نمایش نوار ابزار

تجربه تلخ حنابله بغداد و عبرت گرفتن از آن

گفته اند دوچیز در زندگی مهم است: خواندن تاریخ برای عبرت گرفتن از آن و مطالعه سنت های الهی برای جلوگیری از بنای زندگی براساس ظن و گمان.
حاکمیت حنابله بغداد و استبداد مذهبی و تعرض بر مال و منال مردم واقعیت تلخی است که موجب شد اثری از آنان در بغداد نماند و این زنگ خطری برای همه توتالیترهای دنیاست که می پندارند با فشار و بگیروببند می توانند خود را جاودانه نمایند.
ابن اثیر جزری در  کتاب الکامل فی التاریخ (۳۰۸/۸) درباره حوادث سال ۳۲۳ هجری می نویسد: شوکت حنابله در بغداد افزوده شد و به خانه های مردم یورش می بردند و اگر مشروبات می یافتند، می ریختند و اگر آوازه خوان می یافتند، می زدند و آلات موسیقی را می شکستند، در امور خرید و فروش دخالت می کردند. زنان و مردان و کودکان را در خیابان ها بازجویی می کردند و از آن ها کارت شناسایی می خواستند که اگر پاسخ نمی دادند، آنان را می زدند و به مراکز پلیس می بردند و متهم به اعمال خلاف اخلاق می کردند. این کار حنابله موجب ناامنی در بغداد و برآشفتن زندگی مردم شد و شر و دخالت آنان مردم را به ستوه اورد، تا جایی که از نابینایانی که در مساجد به سر می بردند در سرکوب مردم استفاده  می کردند و گاهی اگر یک نفر شافعی مذهب گذرش به مسجد می افتاد، نابینایان را بر ضد او تحریک می کردند و تا سر حد مرگ او را می زدند.

و چنین سخت گیری ها، تعصب ها و فشارهایی بود که وجود حنابله را از کل جهان اسلام پاک کرد.
نتیجه گیری اخلاقی:
چه کار کنیم که به سرنوشت حنابله بغداد دچار نشویم؟؟؟

همان گونه که مولانا گفته :

سخت‌گیری و تعصب خامی است

تا جنینی کار خون‌آشامی است

نویسنده: دکتر جلال جلالی زاده

دیدگاه ها

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.