ارتباط آزادی با مقاصد شریعت | جلال جلالی‌زاده
نمایش نوار ابزار

ارتباط آزادی با مقاصد شریعت

هرچند آزادی مطلوب همگان است و همگی در پی آنند .اما این نعمت خدادادی مانند دیکر نعمت ها به وسیله ی عده ای از انحصار طلبان غصب وتصرف می شود .هرچند برداشت معاصرین با گذشتگان متفاوت است . و در قدیم مردم به دو دسته تقسیم می شدند :آزاد وبرده .اماامروز آزادی همراه با اختیار انجام فعل و در حد توان گره خورده است. اما در گذشته برداشت افراد متفاوت بود .افرادی مانند حافظ آزادی را رهایی از هرگونه تعلقی می دانستند وبرخی رهایی از شهوت ها و عرفا فنا شدن در ذات حق و عده ای وابسته نشدن به عرف و آداب ورسوم می دانستند. در جهان معاصر وپس از دوره رنسانس و روشنگری مفهوم آزادی در ابعاد مختلفی به کار گرفته شد.در زمینه اندیشه ,بیان, اقتصاد, سیاست, دین, عمل, عمل, سفر, و…..

آنچه که در اینجا مورد نظر است ارتباطـ آزادی با مقاصد ضروری است یعنی حفظ دین, جان, نسل, عقل و مال است. که اگر در این باره به خوبی تأمل شود به خوبی متوجه این مطلب می شویم که بدون آزادی وجود ویا تداوم هریک از این ها به خطر می افتد .سؤالی که مطرح می شود. چرا فقها آزادی یا عدالت را جزء مقاصد شریعت قرار نداده اند؟ در پاسخ می توان گفت ;آزادی فطری انسان است ,همانگونه که یکتا پرستی فطری انسان است وهیچ چیزی بدون آزادی و یا توحید در معیار اسلام ارزشی ندارد. مگر می شود مسلمان بود و عبادات را انجام داد اما مشرک بود؟ مگر می شود دین را با اجبار واکرا ه پذیرفت ؟اصلا در دین اکراهی نیست.هدف دین تحقق مقاصد کلی شریعت است که بدون آزادی هیمگاه محقق نمی شوند .حفظ جان بدون ازادی در تصرفات وانجام کارها مقدور نیست. انسانی که آزادانه نتواند در امورات خود دخل وتصرف نماید ویا سرنوشت خودرا تعیین نماید چه بهره ای می تواند در زندگی ببرد؟ وعقل انسان بدون داشتن آزادی چگونه می تواند به کمال مطلوب برسد؟ عقل در اسلام معیار تکلیف است وبدون عقل هیچ امری مورد پسند وپذیرفته نیست.وقتی که در شرع اقرار وتصرف شخص مکره ومجنوت درست نیست .مشخص است که هرگونه محدودیتی موجب عدم استفاده و نقص و ناکارآمدی آن ها می شود. همین طور حفظ مال بدون آزادی در تملیک وتملک محقق نمی شود ویا در حفظ نسل اجبار نه تنها موجب تداوم زندگی نشده بلکه مشکلات فراوانی را در پی داشته است.بنابراین زندگی همان گونه که بدون توحید ارزشی ندارد ,بدون آزادی نیز فایده ای ندارد.به طور قطع آزادی اصل واساس مقاصد شریعت است وآزادی مقدمه ورود به دین است .کسانی که معنای آزادی را نمی فهمند به طور قطع دینشان کامل نیست .حکومت خلفای راشدین در توجه به آزادی این نکته مهم را ثابت می نماید که جامعه دیندار یعنی جامعه آزاد ومخالفت برخی از فقها با تقلید دراین راستا بوده است که شخص خود را ازـآزادی فکر وتأمل محروم ننماید. زمانی که اسلام ظهور کرد بردگی در تمان جوامع فراگیر بود واسلام تلاش نمود تا این پدیده زشت را به عناوین مختلف زائل نماید.

پیامبر (ص)در آغاز ورود به مدینه ازادی یهودیان را به رسمیت شناخت وخلیفه دوم در آغاز ورود به بیت المقدس ازادی مسیحیان را به رسمیت شناخت .دوره اندلس دوره شکوفایی علم وتمدن است .ازدواج مرد مسلمان با زن غیر مسلمان وآزاد بودن او در انجام امور مذهبی دلیل بر تسامح وازادی در زندگی است.

چرا نباید ازادی مقصد شریعت باشد؟ دکتر طه جابر علوانی آن را از مقاصد شریعت می داند. چگونه می توان حفظ مال یا جان را مقصد شریعت دانست اما حفظ آزادی را که فطری بشر واساس زندگی است به عنوان مقصد محسوب نکرد؟ تا انسان از بند همه تعلقات رهایی نیابد وتا انسان از خرافات وشرک آزاد نشود چگونه می تواند مسلمان نشود؟

با توجه به مطالب مذکور می توان گفت: آزادی را می توان یکی از مقاصد شریعت نام برد چون بدون آزادی ,کرامت انسانی محقق نمی شود و هر چیزی که کرامت انسانی را زائل نماید و حقوق انسان با اجبار هیچ سازگاری ندارد زیرا در آیه لا إکراه فی الدین نکره در سیاق نفی و عام است .بنابراین می توان آزادی و عدالت را به عنوان مقاصد شریعت و زیربنای مصالح ضروری قرار داد و با ایجاد این رابطه تحول کل در دیدگاه دیگران نسبت به اسلام قرار داد.

دیدگاه ها