آقای ولایتی شما لنگ بپوش | جلال جلالی‌زاده
نمایش نوار ابزار

آقای ولایتی شما لنگ بپوش

در جامعه اسلامی واعظان غیر متعظ بسیار سرزنش شده اند و صداقت یعنی تطابق ظاهر و باطن یکی از ویژگی های جامعه دینی و معنوی است. قرآن فرموده: چرا می گوئید و عمل نمی کنید. پس شرطـ اول نفوذ و پذیرش موعظه و رهنمود عمل کردن ناصح و واعظ است. متاسفانه از زمانی که برخی با استفاده از سپر قدرت خود را از آماج تیرهای انتقاد حفظ کردند، جامعه دچار حرکت قهقرایی و سیر نزولی شد.

هر چند مشخص است که آقای ولایتی در سایه کثیر المشاغل بودن هیچ وقت مجبور به خوردن نان خشک و بستن لنگ نمی شود. اما بسیارند در همین شهر تهران و در مناطق محروم کردستان و بلوچستان حتی از داشتن لنگ تنها و تهیه نان خشک ناتوانند.

بسیاری از خانواده هایی که تنها منبع درآمدشان همین پول یارانه است و برخی از خانواده ها در منطقه اورامان با داشتن سه فرزند لیسانس بیکار به خاطر نداشتن پارتی و واسطه شب را به امید گشایشی به روز می رسانند, شاید فرجی حاصل شود و دستی از غیب برون آید و کاری برایشان انجام دهد و نانی بر سفره آنان اندازد.
غافل از اینکه (بنا به گفته دیگران, آقای ولایتی جزء افراد کثیر المشاغل است) و می تواند با یک ایثار از نوع جنتی برای پنجاه خانوار شغل ایجاد نماید و بسیاری از جوانان را بر سر تخت بخت بنشاند. تا نیازی به پناە بردن به لنگ و نان خشک نباشد.

اقای ولایتی قطعا به سبب سکانداری کشتی روابط خارجی از سوی افرادی مانند جناب عالی بود که به جای آرزوی رسیدن به ژاپن و آمریکا امروز باید حوثیان یمن را الگوی خویش قرار دهیم. همان کسانی که پشت انقلابیون یمن را خالی نموده و با دیکتاتور ضد بشر یمن یعنی صالح متحد شدند و امروز این بلا را بر سر مردمان مفلوک و محتاج یمن وارد کردند و موجب شدند که حکومت های مرتجع شهرها و روستاهای تاریخی را ویران و آثار باستانی را نابود سازند.

آری آقای ولایتی ما باید به حکم جبر تاریخ و اعمال سنن هستی دچار چنین سرنوشتی شویم زیرا متناسب با قوانین حاکم بر هستی در جهت تسخیر منابع زیر زمین و خدادادی استفاده نکردیم و یا کار را به کاردان نسپردیم و یا چنان بر اشخاص ناتوان مسؤولیت ها را بار نمودیم که هیچ کدام را به خوبی انجام ندادند.

به یاد داستانی افتادم که شخصی می گفت: چه فکر می کردیم و چه شد. آری انقلاب برای استقلال و تعیین مسیر نه شرقی نه غربی بود و ابرقدرت منطقه شدن و نه شرقی شدن. اما چه می توان گفت, هنگامی که شخصی مانند جناب عالی به سبب نداشتن وقت برای انجام وظیفه چنین اندیشه های نابی به ذهنتان خطور می کند و  کشور را به سوی جامعه زمان ابرهه سوق می دهید و لنگ پوشی و نان خشک خوردن را مایه افتخار می دانید. چه گویم: که خودکرده را تدبیر نیست.

دیدگاه ها