نمایش نوار ابزار

بیایید همان باشیم که هستیم

حوادث چند روزه اخیر درکشور مان،هرچند از نظر ظاهر مارا بویژه مسئولین خوش نیاید،اما در باطن ودرواقع به مصلحت دین ودنیای ما تمام می شود.این مسائلی که امروز درجامعه مشاهده می شود ،معلول علل چندی است که مهمترین آن ها پیروزی نارس میوه انقلاب بود،که متاسفانه آن محصولی که می بایست از آن چیده شود ،چیده نشد وبرعکس بسیاری از آرزوها وآرمان ها به فراموشی سپرده شد.انقلابیون زیادی ازبین رفتند ویا به کنج غربت وعزلت خزیدند،شبه انقلابی ها وارد صحنه شدند انقلابی هایی که ماندند آنگونه که لازم بود نتوانستند اهداف انقلاب را به پیش ببرند،ودرنتیجه تظاهر وتوجه به ظاهر جایگزین صداقت وشخصیت واقعی شد ونمایاندن شخصیت واقعی افراد مشکلتر وپیچیده تر گشت. چه کسی می تواند در گزینش شخصیت حقیقی خودرا بروز دهد،مگر کسانی که درنهایت توکل به خدا ومتکی به پشتوانه اخلاقی باشند، همینطور در شوراها ،نمایندگی مجلس واستخدام ها.
حال ببینیم مشگل ما کجاست ؟ چرا در داخل به گونه ای رفتار می کنیم ودرخارج به گونه ای دیگر؟ چرا در داخل چادری هستیم ودر خارج بی حجاب؟
چرادر جمع بسیار مقرراتی ومنضبط ومقید ودر تنهایی وانفرادی ودر عالم غربت ونا آشنایی ،بشاش وشادان و رهااز هرگونه قید وبند .
مشکل ما سخت گیری های بی دلیل و بداخلاقی های بی حجت وبرهان وتسلط ریا وتزویر بر جان وروان است. که نمی تواند استمرارو تداوم داشته باشد وباید روزی خودرا نشان دهد،چه در قالب مجری مشهور تلویزیون ویا سلفی نماینده ی مجلس.
جامعه ی فقهی مشرب ومسلک چون تنها در فکر ظاهر سازی وقضاوت درباره افراد بر اساس صورت وشکل است نمی تواند عمیقا در تحول درون و همگام نمودن آن با بیرون موفق باشد. جامعه ما بسیاری از اوقاتش را در مراسم های مذهبی ،هیئت ها ،خانقاه ها ودسته ها ومراسم ترحیم سپری می نماید،واز مواعظ نصایح بهره مند می شود.اما تا فرد وجامعه آمادگی نداشته باشد هیچ پندی مؤثر نمی باشد.
باید جامعه از ابتدا اخلاقمدار باشد واز کودکی با فضائل اخلاقی آشنا واخلاق حاکم بر جامعه باشد،یعنی ،شجاعت،صداقت ،امانت داری ،عدالت وعفت نماد زیستن وحیا ت معمول به باشد ومتخلق به اخلاق برصدر نشیند وقدر ببیند، واینگونه است که بزرگان اسلام بررفتار تاکید نموده نه کثرت نماز وروز،
باید مسئولان تجدید نظر کنند،ما هرروز شاهد ضعف هویت دینی مذهبی در جامعه هستیم ،من بر آنم که این پدیده همگانی است و فراگیر ،از خانواده های روحانی تا کشاورز ،از ستون حوادث روزنامه ها تا فضای مجازی همگی گرفتار ومبتلا گشته ایم ، ودر مسیر خطرناکی قرار گرفته‌ایم که با تهدید وسرپوشی قابل پوشاندن نیست،
کاش از ابتدا ریش و محاسن را نشانه مسلمانی مردان وچادررا نشانه عفت زنان نمی دانستیم وبر اساس آن قضاوت نمی کردیم. ازدواج های که بر اساس توجه به ظاهر انجام شده وپس از مدتی منجر به جدایی شده ،استخدام هایی که با توجه به تظاهر صورت گرفته .قضاوت هایی که مستند آن ها رفتار ظاهری بوده همگی نتیجه میمون مبارکی نداشته اند.
به نظر من باید جامعه را به حال خود رها کرد تا هرکس ماهیت وهویت واقعی خودرا نشان دهد ،معیارهای اخلاقی ورفتار ی را میزان مقبولیت در واگذاری امور ،زندگی مشترک وواگذاری مسئولیت ها قرار دهیم ،وقضاوت را به جامعه واگذار نماییم .حکومت وسازمان های امریه معروف ونهی از منکر ،حراست ها ،گزینش ها ودیگر سازمان ها در حفظ ارزش های اخلاقی و انقلابی نمی توانند موفق باشند ،باید زمینه وشرایط را آماده کرد که مهمترین آن واگذاری به خود مردم ودخالت نکردن در زندگی آنان است ومهمترین کار عدم دخالت در زندگی خصوصی و بزرگ نکردن مسایل کوچک مانند سلفی گرفتن نماینده،آدامس جویدن وزیر وسردار ویا نداشتن روسری وفراموش کردن فسادهای مالی ،فقر ،بیکاری ،اعتیاد ،طلاق وفرار مغزها وسرما یه ها ست که هیچ کس توجه نمی نماید.

دیدگاه ها

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.