اتحاد دیکتاتورها واختلاف ملت ها | جلال جلالی‌زاده
نمایش نوار ابزار

اتحاد دیکتاتورها واختلاف ملت ها

خروج نیروهای کورد از شهر منبج وواگذاری آن به نیروهای سوری سناریوهای زیادی را درمنطقه افشاکرد،که مهمترین آن ها تبانی های پشت پرده واتحاد دیکتاتورها در حفظ قدرت یکدیگر ودهن کجی به مطالبات ملت ها وخلق هاست.دقیقا رژیم های پوسیده عرب هرگز اجازه نخواهند داد که جنبش های مردمی قدرت گیرند وحکومت های دموکراتیک تاسیس شوند ،زیرا بزرگترین حرکت پیامبر اسلام وصحابه تشکیل یک حکومت شورایی وگذار از یک جامعه قبیله ای به یک جامعه مدنی متناسب با آن زمان است ،که رنگ ورو ی قبیله گری به سمت شایستگی فردی ،ساخت شهرها ،ارتش ودیو ان ،تقویم والفبا بود،اما آن حکومت شورایی مساوات طلب دوباره جای خودرا با همان قبیله گری عوض کرد .وحتی امروز دراین کشورهای عربی نشستن درچادرها وانتساب به قبیله جزء افتخارات محسوب می شود .پس دراین حال وهوا مفاهیم مدرنیته مانند به رسمیت شناختن حقوق دیگران و رأی وانتخابات پشیزی ارزش ندا رند.وهرگونه عملی که موجب به خطر انداختن پایه های قدرت وافزایش مشارکت دیگران شود ،با برخورد شدید مواجه خواهند شد .ونتیجه چنین تفکری آن شد که حکومت های کودتایی وبه نام جمهوری یا جمهوری مادرم العمر شدند ویا ارثی گشتند. جنبش بهار عربی ویابیداری اسلامی که با خودسوزی یک دست فروش تونسی آغاز شد وباسرعت غیر قابل منتظره ای دیگر کشورها را فراگرفت ،از همان آغاز با پناهندگی به دیکتاتورها حمایت از آنان با واکنش دیگر دیکتاتورهای منطقه آغاز شد .حاکمان عربستان باحمایت از بورقیبه وعلی عبدالله صالح وسرنگونی مرسی سنگ تمام گذاشت.اما پرخسارت ترین جنبش ها ازآن ملت سوریه بود که همه دیکتاتورها را سر یک سفره گرد آورد و بشیر وسلمان وسیسی واردوغان را دوباره به هم متصل نمود وبا خیانت همیشگی شیطان بزرگ به ملت های مظلوم ازآن جمله کوردها که همیشه قربانی احساسات وساده دلی وتنهایی وبی یار ویاوری خود وفریبکاری وشیادی دیگران هستند ،این وحدت آشکارتر وعملی شد .و پدیده ی داعش که یک خیمه شب بازی برای تخریب آثار باستانی، ویران کر دن شهرهای قدیمی و مراکز تمدن اسلامی ،بدنام کردن چهره اسلام وبه مسلخ بردن جوانان ساده لوح واحساساتی مسلمان بود با جمع کردن آنان در سوریه ونابودی آنان و آسوده خاطر شدن حکومت های جایر ،هم اکنون نوبت جمع شدن مستان در کنار بشار اسد وسرکشیدن جام پیروزی و خاموش شدن شعله جنبش های اسلامی در منطقه است.
اما اکنون کوردهای سو ریه که سنگین ترین هزینه ها را در مبارزه با داعش وخوش باوری نسبت به امپریالیست ها وقدرت های جهانی ودیکتاتورهای منطقه داده اند ،باید نتیجه ومحصول مبارزات چندین ساله خودرا از ترس افتادن در آب به آتش بسپارند وبا سرنوشت نامعلوم دیگری مواجه شوند.پرسش این است که آیا پس از تسلیم منبج ، کوردها که قربانی خیانت آمریکا ودیکتاتورهای منطقه شده وپس از اتمام تاریخ مصرفشان در مبارزه با پدیده ساختگی داعش بر ای توجیه حضور کشورهای غربی در خاورمیانه ،لازم است دیگر مناطق را تسلیم نمایند؟ ویا تا تحقق اهداف آمریکا وروسیه در منطقه در باقیمانده مناطق تحت تصرف خواهند ماند؟ هرچند بازیگرانی مانند اردوغان از حربه اتهام تروریستی به کوردها بهترین استفاده را بردند ،ودرخت آرزوهای چندین ساله ملتی را قطع کردند .اما بدانند با قطع درخت وجنگل هرگز خاک وسرزمین ازبین نخواهند رفت وهمیشه مهیای سر برآوردن نهالان ودرختان تنومندی خواهد بود که باتوفان های سهمگین ازبین نخواهند رفت. وننگ ابدی برای پایمال کنندگان حقوق ملت ها و طراحان نابودی مستضعفان خواهد ماند. اما متاسفانه علی رغم اتحاد دیکتاتورها ،ملت ها هیچگاه با همدیگر ،همدلی وهمدردی ننموده وازحقوق یکدیگر دفاع نکرده اند.

دیدگاه ها