نمایش نوار ابزار

از جمهوری اسلامی چه انتظاری داشتیم؟

چون در یک خانواده عالم دینی (نه روحانی ، چون در اسلام چنین عنوانی نیست) نشو و نما یافته ام، از اغاز کودکی بحث اسلام و قرآن و جلسات مباحثه علما در مورد مسائل مختلف گوش هایم را می نواخته و چون مرحوم پدر و برادرم کم تا بیش علاقمند به مباحث سیاسی بودند ، همیشه یک جامعه آرمانی را در ذهن خود تصور می کردم. امنیت روحی و روانی برای همه ی اصناف و طبقات باز بودن مغازه ها در طول شبانه روز، برگزاری محافل و مجالس مختلف حضور سخن رانان در مساجد و اماکن عمومی عدم وجود فاصله طبقاتی راه پیمائی ها و تحصن ها و حضور سخنوران با افکار مختلف از صدا و سیما و خیلی آرزوهای دیگر ،.

اما هرچه از عمر انقلاب می گذرد، آرزوهای بر باد رفته را بیشتر می بینم،

یک بار می خواهم در مراسم ختم بخاری شرکت کنم  می گویند مصلحت نیست بار دیگر می خواهم در مراسم یادبود نماینده همکار در گنبد کاوس حضور یابم، می گویند مشکل ساز است.

و قرار بود در مراسم گرامی داشت قربانیان بمباران شیمیائی  حلبچه و سردشت به دعوت دانشجویان کرد در دانشگاه تبریز سخن رانی نمایم ، تا حداقل به دانشجویان کرد ثابت نمایم که از هر کوردی، کورد ترم و دغدغه محرومیت و مظلومیتشان را دارم، دانشگاه موافقت نکرده است.

راستی، چگونه در ایام انتخابات ریاست جمهوری که به رای کوردها و اهل سنت برای افزایش‌ مشروعیت نظام نیاز دارند، سخن رانی ما بلا اشکال است؟ اما در غیر از این موارد مضر و به ضرر نظام است.

آیا این است کرسی آزاد اندیشی در  دانشگاه؟ کدام کرسی؟ و کدام آزاد اندیشی؟ شما با فکر مشکل دارید یا با شخص و یا با آزادی؟

آقای روحانی و آقای وزیر علوم منصوب به او! آیا یک استاد دانشگاه، جانباز پنجاه درصد فرزند و برادر شهید نمی تواند در یک دانشگاه در باره رنج های ملتش با دانشجویان صحبت کند ، چه کسی می تواند؟

به نظر می رسد با این مسیری که در پیش گرفته ایم ، نه تنها به مدینه فاضله اسلامی نمی رسیم که عرب بیابانی خلیفه را از منبر به زیر می کشاند بلکه به ترکستان نزدیکتر است.

در اینجا لازم است از دوستان دانشجو که از این جانب دعوت نموده بودند تشکر کنم و آرزوی استقامت و موفقیت آنان را در رسیدن به مقصود و هدف دارم.

دیدگاه ها

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.