمی کند و زادگاه و میهنش را فراموش نمی کند، بلکه با کوله باری از تجربه و تعهد برای ساختن جامعه جدید باز می گردد.

هجرت مانند آبی است که ماندن را به معنای رسوب, گندیگی و لجن شدن تلقی می کند و مانند موج و جریان است که انسان را از مردن و پوسیدن و روزمرگی نجات می دهد. هجرت با فرار و بی مسؤولیتی تفاوت دارد. گاهی برخی برای حفظ مال و منال و تمتع بیشتر از زرق و برق دنیوی فرار می کنند و در مقابل برخی از سر احساس مسؤولیت و تعهد سنگر را تغییر می دهند. هجرت یکی از افتخارات اسلام است که تنها مختص این دین است که دارای دایره های متعدد است و به وسعت و ظرفیت هر کس گنجایش خاص خود را دارد.

و عمر بن خطاب آن فقیه فهیم و مفسر حکیم چه حکیمانه هجرت را مبنای تقویم و آغاز سال قرار داد تا صف ها را مشخص نماید و بزرگمنشی خود را در این ابتکار نشان داد.

آری سال هجری آغاز شد و هر چند سال گذشته سال شوم و منحوسی بود. امیدوارم سال جاری قمری سال کوچ جنایتکاران و جنگ طلبان در جهان و استقرار صلح و آرامش و عدالت در اقصی نقاط جهان باشد.

دیدگاه ها