نمایش نوار ابزار

اعتذار و استغفار

خداوند بز رگ درگاه توبه را بر روی بندگانش گشوده است، تا هیچ کس نسبت به رحمت و بخشش او ناامید نشود و از سوی دیگر شهامت وشجاعت اخلاقی به انسان ها ببخشد تا از بیان اشتباه و ناتوانی خود در انجام وظیفه و یا عمل احساس ضعف ننمایند.

اظهار استغفار و اعتذار به ویژه در مسائل سیاسی نیازمند صداقت و اخلاص ویک رویی بامردمی است که خدمت به آنان مقصود ومنظور فعال سیاسی است.از اوان جوانی تا امروز که به سبب پرورش در یک محیط وخانواده سیاسی ،علاقه مند به فعالیت های سیاسی و تغییر در راستای بهبود شرایط زندگی مردم بوده ام، به لطف خداوند مصالح شخصی تاثیری در اقدامات تلاش های اینجانب نداشته است. به ویژه پس از آغاز جنبش اصلاحات که شوروشوق زایدالوصفی در فعالان مدنی وسیاسی بر ای تحقق مطالبات مردم واجرای قانون و عدالت اجتماعی پدید آمده بود ،چه در حوزه فرهنگ و مطبوعات وچه در حوزه سیاست ،همه همت خودرا وقف برخورداری مردم وشهروندان از حقوق انسانی وطبیعی آنان نموده صادقانه در پی کاهش فاصله ها چه دربین مردم ویا دولت مردان بوده ام.

اما متاسفانه ناموزونی آرای مردم با تحقق مطالبات و نتیجه معکوس آرا که به نفع کسانی تمام شده که زحمتی متحمل نشده و یا در کسب آرا نقشی نداشته اند.

از سال ۷۶ کوردها و اهل سنت و کلا اقوام و مذاهب با مشارکت گسترده ی خود در انتخابات، هم تنور آن را گرم کرده و هم به نظام مشروعیت مقبولیت بخشیدند، که مسئولان عالیرتبه آن را به رخ جهانیان کشیده‌اند پس از انتخاب، رای دهندگان به فراموشی سپرده شده اند و تا انتخابات بعدی کسی آنان را به حساب نیاورده است، در این گیرودار دو دسته متضرر شده اند، کسانی که تریبون، بلندگو و مبلغ کاندیداها شده، مردم را به پای صندوق های رای کشانده اند و دسته دوم، توده های محروم و زحمتکشند که همیشه در صف مقدم انتخابات بوده بهره ای از آن را نبرده اند.

شاید این مغبونیت سیاسی بیشتر ناظر به وضعیتی است که بر جامعه تحمیل شده و انسان را در بین دو گزینه قرار می دهد که شخص مجبور به گزینش یکی از آنان می شود.

اما در کشورهای دموکراتیک که رای ارزشمند و منتج به نتیجه عمومی است و احزاب پاسخگوی رای مردمند، زحمت و تلاش هیچ فردی به هدر نمی رود و هر کس در میدان رقابت با عشق و علاقه وارد کارزار انتخاباتی می شود، اما متاسفانه در کشور ما، اهل سنت به دعوت شخصیت های مانند مولانا عبدالحمید و اینجانب به کاندیداها رای می دهند، اما متاسفانه این رای چشمگیر که وزنه ای بسیار سنگین در چرخاندن کفه به نفع کاندیداهاست، نه تنها معادل وزنه ی یک حزب ده نفری محسوب نمی شود، بلکه حتی کاندیدای پیروز به خود اجازه دعوت برای مراسم تحلیف و حتی ملاقاتی نمی دهد .لذا با توجه به چنین وضعیت و درسی که آقای روحانی با تکبر و غرور خود به گردآورندگان رای داد و موجب تذکر و عبرتی برای همگان شد، لازم است که از این به بعد نه فردی مثل اینجانب و نه شخصی مانند مولانا عبدالحمید که فردی اخلاقمدار و پرهیزکار است و همه ی توانش را برای رفع تبعیض به کار می گیرد، به این حدیث پیامبر (ص) توجه بکنیم که فرمود: وای بحال کسی که دین خود را به خاطر دنیای دیگران می فروشد.

رفتار کاندیداهای پیروز با اهل سنت مانند کسی است که بخواهد با دادن وعده، بچه ای را فریب دهد و چیزی را از او بگیرد، من احساس می کنم که مسئولان نظام، خود را نسبت به اهل سنت در حد ولی دانسته، آنان را در حد کودک غیر ممیز می دانند و با چهار تا شعار و بازی با الفاظ آنان را فریب می دهند، وگرنه چه توجیهی دارد که پس از چهل سال از پیروزی انقلاب و این همه جمعیت که یک چهارم کشور تشکیل می دهند. برای انتصاب یک فرماندار یا استاندار این همه متوسل به چاپلوسی و تملق شد و سوگند جلاله خورد که ما ضد انقلاب نیستیم و در خط شما هستیم.

من از اینکه در انتخابات مجلس از آقای سالار مرادی و در انتخابات ریاست جمهوری از آقای روحانی (که البته به خاطر برخی از مسایل از او حمایت کردم) حمایت کردم و متاسفانه هیچ آثار مثبتی در حوزه های مختلف به ویژه ایجاد اشتغال و رفع بیکاری جوانان نمی بینم، از خداوند متعال طلب آمرزش و در پیشگاه همه ی کسانی که بر من منت گذاشته و به خاطر من به روحانی رای دادند عذرخواهی می کنم. امیدوارم این اشتباه در انتخابات های بعدی تکرار نگردد و تحت تاثیر کسانی که به دنبال منافع مادی خودشان هستند قرار نگیرم.

هر چند نمی خواستم چنین مطلبی را بنویسم، اما بی توجهی و بی حرمتی روحانی به مسؤولان ستادهای انتخاباتیش و نیز بی توجهی و بی احترامی مسوولان استان به فعالان ستاد روحانی در کردستان که خیلی از آنان در ستاد رقیب فعالیت داشته اند و نیز پیام یک جوان بیکار دهگلانی که ذکر می شود مرا وادار به نگاشتن این مطلب نمود:

«سلام آقای دکتر دیدی! بازهم آقای رئیس جمهور، برای نیروهای قراردادی، کار انجام ندادند و همه تان قول دروغین دادید، یادت هست، در شهر موچش چه قولی دادید ما خیلی اعتماد به شماها کردیم ولی دیگه به هیچ احدی از شما و هوادارانتان اعتماد نداریم».

بنابراین وقتی که برای افرادی مثل من تنها نقش فریب دادن مردم و کشاندن آنان به پای صندوق های رای مانده و در مقابل افرادی که بی تفاوت ویا رای نداده اند متصدی امر و متولی امور شوند و به ریش مردم بخندند، چرا باید دین خود را بر ای دنیای دیگران بفروشیم، و به این حرف های تکراری دل خوش کنیم، ما می خواهیم به اهل سنت پست و مسئولیت بدهیم اما نمی گذارند، مثل اینکه اهل سنت سال ها قبل از هندوستان و کنیا و عمان آمده اند و از سر انساندوستی به آنان تفضل می نمایند.

البته این مطالب به منزله سکوت و خاموشی در مقابل دفاع از حقوق مردم و پیگیری مطالبات آنان نمی باشند، چون دفاع از حقوق مردم با پوست و گوشت من عجین شده است.

دیدگاه ها