اصلاح طلبان واقعی مقابل خواسته های مردم نمی ایستند | جلال جلالی‌زاده
نمایش نوار ابزار

اصلاح طلبان واقعی مقابل خواسته های مردم نمی ایستند

حدود ۹ ماه بعد از انتخابات اردیبهشت که با حضور گسترده مردم همراه شد و مردم نام حسن روحانی را تکرار کردند حالا عرصه سیاسی کشور با شرایطی جدید همراه شده است. نارضایتی‌های اقتصادی که در دی ماه خود را در قالب برخی تجمعات خیابانی نشان داد، اگرچه عمر درازی نداشت اما به نظر می‌رسد پیامدهای آن می‌تواند در امور اقتصادی تاثیرگذار باشد. دولت روحانی که در حدود ۵ سال گذشته تحت فشارهای داخلی و خارجی بوده نتوانسته آنطور که باید و شاید در عرصه‌های اقتصادی به وعده‌های خود عمل کند. هرچند برخی نیز معتقدند دولت با وجود فشارها بهتر از این می‌توانست پیش برود. با این حال زمزمه‌هایی همچون عبور از روحانی مطرح می‌شود. هرچند جناح مخالف از ابتدای تجمعات تلاش کرد سمت و سوی آن را در مخالفت با روحانی بداند و حتی تقاضای استعفا را نیز یک تشکل قدرتمند دانشجویی جناح راست از روحانی داشت اما به نظر می‌رسد این تنها نگاهی تقلیل گرایانه به موضوع است. بدون تردید نیازهای اقتصادی عامل اصلی نارضایتی های اخیر بود، عاملی که می تواند رفع شود. در این میان اصلاح طلبان در آینده پیش رو چه نقشی دارند. در سال های اخیر جریان اصلاحات در تمامی آزمون های مردمی توانسته نظر مردم را به خود جلب کند. آیا ادامه روند نارضایتی های اقتصادی می‌تواند مردم را به اصلاحات بدبین کند؟ طرح گفت و گوی ملی که مدت ها از سوی اصلاح طلبان مطرح شده تا همه ارکان قدرت در راستای وحدت ملی و پاسخ به مطالبات مردمی گام بردارند چقدر می تواند کارساز باشد؟ سوالاتی بیش از این را «آفتاب یزد» با جلال جلالی زاده نماینده مردم دیواندره، سنندج و کامیاران در مجلس ششم داشته است که در ادامه می‌خوانید.

جریان اصلاحات یکی از مهمترین پایه های پیروزی حسن روحانی در انتخابات دوره یازدهم و دوازدهم بوده است. حالا با بروز نارضایتی هایی که برخی نسبت به عملکرد دولت دارند و وعده هایی که هنوز روی زمین مانده، نگاه مردم به اصلاح طلبان چگونه خواهد بود؟

نکته اول این است که میان حسن روحانی و جریان اصلاح طلبان باید تفاوت قائل شد، اگرچه روحانی برخی سخنان و رفتارهای اصلاح طلبانه را برگزیده اما او هیچ گاه اصلاح طلب نبوده و خود نیز نگفته که اصلاح طلب است. با توجه به اقتضای شرایط، همراهی اصلاح طلبان با روحانی شکل گرفت و این دو را در کنار هم قرار داد اما دو منش جداگانه میان روحانی و اصلاحات وجود دارد. اگرچه حوادث ماه گذشته برای جریان اصلاح طلبی نیز تبعاتی داشت و موجب کاهش تعلق گروهی به این جریان شد اما اصلاح طلبان واقعی همواره در راستای مطالبات مردم حرکت کرده‌اند، شاید آنها صبر بیشتری دارند و مردم در خواسته‌های خود تعجیل داشته باشند. از سوی دیگر به نظر می رسد روحانی راه خود را از جریان اصلاحات جدا کرده و نسبت به مطالبات و پیشنهادهای این گروه بی تفاوت است. اما چنین مسیری اگر پی گرفته شود در قدم اول خود روحانی ضرر خواهد کرد هرچند اصلاحات نیز از زیان های آن مصون نخواهد ماند. به هرحال اصلاح طلبان مردم را به حضور در انتخابات برای رای به روحانی تشویق کردند. امدواریم رئیس جمهور فعال تر در راستای نیازهای مردم گام بردارد.

به واژه «اصلاح طلبان واقعی» اشاره کردید، اساسا اصلاح طلب واقعی را چگونه تعریف می کنید؟ وجه افتراق اصلاح طلب واقعی از غیر واقعی برای مردم چیست؟

در هر جریان و جنبشی افرادی هستند که خالصانه و صادقانه در راستای اهداف و آرمان ها گام برمی‌دارند و منافع شخصی را در اولویت قرار نمی‌دهند. در جریان اصلاحات نیز برخی واقعا به اهداف و اصلاحات واقعی ایمان دارند اما برخی به طور اسمی خود را اصلاح طلب می‌دانند تا در راستای منافع شخصی به فوایدی دست یابند. نمونه آن را در لیست امید مجلس دیدیم که افرادی با نام و نشان اصلاح طلبی آمدند اما به مجلس که رسیدند چرخیدند. اصلاح طلب واقعی از دل مردم بیرون می آید، در مقابل خواسته های مردم نمی ایستد، وفاداری به مطالبات و اهداف اصلاحات را بر داشتن میز و منفعت شخصی ارجح می داند.

در حال حاضر اصلاح طلبان در دو قوه مقننه و مجریه کم و بیش در قدرت هستند. افرادی که امروز از این جریان هستند از گروه اصلاح طلبان واقعی هستند؟

کسانی که به فکر میز و کرسی و موقعیت خود هستند را اصلاح طلب نمی دانم اما برخی نیز واقعا به دنبال تحقق شعارهای اصلاحات هستند، ایران و ایرانی را اولویت می دانند، نگاه یکسانی به کشور دارند و تلاش می‌کنند در راستای اهداف اصلاحات گام بردارند. به هرحال عملکرد هر کسی در مقام و قدرتی که دارد نشان دهنده منش و شخصیت او است.

تقریبا مدت زیادی است که اصلاح طلبان گفت و گوی ملی را مطرح کرده‌اند، تا با وحدت بیشتر و هم افزایی مشکلات کاهش یابد، و مطالبات مردم به طور حداکثری پاسخ داده شود. این طرح را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

گفت و گوی ملی به نفع همه است، بهتر است در شرایط فعلی فاصله‌ها کم شود، سوءتفاهم‌ها برطرف شود، راهکارهایی اساسی و عملی برای بهبود وضعیت جامعه و مردم مطرح شود. از حاکمیت دوگانه و جناح هایی که به سد یکدیگر تبدیل می شوند به جایی نخواهیم رسید. معتقدم این وحدت ملی به شرطی محقق می شود که نگاه عادلانه و یکسانی در کشور شکل گیرد. خود گفتگو واقعیت این است که گفت و گو به نفع همه است می‌تواند فاصله ها را کم کند، سوءتفاهم‌ها را کاهش دهد، راهکارهای جدید و خوبی را مطرح کند، در این موقعیت حاکمیت دوگانه و تقابل جناحی نمی‌توانیم به جایی برسیم معتقدم این وحدت ملی به شرطی محقق می شود که نگاه عادلانه و یکسان باشد. گفت و گو به معنای پذیرش دو گروه است. از این مسیر باید بتوانیم افرادی را که کارنامه مناسبی داشته‌اند و می‌توانند به حل مشکلات جامعه کمک کنند اما بر اثر برخی محدودیت‌ها به حاشیه رفته‌اند جذب کنیم. با توجه به مشکلات داخلی و خارجی بهتر است از سیاست جذبی استفاده کنیم تا دفع یکدیگر.

بارها بر مطالبات مردم تاکید شد، یکی از مسیرهایی که امروز مردم بیش از همیشه توانسته‌اند خواسته‌های خود را با مسئولان مطرح کنند فضای مجازی است. دولت روحانی رنج های زیادی را متحمل شده تا این فضا نصفه و نیمه پایدار بماند اما برخی همچنان فشار می‌آورند که بهتر است محدود شود. ارزیابی شما نسبت به فضای مجازی چیست؟

جناح مقابل همواره بر ایجاد محدودیت در شبکه‌های اطلاع‌رسانی تاکید داشته است، خواه فضای مجازی، خواه مطبوعات و دیگر مسیرها. اما به راستی مگر می‌شود مشکلات را با راه حل های سلبی حل کرد؟ چنین روش هایی تنها مشکلات را روی هم انباشته می‌کند و در یک زمان خاص با یک جرقه شرایط وخیمی را ایجاد می‌کند. باید تا جایی که می‌توان کانال های ارتباطی را حفظ کرد، نظارت ها را افزایش داد. این مسیری است که موجب شفافیت بیشتر و جلب اعتماد مردم می شود و هرگونه بدبینی به سیستم و مسئولان را کاهش می دهد. هیچگاه نمی توان با محدودیت‌های اطلاع‌رسانی به حل و فصل مشکلات و مطالبات پرداخت.

در شرایط فعلی یکی دیگر از چالش هایی که پیش روی دولت است، وجود نهادهایی موازی است که برخی می گویند موجب شده تا دولت با محدودیت‌هایی روبه رو شود و نتواند آنطور که باید و شاید اقدام کند. این موضوع تا چه حد اثرگذار است؟

آنچه مشخص است اینکه دولت از قدرت اجرایی کاملی برخوردار نیست و یکی از موانع توسعه ما همین نهادهای موازی هستند که علاوه بر بعد تصمیم گیری که موجب تعلل و تصمیمات متناقض می شود بخش عظیمی از نیروی انسانی را در یک جهت موازی قرار می‌دهد که سرعت پیشرفت را کاهش می‌دهد. در شرایط امروز داخلی و خارجی بهتر است عقلای نظام و بزرگان دور هم بنشینند و چنین مشکلاتی را حل کنند. مردم هم در این شرایط می دانند با کدام نهاد طرف هستند. این موضوع موجب افزایش پاسخگویی و شفافیت می‌شود. حوادث یک ماه پیش موجب شد مسئولان بیش از همیشه بر حقانیت مطالبات مردمی پی ببرند و اینکه مردم حق دارند مطالبات خود را مطرح کنند از این چنین رخدادهایی باید استفاده شود تا در جهت حل مشکلات گام برداشت. مردم امروز آگاه هستند و با دسترسی به ابزارهای اطلاع رسانی نیازهای خود را طلب می کنند. اگر به این موارد بی توجهی شود با چالش های بیشتری روبه رو می شویم. باید به برخی مشورت های دلسوزان نظام و کشور در شرایط امروز توجه بیشتری شود.

جریان اصلاح طلبان که در سال های اخیر پرطرفدارترین جریان مردمی بوده در شرایط امروز چه وظیفه ای دارد؟

جریان اصلاحات یک ویژگی مهم دارد؛ اینکه خود باید همواره به دنبال اصلاح باشند. در واقع به نظر می رسد اصلاح طلبان نیاز به یک پوست اندازی دارند تا با استفاده از ظرفیت خود شرایط بهتری را در جامعه شکل دهند. اینگونه نباید باشد که اصلاح طلبان خود را مبرا از هرگونه اشتباه و خطا بدانند. در حوزه های مختلف نیاز به اصلاحاتی درونی است تا به اهداف اصلی دست یافت.

همیشه در سال‌های اخیر این مشکلات و مطالبات اقتصادی بودند که در راس خواسته‌های مردمی قرار داشتند. مشکلاتی از این دست که در بسیاری موارد قابل حل هستند چرا آنطور که باید رفع نشده تا حدی که در نظرسنجی که دانشگاه مریلند انجام داده و خبرگزاری فارس منتشر کرده حدود ۸۰ درصد مردم مطالباتی اقتصادی داشتند و برخی نیز نیاز به انجام برخی اصلاحات در امور اجتماعی را عنوان کرده اند؟

مهمترین مشکل را باید در همان وجود نهادهای موازی، تصمیم‌گیری‌های متعدد و گاه متناقض دید. برای مثال در اقتصاد وضعیت مشخص نیست، اقتصاد اسلامی است، سرمایه‌داری است یا سوسیالیستی یا در موضوعات اجتماعی برخی بر رفع محدودیت ها در حوزه‌های اجتماعی و فرهنگی معتقدند گروهی دیگر اما مخالفت می‌کنند. این تصمیم‌های دوگانه و گاه چندگانه روند اصلاحات را کند کرده است. اما اگر می‌خواهیم تحولاتی مثبت را در جهت خواسته های مردم ببینیم باید این نگاه‌ها همسو در جهت مردم شود. به هرحال بدیهی است که نمی‌توان مدت‌ها مردم را منتظر نگاه داشت و آنها امید دارند اصلاحات تدریجی را به طور ملموس ببینند.

روزنامه آفتاب یزد، زمان انتشار: ۱۴ بهمن ۱۳۹۶

مطالب مشابه
دیدگاه ها