نمایش نوار ابزار

ارزش سه زن در زندگی

ارزش سه زن در زندگی

نام گذاری یک روز در سال به نام زن به نشانه قدرشناسی از مقام زن و جایگاه او هر چند اقدام درخوری است اما کافی نیست. بسیاری از متفکران مسلمان هر چند چنین کاری را می پسندند اما معتقدند ما باید در همه روزهای سال قدردان زحمات همه کسانی باشیم که نقشی در پیدایش، رشد و نمو، تربیت و پرورش ما دارند.

اگر اسلام بهشت را در زیر پای مادران می داند و سه مرتبه آن را مقدم بر پدر می داند.

اگر قرآن اطاعت از آنان را پس از پرستش خداوند می داند و  حتی گفتن کلمه “أف” را نسبت به آنان بر نمی تابد.

اگر پیامبر خدا زن شایسته را بهترین نعمت دنیوی می داند.

اگر تاریخ شاهد مریم، ملکه سبا، عایشه، فاطمه و هزاران زن شجاع و مبارز بوده است.

اگر موفقیت هرمردی رهین زنی بوده که در پشت سرا و بوده است.

اگر مهر و محبت و ایثار زنان پاکدامن و عفیف نبود خیلی از جنبش ها به پیروزی نمی رسیدند.

سه زن در ارتقاء و اعتلای مرد نقش دارند

در این میان سه زن در آرامش، رشد و ارتقای مرد و اعتلای او نقش حیاتی دارند. مادر از زمان حاملگی تا تولد و طفولیت و جوانی زندگیش را فدای فرزندش می نماید و وجودش را مانند شمعی برای هدایت و رسیدن به مقصد جگر گوشه اش می سوزاند. پس از مادر دو زن در زندگی انسان نقش ایفا می کنند یکی به نام همسر و دیگری به نام مادر همسر و مادر سببی.
البته نباید با اضافه شدن این دو جایگاه اولی تضعیف شود بلکه باید به عنوان ضلع اصلی مثلث وجود خود را حفظ کند. اما همسر که مکمل زندگی و شخصیت شوهر و مرد است اگر ازدواجش براساس عقلانیت، عشق، عاطفه و اخلاق صورت گرفته باشد. هرچند ملاک های دیگری در دین وجود دارند بهشتی را برای انسان دراین دنیا می سازد که بی نظیر است. مادر زن هم به سبب محبتی که به داماد و دخترش دارد به طور قطع نقش مهمی را در زندگی جدید با اخلاق و محبت و پشتیبانی و حمایت خود ایفا می کند.

ارزش سه زن در زندگی

ارزش سه زن در زندگی

و اما مادرم که فاطمه بود و از زندگی لذتی نبرد و دائما مصیبت پشت مصیبت و اندوه پس از اندوه را دید. مصیبت ازدست دادن فرزندانش، همسر و خویشاوندانش مانند کوهی از غم و غصه بر دوشش سنگینی می کرد و دنیارا با بیماری و رنج ترک کرد که همیشه مدیون و ممنون او هستم. هرچند نتوانستم دینم را نسبت به او ادا کنم.

اما ضلع سوم مثلث محبت و زنان مؤثر در زندگی مرد یعنی حاجیه شرافت، که زنی فهمیده و باشخصیت که در چند سال اخیر وفاداری و کرامت انسانی را به سبب پرستاری و نگه داری از شوهرش نشان داد. در سی و اندی سال که نقش دوم مادری را بر عهده داشته است از ایشان جز نیکی چیزی ندیده ام و واقعا دلسوزی خود را نشان داده است.
و اما سومین زن، همسرم که هرچند من به خاطر شیوه ی زندگی و فعالیت های سیاسی و مدنی شوهر خوبی برای ایشان نبوده ام اما صبر و حوصله ایشان همراه با مهمان نوازی و همراهی و دیگر زحمت های ایشان مخصوصا نسبت به فرزندانم به هیچ وجه قابل جبران نیست و مگر خداوند اجر زحماتش را بدهد.
علاوه بر آن مادر کودک اتیسمی است که تا خانواده ای این گونه فرزندان را نداشته باشد رنج و مصیبت این خانواده ها بویژه مادران را درک نمی نماید.  من از برخورد و تحمل و صبوری همسرم در مقابل تمام مشکلات فرزندش که برای هیچ کس قابل تحمل نیست تعجب می کنم و خدارا شاکرم که اگر ایشان نبود چه کسی می توانست این همه مشکلات را تحمل نماید و به این سنت الهی پی بردم که اگر زن نبود زندگی تداوم پیدا نمی کرد. اگر مادر نبود مهر و عطوفت معنا پیدا نمی کرد. آری خداوند به اندازه توان و تحمل چنین مادرانی مصیبت را نازل می کند.
آری در زندگی من این مثلث نقش اساسی داشتند و هرچند مادرم به رحمت ایزدی پیوسته است اما امیدوارم دوضلع دیگر همچنان نقش اساسی خود را در تداوم زندگیم و ایجاد شور و شوق و تداوم آن ایفا کنند.

مطالب مشابه
دیدگاه ها