نمایش نوار ابزار

ایمان وظلم

اسلام را نشناخته ایم ویا خوب به ما معرفی نشده است . برخی از مجتهدان وفقها که در گیر توضیح المسایل وپاسخگویی به بحث های طهارت وبیع سلم بوده اند,نتوانسته اند به موضوعاتی بپردازند که سرلوحه کارهای مهم واساسی انسان ها ومسلمانان می باشند.یعنی ظاهرـشدن چند تار موی یک دختر برایشان خیلی  مهمتراز محروم شدن چندین ملیون نفر ایرانی از آموزش زبان مادری ویا تایید نشدن در گزینش استخدامی ورد صلاحیت چندین هزار نفر در انتخابات شورا ومجلس است.
من نمی دانم این همه آیات که در باره ی اهمیت عدل وزشتی ستم در قرآن وارد شده ,چرا یک بار مورد توجه قرار نگرفته اند .چرا در باره مخالفان اعمال نشده اند؟ قران  که تقوارا خاستگاه همه ی افعال خیر از آن جمله عدالت می داند واقامه ی عدل را وظیفه اصلی همه ی پیامبران می داند ,آشکارا اعلام می کند که اگر عدالتی نباشد ,خبری از تقوا,ایمان واسلام نیست .زیرا انسان ها برخلاف دین مسیح فطرتا پاک آفریده شده اند ونیازی به غسل تعمید ندارند ,همگی از ادم وآدم از خاک آفریده شده است وهمگی خلیفه ی خداونداند و از کرامت انسانی برخوردارند واین جانشینی خداوند به هیچ مذهب ونژادی واگذار نشده است.پسنباید هیچ گروهی ازحق خود محروم ویا زیر دست دیگری باشد.
لذا لازم است همگان به طور یکسان از منابع زمینی برخوردار وزندگی مسالمت آمیزی داشته باشند.واگر اینگونه نشود نمی توانند به فلاح ورستگاری برسند.
بنابراین همانگونه که از ابتدا انسان ها مورد توجه خداونداند در هر دوره ای به صورت یکسان در کنف حمایت ونظر لطف خداونداند.پس لازم نیست همیشه به دنبال منجی ونجات دهنده ای باشند که آنان را نجات دهد ویا کسی باشد که در دوره اخر زندگی بشری آنان را رها نماید وآزاد سازد .چون چنین کاری مخالف عدالت خداوندی است.چون مردمان هیچ نسلی ویا هیچ دوره ای در نزد خداوند متفاوت نیستند که نظر رحمتش نسبت به انان تبعیض آمیز باشد. چون مردمان هر نسلی این گلایه را از خداوند می نمایند که چرا برای  ما منجی ورهائٔٔی بخشی  نباشد که مارا از ستم نجات دهد ؟
بنابراین در قرآن با وجود این همه تأکید بر عدالت برای همگان ووجود پیامبر اسلام (ص) به عنوان رحمت برای همه ی جهانیان ,هرگز گرایش به دین ومذهبی را موجب برخورداری از مقامات دنیوی وامکانات مادی ندانسته است.زیرا اگر کسی ادعای ایمان وباور داشته باشد ,اما ایمانش را آمیخته به ستم نماید از هدایت یافتگان نیست ودر جامعه ای که عدالت نباشد ناامنی حاکم می شود .کسانی که ایمان آوردند وایمانشان را با ستم نیامیختند ,آنان ایمن وهدایت یافتگانند(انعام/۲۲)   در مقابل فقیهانی که اسلام را در طهارت ونجاست خلاصه کرده اند وبا اینکه چهل سال از انقلاب  گذشته تا کنون از زبان یک مجتهد مشهور دفاعی ویا توصیه ای نسبت به رعایت حقوق اقوام ومذاهب نشنیده ام ,اما در مقابل عالمانی که فکر مقاصدی دارند نظرشان بیشتر به مسایل انسانی است ومخصوصا عالم بزرگی مانند امام فخر رازی در بحث مصالح خمسه جان را مقدم بر دین می داند.یعنی ارزش انسان وحفظ مصالح اورا یکی ازضرورت های حیات بشری می داند ,چون تا انسانی نباشد ,دینی نیست ودین برای انسان فرستاده می شود.
پس اهمیت توجه به کرامت انسانی,حقوق بشر وعدالت وآزادی حایز اهمیت است.یعنی اهتمام قرآن وسنت به بر رفع ظلم در زندگی یاران رسول خدا وخصوصا خلفای راشدین سایه افکنده است.به گونه ای که عمربن خطاب قصاص شخص مسیحی را از فرزند استاندار می گیرد.چون عدالت برای اومهم است ویکی ازفقیهانی که  به مساله ی مقاصد شریعت وتامین عدالت توجه نموده است ماوردی(۴۵۰ه) می باشد که دراین باره گفته است:عدالت موجب الفت ومحبت است که موجب همبستگی شهروندان با حاکمان ,آبادانی کشور ,افزایش جمعیت وامنیت عمومی می شود .وهیچ چیزی در تباهی زمین وتشویش اذهان بدتر ازستم نیست .
شیخ الاسلام ابن تیمیه یکی دیگر از علمای مقاصدی در باره ی لزوم عدل می نویسد :عدالت در هر چیزی وبر هرکسی  واجب است. ظلم در هر چیزی وبر هرکسی حرام است.ستم بر هیچ کس جایز نیست ,خواه اینکه مسلمان ,کافر یا ستمکار باشد .ونیز گفته است : خداوند دولت عادل را یاری می نماید هرچند کافر باشد ودولت ستمکاررا دشمن می دارد هرچند اسلامی باشد .
بنابراین صرف ادعای ایمان واسلام واستفاده ی ابزاری از آن ها ودر عمل تهی بودن از تقوا وعدالت واعمال تبعیض نمی تواند سودی برای انسان داشته باشد .لذا ایمان خالص زمانی ایمان محسوب می شود که بری از ظلم باشد .چه فردی ,خانوادگی, در محل کار,مدرسه ,بازار وحکومتداری .

دیدگاه ها