نمایش نوار ابزار

اصولگرایان سراسیمه اند

786789678با نزدیک شدن به موعد انتخابات مجلس شورای اسلامی در اسفندماه، تب و تاب جریان‌ها و گروه‌های سیاسی برای برنامه‌ریزی و انسجام‌بخشی به برنامه‌هایشان و انتخاب کاندیداهایی که بتوانند آرای بیشتری جمع کنند افزایش یافته است. در این میان برخی اصلاح‌طلبان بحث ائتلاف با میانه‌روهای رقیب را پیش کشیده‌اند و بر این عقیده‌اند همانطور که در انتخابات ریاست‌جمهوری سال۹۲ حمایت از کاندیدایی با مشی اعتدال توانست برای آنها «آمد» داشته باشد، در انتخابات مجلس نیز می‌توانند با تکیه بر همین روش اکثریت مجلس را از آن خود کنند. نماینده ادوار مجلس و فعال سیاسی اصلاح‌طلب اما معتقد است در شرایطی که اصولگرایان تندرو به دلیل اقدامات دولت‌های نهم‌ودهم از اقبال عمومی چندانی برخودار نیستند، طیف‌های اصولگرای معتدل که تلاش دارند خود را همسو با دولت و اصلاح‌طلبان نشان دهند می‌توانند در انتخابات آینده به موفقیت دست پیدا کنند. اما وی  هشدار می‌دهد نزدیکی این افراد نباید تنها در ظاهر باشد بلکه باید تعاملی واقعی با دولت و اصلاح‌طلبان برقرار کنند و حمایت اصلاح‌طلبان از آن‌ها نباید یکسویه باشد. کم و کیف فعالیت‌های انتخاباتی و راهکارهای گروه‌های سیاسی را برای پیروزی در انتخابات مجلس با جلال جلالی‌زاده، فعال سیاسی ‌در میان گذاشته‌ایم که در ادامه می‌خوانید.
جبهه ایستادگی اعلام کرده با توجه به اینکه محسن رضایی در انتخابات آینده مجلس حضور ندارد از آقایان قالیباف و لاریجانی حمایت خواهد کرد، ارزیابی شما از این مساله چیست؟
اصولگرایان در بین خود مشکلات فراوانی دارند به ویژه اینکه مانند گذشته و دوره قبل به پیروزی خود امیدوار نیستند. این است که هر روز با نام‌های جدید و ائتلاف‌های جدید ظاهر می‌شوند و دچار نوعی آشفتگی و سراسیمگی شده‌اند. از طرفی می‌دانند که اگر همگی تحت یک عنوان وارد صحنه انتخابات شوند با استقبال مردم مواجه نخواهند شد. از سوی دیگر، وضعیتی که امروز می‌بینیم محصول هشت سال زمامداری و حضور اصولگرایان و جناح راست در راس قوه اجرایی است. این است که امروز تلاش می‌کنند با به میدان آوردن چهره‌هایی مانند علی لاریجانی و نشان دادن گرایش آنها به اصلاح‌طلبان آرای سرگردان را به این افراد جذب کرده و حتی اصلاح‌طلبانی را که متمایل به وحدت با اصولگرایان معتدل هستند جذب کنند. این افراد خود هنوز در انتخاب راه و مسیری که بتواند منجر به موفقیت در مجلس و کسب آرای مردم شود، سردرگم هستند. اصولگرایان تلاش می‌کنند در اطرف چهره‌های مقبول‌تر در میان مردم جبهه جدیدی ایجاد کنند اما گمان نمی کنم اصولگرایان بتوانند از موفقیت چندانی برخوردار شوند.
 شما به سراسیمگی اصولگرایان اشاره کردید. به نظر شما بازگشت جدی اصلاح‌طلبان به عرصه سیاسی و فعالیت حزبی در ایجاد این اضطراب و سراسیمگی چه تاثیری داشته است؟
ضعف اصولگرایان یکی از نقاط قوت اصلاح‌طلبان است. اصلاح‌طلبان نیز در میان خودشان از اتفاق نظر و هماهنگی کامل برخوردار نیستند اما به هر صورت اصلاح‌طلبان در انتخابات ریاست جمهوری توانستند با کنار کشیدن کاندیدای خود و وحدت و انسجام به موفقیت دست پیدا کنند. اصلاح‌طلبان اگر در انتخابات آینده وحدت و هماهنگی خود را حفظ کنند و از منافع گروهی و شخصی خود بگذرند حتما بار دیگر به موفقیت دست پیدا می‌کنند. اما اصلاح‌طلبان هم نیازمند فعالیت جدی‌تر هستند تا بتوانند به اهداف خود دست یابند و حتی برخی کارشکنی‌ها و کم کاری‌هایی که وجود داشته را جبران کنند. اصلاح‌طلبان باید با برگزاری جلسات متعدد ضرورت و اهمیت حضور مردم در انتخابات مجلس را به طرفدارانشان گوشزد کنند.
 جریان‌هایی مانند طیف لاریجانی، قالیباف و جبهه ایستادگی می‌توانند با جریان‌هایی مانند پایداری، ایثار گران و طیف نزدیک به احمدی‌نژاد به ائتلاف برسند؟
آنچه متوجه شده‌ایم این است که این طیف‌ها نمی‌توانند به وحدت برسند. این طیف‌ها نشان داده‌اند که در میان خود نمی‌توانند شیخوخیت یا مرجعیت سیاسی را بپذیرند چون هر یک از آنها مدعی مدیریت و زعامت یک جناح سیاسی است بنابراین احتمال اینکه تجمیع پیدا کنند، بسیار کم است. برخی از آنها نیز برای کسب مقبولیت و رای بیشتر خود را به اصلاح‌طلبان نزدیک‌تر خواهند کرد که این هم به منظور جذب و کسب آرای اصلاح‌طلبان صورت می‌گیرد.
 به نظر می‌رسد طیف لاریجانی به دولت نزدیک شده است. آیا این نمی تواند برای اصلاح‌طلبان و اعتدال‌گرایان مفید باشد؟
اگر بنا باشد این افراد خود را به دولت نزدیک کنند باید همراه با پیش‌شرط‌هایی باشد. دولت باید بتواند با این طیف تعامل کند و آنها نیز مشی دولت را بپذیرند. اگر اصلاح‌طلبان یا طیف لاریجانی در انتخابات مجلس موفق شدند باید بتوانند تعامل درستی با دولت داشته باشند. یکی از مقوم‌ها و مولفه‌های مجلس آینده باید حمایت از دولت برای پیشبرد برنامه‌هایش باشد. اگر مجلس ناسازگار و ناهمگون با دولت باشد، امور دولت پیش نخواهد رفت. مردم نیز در رای دادن به افرادی که مخالف اقدامات و فعالیت‌های دولت هستند، دقت خواهند کرد. اگر تعامل بر اساس منافع ملی، مصالح طرفین و مردم باشد می‌تواند مجلسی از عقلا و افراد آگاه، توانمند، اندیشمند و کسانی که مصالح مردم را مورد نظر قرار می‌دهند، تشکیل دهند. اگر اصلاح‌طلبان از طیف اصولگرایان معتدل چون طیف لاریجانی حمایت می‌کند آن‌ها نیز باید از اصلاح‌طلبان در مسائلی مانند تایید صلاحیت‌ها حمایت کنند.
 اما تجربه گاه خلاف این مساله را نشان داده مانند آنچه در دولت نهم و دهم با وجود مجلس همسو رخ داده و تنها کارهای اشتباه دولت نادیده گرفته شد. بنابر این می‌توان همسویی دولت و مجلس را همیشه مثبت ارزیابی کرد؟
درست است. این همگامی و همسویی در دوران رئیس دولت اصلاحات هم وجود داشت و در مجلس ششم نیز  دولت با رئیس‌جمهور همگام و همسو بود. اما اگر در این همسویی مجلس یا دولت هر یک دچار ضعفی باشند به دیگری منتقل خواهد شد. احمدی‌نژاد می‌خواست با دلارهای نفتی هر آنچه را می‌خواست انجام دهد و با توجه به روحیه‌ای که داشت چندان به رای و نظر نمایندگان اهمیت نمی‌داد. از سوی دیگر مجلس نیز به دلیل هم‌اندیشی و حمایت اولیه‌ای که از دولت داشت در مقابلش ایجاد مزاحمت نمی‌کرد. اما دولت روحانی بسیار متفاوت است. دولتی بر اساس اعتدال است با این وجود با مجلس فعلی همگام نیست که باید تلاش شود نمایندگانی معتدل و به دور از گرایش‌های تند انتخاب شوند تا بتوانند رفتاری متناسب با دولت پیشه کنند.
* ویدا ربانی
روزنامه آرمان سه شنبه ۱۳۹۴/۶/۱۷
مطالب مشابه
دیدگاه ها