نمایش نوار ابزار

اجتهاد جمعی و ضرورت آن در عصر حاضر

یکی از ویژگی های دین مبین اسلام همگامی با سیر وحرکت زمان وهمراهی با مقتضیات زمان ومکان است ودر این دین خاتم هر چند نصوص محدود ومنتها ومسائل ومشکلات نامحدود ونا متنتهی هستند اما خداوند با بخشیدن نعمت عقل به انسان ومنت گذاشتن بر او راه کار استفاده از منابع دینی را در جهت تأمین نیازمندی های او در دوران های مختلف به وی نشان داده است .از آن جائی که دین اسلام به منزله یر مکمل ومتمم ادیان قبلی است لذا دارای ویژگی هائی است که آن را شایسته ی تطبیق در هر زمان ومکانی قرار داده است .
این دین دارای ویژگی هائی استکه آن را از دیگر ادیان ممتاز گردانیده که یکی از آن ها مصونیت از تحریف وتبدیل است {حجر/۹} این مصونیت وحفاظت خدایی آن را در طول تاریخ از رهبرد خائنان وتحریف کنندگان حفظ نموده وآرامش واطمینانی کامل را به پیروان وتابعان آن داده که می توانند به عنوان گنجینه ای ارزشمند در همه ی ادوار تاریخ از آن استفاده کنند.
هیچ پیامبری معجزه اش کتاب نبوده وتنها حضرت محمد است که از چنین معجزه ی شگفتی برخوردار است که عقل را مورد خطاب قرار می دهد و سازگار با فطرت سالم انسانی است .واجتهاد که بر پایه ی استفاده از عقل وخرد بنا شده می تواند در مواردی که نص صریحی در باره ی حکمی وجود ندارد با استفاده از دستوراتی که شارع حکیم بیان نموده به استنباط احکام شرعی بپردازد .
هرچند در جامعه اذهان عادت به اجتهاد فردی کرده اند اما در حقیقت اصل بر اجتهاد جمعی واجماع وشوری است . زیرا اهمیتی که اسلام به خرد جمعی وعمل شورائی می دهد به مسائل اعمال نظر فردی نمی دهد وباید گفت که اسلام هیچ گاه موافق تحمیل عقیده ویا کلام فرد بر جمع نبوده مگر اینکه حقانیت آن اثبات شده باشد که سخن حق را حلاوت دیگری است وحق بر هر فرد وگروهی ارجحیت وحاکمیت دارد .
در این باره که آیا کتاب وسنت به تنهائی کفایت می کنند ؟ واگر کفایت نمی کنند چه راه کاری اندیشیده شده است ؟باید گفت که کتاب خدا وبه تبع آن سنت فرستاده اش در اینکه همه ی احکام ضروری زندگی در آن ها گنجانده شده شکی نیست واینکه دین خداوند کامل ونعمت آن تمام شده قطعی است . همانگونه که گفته شد علاوه بر نعمت قرآن ومعجزه بودن آن وتوجه واهتمام به نیروی عقل وتعقل وتفکر در آیه های فراوان اصول وقواعدی را به صورت کلی بیان نموده تا مسلمانان در شرائط خاصی از آن ها قوانین واحکام لازم را استخراج نموده ودر پرتو آن ها زندگی سعادتمندانه ای را داشته باشند .اینکه آیا در همه ی موارد اجتهاد لازم است یا خیر سوالی است که به ذهن انسان خطور می کند وپاسخ دادن به آن می تواند تا حدی کارساز باشد در این باره می توان گفت که احکام شرعی از دوحال خارج نیستند یا احکام قطعی هستند ویا احکام ظنی .
در احکام قطعی که به صورت روشن وواضح بیان شده اند جائی برای اجتهاد نیست مانند واجب بودن عباداتی مانند روزه ویا حرمت دزدی .اما در احکام ظنی که محل اختلاف واجتهاد پذیراند بر اثر ظنی الدلاله ویا ظنی الثبوت بودن نصوص محل مناقشه ومجادله واظهر نظر علما هستند وشریعت هم چنین مجالی را به فقها داده تا در پرتو استفاده از عرف اهل لغت ویا شرائط زمانی ومکانی برداشت خودرا ارائه نمایند که انگونه اختلافات در کتاب های فقهی را می توان مشاهده کرد .
چون بحث ما اجتهاد جمعی است لازم است به ضرورت وکاربرد آن در جوامع مختلف بویژه در عصر اشاره کرد ،همچنانکه گفته شد بنای اجتهاد بر شورا ومشورت گذاشته شده وپیامبر(ص)نیز عصمت ومعصومیت از خطارا برای هیئت جمعی به کار برده نه برای فرد ،زیرا برای فرد فرموده اگر به حق اصابت کند دو پاداش واگر دچار خطا شود یک پاداش می برد .

اما خود اجنهاد یعنی به کار گیری توان فکری وعقلی برای استنباط حکم لازم که از سوی مجتهد اعمال می شود مشروعیت آن مورد تأیید همه ی مسلمین قرار گرفته است ، یعنی وظیفه ومسئولیتی که از زمان حضرت تا امروز ادامه داشته است.قرآن در موارد متعددی مسلمین را در هنگام اختلاف مأمور به رجوع به قرآن وسنت می کند ،یعنی تا در بین جمعی اختلاف نباشد وآنان اهل تدبیر وتأمل نباشند چگونه ممکن است به خدا ورسول مراجعه کنند (نساء/۵۹) وهمینطور دستوردادن به مشورت یعنی یافتن راه کار درست طبق أدله ی شرعی منصوص وغیر منصوص که این کار بدون اجتهاد جمعی واستفاده از تخصص افراد صاحب نظر صورت نمی گیرد (شوری /۳۹) وآیه ی دیگری که می توان در اثبات اجتهاد جمعی به آن استناد کرد (نساء /۸۳) می باشد که بر اجتهاد تآکید می کند واین وظیفه ی سنگین را جزجمعی افراد متخصص وصاحب نظر که با هم فکری وهم دلی بتوانند انجام دهند از عهده ی دیگران خارج است.همینطور در سوره ی( حشر /۲) صاحبان بصیرت را به عبرت گرفتن واجتهاد فرامی خواند.اینکه اشخاصی عنوان می کنند که امکان اجتهاد جمعی وجود ندارد به هیچ وجه قابل قبول نیست ،زیرا اصل بر اجتهاد جمعی است واجتهاد فردی جز در حال ضرورت وقضایائی که محل اجتهاد فردی است نمی تواند معمول به باشد ،اجتهاد جمعی صحابه واتفاق نظر بر مسائل مبتلابه جامعه مانند جمع آوری قرآن ودیگر مسائلی که عارض جامعه می شدند خلیفه فورا دستور می داد تا فقهای صحابه جمع می شدند ونظر خودرا ابراز می داشتند وپس از شنیدن دیدگاه های مختلف ورسیدن به رأی واحد دستور وحکم صادر می شد
پس وقتی که لازم است مجتهد در استنباط احکام از علوم مختلف روز استفاده کندواین کار از شخص واحد ساخته نیست واز سوی دیگرعلوم وفنون هر روز در حال تطور وتکامل واستعدادها در حال شکوفائی وروابط ملت ها وفرهنگ ها در حال افزایش است یک مجتهد به تنهائی نمی تواند پاسخگوی همه ی مسائلی باشد که در یک روز یا در یک هفته از کشورها ومناطق مختلف به او محول می شود مجتهدی که ضروری است با مسائل بیمه وبانک داری وبورس ویا مسائل پزشکی روز آشنا باشد جز با تلاش جمعی وتقسیم کار از عهده آن بر نمی آید.وقتی رکه جسم انسان موضوع علم پزشکی واین علم هر روز شاخه هایی بر آن افزوده می شود ودارای تخصص هایی می گرددکه هر یک از دیگری منتفاوت است چگونه در اجتهاد در مسائل دینی باید با ابزارها وبینش گذشته وقدیمی وبه صورت فردی می توان مسائل را پاسخ داد؟
چگونه فرهنگستان زبان وعلوم برای حفظفرهنگ وزبان ویا ساختن اصطلاحات از این همه کارشناس واستاد وخبره استفاده می کند اما در مسائل اجتهادی نیازی به کار جمعی واستفده از تخصص های گوناگون نباشد .خلفای راشدین با وجود بساطت زندگی وعدم تجمل وتنوع واندک بودن مسائل مرجوعه اما همیشه از رأی صاحب نظران استفاده می کردند وبه مراعات مصالح افراد وجامعه اهمیت می دادند زیرا مصالح کلی جامعه به نسبت تنوع وتعدد اهداف وتشعب نیاز به یک تصمیم کلی وجمعی دارند .هرچند شاید بتوان گفت که مجتهد مطلق به معنای گذشته امروز در جامعه نمی تواند وجود داشته باشد اما جنبش های علمی وفقهی موجود بهترین شاهد بر لزوم اجتهاد جمعی است که از مرز ترجیح ومنتسب شدن به مذهب خاصی بگذرد وبه مسائل واقعی بنگرد
علمای معاصر نه تنها بر لزوم اجنهاد تأکید نموده اند بلکه اجتهاد جمعی را هم یک قضیه ضروری می دانند زیرا هم مسائل جدیدی پدید آمده اند که در گذشته نبوده اند وهم اینکه از پیچیدگی وارتباط کامل با دیگران برخوردارند که تسلط خاص خودرا می طلبد وشاید یکی از انگیزه های ایجاد مجامع فقهی در جهان اسلام مطالعه وبررسی مشکلات زندگی کنونی واجتهاد درست در باره آنان است که بتواند راه حل های درست وکامل را ارائه دهد که یکی از فوائد اجتهاد جمعی علاوه بر دادن فتواهای سنجیده وقانع کننده عاملی برای وحدت مسلمین ودوری از تفرقه واختلاف است
عالمانی مانند شیخ محمد طاهر ابن عاشور (م۱۲۹۶ه ق)می گوید:اجتهاد بر امت اسلامی واجب کفائی است ومسلمانان با وجود توانائی وداشتن اسباب وامکانات در صورت تفریط گنه کار می شوند وکمترین وظیفه علما که باید به آن بپردازند تلاش برای تشکیل مجمع فقهی است که علمای بزرگ جهان اسلام در آن جمع شوند وفتواهای را صادر کنند تا مردم به آن ها عمل کنند ودنیای اسلام را از احکام خود آگاه نمایند وفکر نکنم کسی با آنان مخالفت کند (مقاصد الشریعة الاسلامیه ،ص۱۵۱،شرکة التونسیه للتوزیع،چ۱،۱۹۷۸م)
دکتر محمد یوسف موسی نیز می گوید:ما کاملا معتقدیم که زمان آن فرارسیده که در کنار فرهنگستان زبان عربی مجمع فقه اسلامی داشته باشیم زیرا مطالعه فقه همانگونه که ما به دنبال تحقق مقاصد خود هستیم جز با ایجاد مجمع فقهی ممکن نیست .(تاریخ الفقه الاسلامی ،ص۱۸،دارالکتاب العربی ،۱۹۵۸م)

سعید بن مسیب از علی بن ابی طالب (رضی الله عنه )روایت کرده است که از رسول خدا (ص)پرسیدم :گاهی حادثه ای رخ می دهد وپاسخ آن در کتاب خدا وسنت شما نیست ،فرمود :دانشمندان مسلمان راجمع کنید ودربین خود در باره آن مشورت کنید .با رأی یک نفر در باره آن حکم ندهید (الفقیه والمتفقیه ،خطیب بغدادی ،ج۱،ص۱۹۱)
واگربعد از دوره خلفای راشدین ما شاهد اجتهاد جمعی نبوده ایم تنها به سبب نبودن حکومت اسلامی ومجلس اهل حل وعقد و عدم حضور پیشوایان فقهی وعدم مشروعیت حکام بوده که فقها به ناچار به اجتهاد فردی روی آورده اند وحتی در تاریخ زندگی ائمه اربعه می خوانیم که کسانی مانند امام ابوحنیفه همیشه مسائل را با شاگردانش مطرح می کرد وپس از رسیدن به تصمیم واحد آن را اعلام می کرد .از سوی دیگر اگر به اجتهاد جمعی برگردیم می بینیم که منافع آن بسیار بیشتر از منافع اجتهاد فردی است زیرا همیشه دین اسلام بر شوری ووحدت تأکید نموده واز تفرقه واختلاف نهی کرده است واینکه دقت وصواب در اجتهاد جمعی بیشتر است وامت اسلامی را به سوی وحدت رویه در صدور احکام وتشریع می برد ، استاد عبد الکریم الخطیب می گوید:تا زمانی زمینه وامکانات اجتهاد جمعی باشد اجتتهاد فردی جائز نیست زیرا تاریخ ثابت کرده که هرج ومرج قانونگزاری در فقه اسلامی مهمترین عامل آن اجتهاد فردی بوده است به گونه ای که تعدد آراء وکثرت اختلافات موجب تبدیل امت اسلامی به گروه ها وفرقه ها شده است.(الاجتهاد الجماعی ،شعبان محمد اسماعیل ، دار السلام ،۲۰۱۱م)
وبه نظر می رسد با توجه به وجود حکومت اسلامی در ایران وتمرکز فقها در شهری مانند قم همانگونه که آقای هاشمی هم بارها گفته است:بهترین زمینه برای اجتهاد جمعی فراهم شده است که می تواند تجربه ای برای دیگر کشورها باشد وتجمع علما وبحث کردن روی مسائل مختلف ونجات مردم از فتاوا وجواب های گوناگون بهترین کمک به وحدت اسلامی است .مطمئنا پذیرش این پیشنهاد بهترین کمک به وحدت اسلامی وعمل به شورائی کردن امور از آن جمله اجتهاد است چگونه در هر مسأله کوچک وبزرگی شورا ومشورت لازم ومهم است اما در باب مسائل فقهی ودینی که این همه برآن تأکید شده فقا راضی به عملی کردن آن نیستند ؟ امروز بهترین فرصت برای دور هم نشستن فقها ونوشتن کتابهای فقهی به صورت جمعی واجتناب از هرج ومرج فقهی در جامعه ای است که ادعای حکومت اسلامی را دارد .از سوی دیگر اجماع فقهای کشور وتشکیل مجمع فقها می تواند در کمک به دیگر نهادهای حکومت در اعمال احکام اسلامی مسئولیت خودرا ادانماید .
اینجانب تجربه ای که در سال ۷۶ در حج داشتم بسیار تلخ ونگران کننده بود .در کاروان برادران اهل تشیع مقلدان مراجع حضور داشتند که هر یک از آنان نظر مرجع خودرا می خواست وروحانی کاروان هم نمی توانست هم زمان نظرات همه آنان را بیان کند که این مسأله موجب نارضایتی واعتراض وسر در گمی حجاج شده بود .اگر مراجع با هم جمع شوند ویک توضیح المسائل بیرون دهند مطمئنا در وحدت وتسهیل بر مسلمانان اهل تشیع بسیار آسان وسهل خواهد بود.

دیدگاه ها

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.